مناسبات بینامتنیت ادیسه با دده قورقود


مناسبات بینامتنیت ادیسه با دده قورقود
مجید نصرآبادی


هر قومی برای تثبیت آرمان‌ها و آرزوهای خویش یا برای اینکه بگوید از کجا آمده است و به کجا می‌خواهد برسد باید «فراروایت»های خاص خویش را داشته باشد. فراروایت‌ها این امکان را به یک قوم می‌بخشند که خاطره جمعی قوم را بازیابی کنند. اسطوره‌ها، حماسه‌ها و افسانه‌ها یکی از بهترین اشکال روایت‌های کلان هستند که برای عامه قابلیت فهم و ادراک دارند.


اقوام ترک زبان که یکی از مهمترین بازیگران تمدن در حوزه‌ی آسیای میانه و خاورمیانه هستند و از پیشینه‌ی تاریخی کهنی برخوردارند برای زنده نگه‌داشتن خاطرات جمعی اقوام ترک نیازمند یک حماسه‌ی قومیتی بودند که شرحی بر پیشینه‌ی تاریخی آنان باشد. برای این اقوام نیز همانند سایر اقوام تمدن‌های کهن، وجود یک اثر روایتی نیاز است که حاوی شرح حماسه‌ها و رشادت‌های پهلوانان قوم آغُوز (غُزها) باشد.
دده قورقود اثری است که دارای روایت‌های افسانه‌ای، حماسی و اسطوره‌ای اقوام آغوز می‌باشد. این مجموعه که دارای دوازده افسانه است شرحی بر حماسه‌های پهلوانان و آخر و عاقبت نیروهای شر و خیر است.


️دده قورقود یک حکیم/ درمانگر (شامان) است و مشابه هاتف (وخشور) معبد دلفی یونان که از عالم غیب سخن می‌گفت گاه با سخنان حکیمانه و گاه با پادرمیانی کردن میان نیروهای متخاصم نقش میانجی را برعهده می‌گیرد. اقوام غُز که شامل بیست‌وچهار قوم تاریخی بودند و در نواحی شمالی و اطراف دریای خزر زندگی می‌کردند از گذشته دارای شامان بودند. اولین و مهمترین شامان‌ها که میرچا الیاده نیز از آنها یاد می‌کند در میان همین قبایل ابتدایی حوزه تمدنی جنوب سیبری زندگی می‌کردند.
دده قورقود هم شامان است و هم عاشیق. او با خواندن اشعار و نوازندگی کردن سعی در تلطیف فضای روایتی اثر نیز دارد. ترانه‌هایش را با ساز قُپوز می‌نوازد و نکات حِکمی و تعلیمی را برای مخاطب آسان و گوش‌نواز می‌سازد.


دو اثر پژوهشی در این زمینه وجود دارد که با صبغه‌ای جانبدارانه سعی در صورتبندی و ساماندهی قدمت اساطیری کتاب دده قورقود را دارند. یکی کتاب «مقدمه‌ای بر بررسی کتاب "دده قورقود" اثر میرعلی سید سلامت» و دیگری کتاب جوانشیر فرآذین با عنوان "«پژوهشی در اسطوره دده قورقود» است.
سید سلامت هدف از پژوهش را این می‌داند که: «این بررسی به ناچار تبدیل به وسیله‌ای برای احیاء مجموعه‌ای اساطیری گردید که شاید جزو قدیمی‌ترین اساطیر دنیا که امروزه نیز در قسمتی از اعمال روزمره ما نظیر موسیقی موقامی، موسیقی عاشیقی، سنت‌ها و تفکر ما جاری است، گردید.»(ص۱)


این احیاء اساطیری اقوام ترک یکی از مهمترین اهداف این پژوهش است. سید سلامت برای اینکه ادعای اساطیری دده قورقود را اثبات کند و بلکه این کتاب را بر صدر همه‌ی اسطورهای جهان قرار دهد بجای اینکه از زمان باستان‌شناسی استفاده کند از زمان روایت‌های اسطوره‌ای زروانیسم و مزدائیسم استفاده می‌کند و پس از تائیدیه گرفتن از آنها، زمان اقوام آغوز و روایت‌های «دده قورقود» را به پیش از آنها نسبت می‌دهد:
«این کتاب حاوی بخشی از اساطیری است که مدت مدیدی بن‌مایه تفکر جهانی قرار گرفته و به قدری به سامان و ساده بوده‌اند که هیچ سدی در برابر نفوذشان وجود نداشته و به‌همین جهت نیز مبنای اساسی اساطیر و تفکر یونان و مذاهب بزرگ مانند میترائیسم، مانویت و دین زرتشت می‌باشند که به ظاهر دگرگون شده و زیر غبار زمان طی‌شده کم رنگ و ضعیف و محدود می‌نمایند و تا آن حد محدود که دوباره با اساطیری مقایسه می‌شوند که خمیره و ساخت آن اساطیر از مجموعه نشأت گرفته است برای بررسی چنین اثری لازم می‌آید که بار زمانی مجموعه را حذف و این اثر را در زمان مربوط به اساطیر یعنی در زمانی که زمانی نبوده in illo tempore بررسی کنیم.» (ص۲)


سید سلامت بجای اینکه برای نظریه خود از شواهد باستان‌شناسی و کشفیات زیرخاکی بهره گیرد تنها به منابع کتابخانه‌ای بسنده می‌کند و البته اگر این شواهد مربوط به منطقه جغرافیای اقوام ترک باشد نیز خوب است بلکه مربوط به کل فلات ایران (نجد ایران) است.
«در این کتاب سعی بر انتخاب روش‌های اثبات متناسب با موضوع کتاب که مرسوم بوده از یک زاویه خاص نگریسته شود شده است؛ طبیعی است که استدلالها در این قسمت پیچیده‌تر از صغری کبری منطقی است زیرا در مورد مقولات و کاراکترهای کتاب مباحثات ضد و نقیضی به میان آمده که این استدلال‌ها می‌بایست شامل مباحثات بعمل آمده باشد.
در مورد روش اثبات هویت شخصیتهای کتاب این توضیح ضروری است.» (ص۴)
سید سلامت بجای استفاده از زمان طبیعی و شواهد باستانی از روایت‌های بندهش و زمان اساطیری استفاده می‌کند در حالیکه تمامی ادیانی که ایشان آنها را دگردیسی شده اقوام آغوز می‌داند همانند میترائیسم و مزدیسنا دارای شواهد تایید شده باستان‌شناختی می‌باشند.

«ولی در مورد اینکه این حوادث به تفکیک در کدام هزاره اتفاق افتاده منبع صریحی در دست نداریم فقط به قرینه می‌شود گفت گاه چهارم با کدام اپیزود شروع و با کدام خاتمه می‌یابد. حوادث گاه چهار را کتاب دده قورقود منتظم به سامان و بکمال ارائه می‌نماید» (ص۵)
این ادعا که نقش راوی/ راویان دده قورقود ندیده گرفته شود، درست نیست و راویان در طراحی روایت دخیل هستند اما فرونکاستن به شخص، مسبوق به سابقه هست. هنوز هم در زمانه‌ی معاصر می‌توان روایت‌هایی خلق کرد با همان فضای اسطوره‌ای و خلق داستان‌های کودکانه‌ی امروزی می‌تواند دلیلی بر امکان‌پذیر بودن روایت‌گری باشد؛ پس فضاسازی و صحنه‌سازی روایت دلیلی کافی برای اسطوره‌نگری نیست و باید با شواهد باستان‌شناختی تایید شود.


سیدسلامت می‌نویسد: «نباید فردی به عنوان مولف کتاب دده قورقود تصور شود زیرا به علت خیلی قدیمی بودن و در بر داشتن مفاهیم و دیدگاههای، جمعی با سلیقه‌های فردی مغایر می‌نماید. برای این کتاب تعیین زمان تاریخی مشکل است ولی امکان تعیین فرماسیون اجتماعی - معیشتی وجود دارد مثلاً در مجموعه، گرگ مقدس‌ترین است و این دیدگاه مربوط به مراحل اولیه شکار و زمانی که هنوز گله‌داری و دامپروری رایج نبوده است می‌باشد.» (ص۶)
دده قورقود همانند هومر که چنگ می‌نواخت و اشعار ایلیاد و ادیسه را می‌خواند، یک نوازنده یا عاشیق است. دده قورقود همچون هومر حماسه‌ها و اسطوره‌های قوم آغوز را با ساز می‌نواخت و می‌خواند و همین همانندی‌های میان برخی از روایت‌های او با ادیسه‌ی هومر باعث شده است که برخی از شرق‌شناسان این اثر را با ادیسه هومر مقایسه کنند.
سید سلامت وقتی زمان روایتی را به پیش از ادیان زروانیسم، میترائیسم و مزدیسنا می‌کشد پس بنابراین باید سایر روایت‌های معروف را متاثر از دده قورقود بداند و نه برعکس. او هم‌نظر با برخی از مستشرقین، ادیسه هومر را متاثر از دده قورقود می‌داند و نه برعکس.
«جوهر زیادی برای اثبات اینکه چگونه یک افسانه هومری در کتاب دده قورقود راه یافته، لازم است و ای بسا که دریاها مرّکب اثبات چنین مطلبی بشوند و اثبات نگردد. ولی برعکس، اثبات اینکه هومر از منابع تپه گوز استفاده کرده با نترسیدن از هیبت و آوازه هومر و بدون تمسک به حلقه جادوئی که آنهم باز دلیلی است و با دقت و امعان نظر در وسایل و روشهای اثبات مربوط به چنین مسایلی باید مشکل زیادی در پیش نباشد؛... اینجا راه حلها باید ساده‌تر هم باشد من نمی‌دانم یک کارشناس به ازای ترجمه حق دارد چیزی از یک فرهنگ را به فرهنگ دیگر به بخشد یا نه ولی این را می‌دانم که در صورت بخشش از کیسه خلیفه می‌بخشند.» (ص ۳۲)


سید سلامت حماسه ادیسه هومر را متاثر از داستان هشتم دده قورقود می‌داند. او به گفته‌های یکی از مستشرقین به نام هاینریش فردریش فون دیز استناد می‌کند.
هاینریش فردریش فون دیز "Heinrich Friedrich von Diez" (زاده ۲ سپتامبر ۱۷۵۱ – درگذشته ۷ آوریل ۱۸۱۷) نخستین کسی است که به مناسبات بینامتنی ادیسه و دده قورقود اشاره می‌کند. او یک دیپلمات و شرق‌شناس آلمانی بود و در سال ۱۷۸۹ توسط فردریک کبیر به دلیل خدمات دیپلماتیک خود به عنوان کاردار پروس در امپراتوری عثمانی منصوب شد.


دیز معتقد است که داستان هشتم دده قورقود که ماجرای کشته شدن غولی یک چشم بدست باسات قهرمان است را هومر از این اثر گرته‌برداری کرده است. او هومر را تحت تاثیر دده قورقود می‌داند.
«آقای فون دیتس (H.Von Diez) فولکلورشناس و مترجم آلمانی تپه‌گوز آن را از روی نسخه دستنویس درسدن ترجمه کرده است در این اثر می‌گوید: در اینجا تپه گوز هم به سیکلوپهای دیگر و هم به سیکلوپ هومر از تمام جهات شبیه است اما سیکلوپ اوغوز از یونانیها گرفته نشده بلکه مال یونانیها تقلیدی از این است. آقای دیتس برای این گفته چندین دلیل می‌آورد یکی از آنها این است که «شرق، شعر یونانی را نمی‌شناسد و نمیداند؛ در همین مورد با مقایسه، خیلی قدیمی بودن اثر را ادعا می‌کند بهر حال برای آقای جفری لویس Geofrey Lewis ساده است تصور کند که هومر منبع تغذیه بوده است ولی لازم است ما حقیقت را جستجو کنیم اگرچه مشکل باشد.» (ص۳۳)


جوانشیر فرآذین نیز در کتاب «پژوهشی در اسطوره دده قورقود» تحت تاثیر سید سلامت همین ایده را دوباره مطرح می‌کند:
«همین همانندی‌های میان این دو اثر حماسی باعث شده است که اچ. اف. فون دیتس H. F. Von Dies محقق آلمانی را که در سال ۱۸۱۵ برای نخستین بار داستان تپه گوز ( هیولای یک چشم ) را به زبان آلمانی ترجمه کرد، آن را با داستان "غول یک چشم" کتاب حماسی معروف ادیسه هومر شاعر نامدار یونانی مورد مقایسه قرار داد و معتقد بود که هومر در سرودن ادیسه از حماسه دده قورقود اقتباس کرده و یا دست کم از مضمون آن اطلاع داشته است.» (ص 18)

اما متاسفانه چون ارجاع‌دهی علمی و مناسبی ندارد برای این پاراگراف به کتاب «آیین میترا» اثر مارتن ورمازرن ارجاع می‌دهد که هیچ نشانی از این ارجاع در آن متن اصلی نیست.
حماسه ادیسه هومر شرح سرگردانی‌های اودیسئوس است.
اودیسئوس در کشتی خود در دریایی بی‌انتها به نفرین پوسایدون دچار می‌شود. دیری نمی‌رسد که به جزیره‌ای می‌رسند. در آن جزیره، غاری پیدا می‌کند که در آن غار غذای فراوانی وجود دارد. در غار با افرادش به عیش و نوش مشغول می‌شوند غافل از آنکه صاحب غار غولی یک چشم بنام پولیفموس فرزند پوسایدون است. پولیفموس یکی از افراد اودیسئوس را می‌خورد و اودیسئوس با نیرنگ معجون خواب‌آوری به او می‌خوراند و سپس با چوبی که انتهای آن تیز است در خواب غول را کور می‌کند. غول در حالی که از درد فریاد می‌زند سنگ عظیمی که غار را می‌پوشاند کنار می‌زند و اودیسئوس و همراهانش فرار می‌کنند.


دیتز در این باره می‌گوید: «تپه‌گوز هم به غول های دیگر و هم به غول هومر از تمام جهات شبیه است اما غول اوغوز از یونانی گرفته نشده است بلکه غول یونانی تقلیدی است.»
داستان تپه‌گوز یادآور داستان دیگری نیز می‌باشد. تپه‌گوز هیولایی که وارد زندگی اوغوزها شده و به آن‌ها حمله ور شده و آن‌ها را می‌خورد، در نهایت راضی می‌شود که با گرفتن دو آدم و پانصد گوسفند برای هر روز از حمله به دیگر انسان‌ها خودداری کند. این داستان یادآور داستان ضحاک ماردوش در شاهنامه فردوسی است. ضحاک نیز هر روز از گوشت مغز دو مرد جوان و نیز گوشت گوسفند استفاده می‌کند.
علاوه بر این‌ها آشیل در حماسه‌های یونان باستان قهرمانی رویین‌تن است که در شاهنامه نیز این خصلت به اسفندیار نسبت داده شده است که در داستان تپه‌گوز نیز این غول ویژگی رویین‌تنی بودن را داراست. او مصون از هر گزندی است و تنها تک چشم او آسیب‌جای تن‌اش می‌باشد.


سایت‌های بسیاری مقاله‌ای با عنوان «حماسه آذربايجانی پيش از اسلام» را منتشر کردند که نویسنده آن مشخص نیست و در آن پیرامون این روابط بینامتنی اسفندیار و تپه گوز می‌نویسند:
«اگر بخواهیم مقایسه‌ای انجام دهیم که کدام یک از این افسانه‌ها کهن‌تر است و کدام یک تقلیدی است باید گفت که داستان‌های دده قورقود از آثار فولکوریک و داستان‌های مردمی می‌باشد به این معنا که اساس این داستان‌ها در بین مردم عادی جامعه به وجود آمده و نسل به نسل منقل گشته است و تغییراتی را پذیرفته است در حالی که فردوسی برای سرودن شاهنامه به سراغ منابع موجود تاریخی و افسانه‌ای رفته است و از آنها استفاده کرده است.»
همین تفکری که سید سلامت و جوانشیر فرآذین از آن تبعیت می‌کنند باعث شده است که در برخی از سایت‌هایی که پیرامون این کتاب نقد و بررسی نوشته شده است به همین گونه تحلیل‌هایی منشعب از تفکر اصالت‌دهی به دده قورقود آورده شوند.


همچنین در داستان سوم از مجموعه دده قورقود حماسه‌ای وجود دارد با نام «بامسی بیرک و بانو چیچک» که همانندی‌هایی با ادیسه هومر در آن دیده می‌شود. در این داستان دور ماندن بیرک از نامزدش و امتناع نامزدش از ازدواج و قرار دادن عهدی مشابه دیده می‌شود با آنچه در داستان پنلوپه ادیسه وجود دارد که کشیدن کمان و زه کردن آن را از خواستگاران می‌طلبد.
هومر در حدود هشت قرن قبل از میلاد مسیح روایت‌های تقریباً چهار قرن پیشتر از خود را روایت می‌کند در حالی دده قورقود در حدود چهارده قرن بعد از میلاد مسیح - البته قرن ۱۵ و ۱۶ هم در نظر گرفته شده است - روایت شده است. این فاصله‌ی بیست‌و‌شش قرن که میان این دو اثر هست خود گواهی بر خطا بودن دیدگاه دتیز دارد و باید عکس آنچه که گفته شده است را در نظر گرفت.


قرن هشتم میلادی، اوغوزها کنفدراسیون قبیله‌ای تشکیل دادند که به نام دولت «اوغوز یبغو» در آسیای میانه شناخته می‌شد. در قرن دهم، منابع اسلامی آنها را ترکمانان مسلمان خطاب می‌کردند تا از ترکان غیرمسلمان (شمن‌ها و بودایی‌ها) متمایز باشند. اگر فاصله ۱۲ قرن قبل از میلاد مسیح را برای هومر و ۸ قرن بعد از میلاد را برای دده قورقود در نظر بگیریم با فاصله‌ای ۲۰ قرن مواجه می‌شویم که هیچ جای شکی را برای تاثیر پذیرفتن دده قورقود از هومر و حتی فردوسی باقی نمی‌گذارد.
حماسه‌های هومر دارای شواهد و مستندات قوی باستان‌شناسی است. اسناد پاپیروس‌ها و کشفیات شلیمان گواه این مدعاست.


هاینریش شلیمان (Heinrich Schliemann) متولد ۱۸۲۲ میلادی و درگذشته به سال ۱۸۹۰ میلادی، باستان‌شناس غیر کلاسیک (آماتور) آلمانی بود که توانست بخشی از شهر باستانی تروآ را کشف کند و از زیر خاک بیرون بیاورد. او در سال ۱۸۷۰ به حفاری در محل پرداخت و چندین شهر بنا شده بر روی یکدیگر یافت. گمان می‌رود شهری که تروآی ۸ نام گرفته محل رخداد جنگ تروآ نقل شده در حماسه ایلیاد اثر هومر است.

کشفیات شلیمان پس از اظهارات دیتز صورت پذیرفت و احتمالاً وی بی‌اطلاع از این موضوع بود و گرنه آلمانی‌های قرن ۱۹ شیفتگی خاصی به فرهنگ یونان باستان داشتند.
️کتاب دده قورقود بیشتر دارای شخصیت‌های افسانه‌ای Legand است و کمتر شخصیت‌های اسطوره‌ای Myth دارد. در حماسه‌ها بیشتر اشخاص حقیقی هستند که زندگی‌شان آمیخته با شاخ‌و‌برگ‌های بسیار است.
افسانه در ابتدا داستان قدیسان بود و امروزه روایت شخصیتهای تاریخی چون شاه آرتور، رابین هود و... که آمیخته با شاخ و برگهای تخیلی است. روایتی از اشخاص نیمه اسطوره‌ای یا هر شخص محبوب قوم/ملتی می‌باشد.


️ افسانه درباره انسان‌هاست. پایه تاریخی دارد. حماسه ایلیاد و ادیسه جنبه افسانه (پهلوانانی که کارهای انسانهای معمولی را انجام می‌دهند) دارد با برخی از جنبه‌های اسطوره‌ای که حکایات ایزدان است. افسانه در محتوا با قصه‌های عامیانه Folktales همانندی دارد: قهرمان فوق طبیعی، عناصر اسطوره‌ای، شرح پدیده‌های طبیعی، با مکان و زمان و شخص خاصی پیوند دارد، با تاریخ پیوند دارد اما اسطوره درباره ایزدان و نیروهای آسمانی است. پایه تاریخی ندارد. تمایز افسانه و اسطوره و قصه عامیانه ساده نیست و مرز میان آنها باریک است و درهم تنیده.
اکثر کنشگران کتاب دده قورقود هم بیشتر از جنس قهرمانان تاریخی هستند تا ایزدان و این تلاش نویسندگانی که سعی در ارائه فضایی اسطوره‌ای برای پی‌ریزی بنیان‌های قوم آغوز می‌کنند با متدولوژی بکار گرفته شده هماهنگ نیست.


اما پرسش مهم و بنیادینی که هیچ‌کدام از این پژوهشگران ایرانی و خارجی به آن پاسخ ندادند این است که چرا باید دو اثر دده قورقود و ادیسه یا شاهنامه را بر اساس تقدم و تاخر زمانی سنجید اما برای پاسخ به این داوری بجای استفاده از زمان حقیقی از زمان اسطوره‌ای استفاده کرد. این دوگانگی استاندارد در پژوهش کاری علمی نیست.
این نوشتار در پی تحلیل انتقادی گفتمان قوم مدارانه اقوام ترک بر پایه تحلیل پژوهش‌های حماسی کتاب دده قورقود صورت پذیرفته است.

🔸️تحلیل انتقادی اسطوره‌ی قوم ترک: آیا هومر در ادیسه تحت تاثیر دده قورقود بود؟
بخش اول

خیام‌نامه، شماره ۵۶۴، ص ۴.
چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳

🔸️تحلیل انتقادی اسطوره قوم ترک
آیا فردوسی تحت تاثیر ده‌ده قود بوده است؟
بخش دوم

هفته‌نامه خیام‌نامه
شماره ۵۶۸
یکشنبه ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۳
صفحه ۴

خوابی بر بال سیمرغ / در نکوداشت مقام فرهنگی محمدعلی اسلامی ندوشن


خوابی بر بال سی‌مرغ


در نکوداشت مقام فرهنگی محمدعلی اسلامی ندوشن


مجید نصرآبادی


تاریخ یکجانشینی بشر، قدمتی طولانی دارد و دراین دوران شهرهای نوظهور بسیاری آمده و بسیاری رفته است و تنها شهرهایی ماندگاری داشته که پیشینه‌ای قوی دارد و گنجی از فرهنگ را در دل خویش نهان داشته. نیشابور، شهری کهن به درازنای تاریخ است، شهری که گرد و غبار تاریخ بر روی‌اش نشسته، زمانی بر او گذشته، اما همچنان ماندگار و پایدار است. شهری با تمدن ۷۵۰۰ ساله. یکی از ۱۰۸ شهر اتحادیه شهرهای تاریخی جهان. نیشابور، شهر پایدار ایرانی است. راز مانایی نیشابور در گذر زمان تنها یک امر است و آن پایداری عناصر فرهنگی است. تنها شهرهایی در غبار زمان گم شدند که عناصر مانای فرهنگی نداشتند؛ چرا که می‌توان تاریخ داشت اما بدون عناصر جاودانۀ فرهنگی در گذر زمان نمی‌توان دوام آورد.


محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده و متفکر برجستۀ ایرانی که در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ دیده از جهان فروبست، آرزو داشت که در شهر نیشابور به خاک سپرده شود و خاک نیشابور کالبدش را در میان گیرد. چرا مردی دنیا دیده، نیشابور را برای آخرین منزلگاهش انتخاب می‌کند و دوست داشت که در نیشابور آرام بگیرد؟


اسلامی ندوشن، اشتیاق به فرهنگ ایرانی را همچون دارویی برای روان مشتاق خویش می‌دید، روانی که در غربت تنها با فرهنگ ایرانی دلگرم می‌شد و جان می‌گرفت. برای کسی که به ادعای خویش، بیش از همه نویسندگان ایرانی، درون‌مایه‌های آثارش پیرامون «فرهنگ» و «ایران» است، چه آرام‌جایی خوش‌تر از نیشابور؛ خوابی بر بال سی‌مرغ.


اسلامی ندوشن نخستین بار در فروردین 1342 و دومین بار در فروردین 1349 و سومین بار در 28 اردیبهشت 1379 به مدت سه روز به مناسبت نهصدمین سال درگذشت حکیم عمر خیام به نیشابور آمد. او در مقالۀ «نیشابور، کنگره خیام» می‌نویسد: «استقبالی که مردم شهر و بخصوص جوانان از آن [کنگره] داشتند، کنگره در جو بارونقی جریان یافت. در میان انبوه دانشمندان و برجستگانی که شهر تاریخی نیشابور پرورده است، خیّام و عطّار از همه درخشان‌تر بر جای مانده‌اند. آرامگاه این دو مرد که یکی نمایندۀ علم و دیگری نمایندۀ عرفان ایران است، اعتبار خاصی به این سرزمین بخشیده. نیشابور در ایران بعد از اسلام مقام ویژه‌ای دارد: در دهانۀ شرق، نهاده شده در دشتی وسیع و حاصلخیز، در دامنه باشکوه کوه بینالود، در فاصلۀ اندکی از توس، که از آنجا کشیده می‌شود تا بلخ و بخارا؛ این مجموع، خراسان بزرگ را کانون یکی از بزرگترین ماجراهای فرهنگی و سیاسی جهان کرده است. برای من تجدید یادی بود از گذشتۀ دور که چند روزی را در نیشابور گذرانده بودم (یک بار در فروردین ۱۳۴۲ و یک بار در فروردین ۱۳۴۹). نیشابور که در آن زمان شهرکی بیش نبود، اکنون به شهر گسترده ای تبدیل گردیده است، که پانصد هزار نفوس دارد.
در مقاله‌ای که همان زمان تحت عنوان «نیشابور و خیّام» انتشار دادم (مجله يغما و كتاب صفير سيمرغ) قدرشناسی خود را نسبت به این شهر پربار بر قلم آوردم. نمی‌خواهم بگویم «اوّل آن کس که خریدار شدش من بودم!» ولی در هر حال یکی از ستایندگانش بوده‌ام. همان زمان نوشتم: «چه خوب بود دانشگاهی برای مطالعه در فرهنگ و تمدن و تاریخ و هنر ایران در این جا ایجاد می‌گردید... نیشابور طیّ قرنها مهمّ‌ترین مرکز فرهنگی این سرزمین [خراسان] به شمار می‌رفته... گذشته از آن، خلوت این شهر بهترین فرصت را به معلّم و دانشجو و محقق می‌دهد... اگر قرار باشد که در برابر این هجوم تمدن صنعتی کانون مقاومتی ایجاد شود، جایی بهتر از نیشابور به دشواری می‌توان یافت. هنوز این آرزو بر جای خود هست و همّت مردم منطقه را می‌طلبد که شهر خود را بر پایگاه شایسته خود بنشانند.» (بازتاب‌ها، ص 173)

اسلامی ندوشن در اقامت دو روزۀ نوروزی سال ۱۳۴۲ نیشابور را شهری می‌دید که نمونه‌اش در تاریخ ایران را کمتر می‌توان یافت و در مقالۀ «نیشابور و خیام» می‌نویسد: «شهری عبرت‌انگیز و پرخاطره. شهر پرشکوه و نازنین که روزگار، مانند پهلوانان تراژدی، بزرگترین عزتها و بزرگترین خواریها را بر او آزموده است.» ندوشن کشف می‌کند که پیوندی ناگسستنی میان خیام و نیشابور وجود دارد و شهر نیشابور را در حالتی می‌یابد که با شما نجوا می‌کند: حالت خیامی. او نیشابور واقعی را خارج از دیواره‌های شهر می‌یابد، «در میان خاطره‌ها» و حالت کسی را دارد که از مشام هوا مست شده است و سبکی و منگی خاصّی در خود احساس می‌کند. «چون بر خاک و سبزه پای می‌نهادم، گفتی حرکتی در آنها بود و ناله‌ای از آنها برمی‌خاست، گفتی روحی گنگ و فسرده و دردمند در زیر آنها پنهان مانده بود. احساسی وصف‌ناپذیر بود.» (صفیر سیمرغ، ص ۱۵۶ یا جام جهان‌بین، ص 144)

اسلامی ندوشن در سال ۱۳۴۹ و در مقاله «نیشابور و خیام» از ضرورت ایجاد مرکز مطالعاتی پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران زمین در نیشابور سخن گفت و از ایکاش‌هایی که امروزه توسط برخی از دانش‌پژوهان نیشابوری تحقق یافته است: مطالعه پیرامون تاریخ و فرهنگ نیشابور؛ شهری که سرگذشت آن گویاترین فصل تاریخ بعد از اسلام هست.
اسلامی ندوشن عاشق نیشابور است، شهری که تاریخش با ادبیات گره خورده است. ادبیات و ادبیّت در جوار علم یکی از دو بال تحقق بخشیدن و ورزاندن جوهر انسانی است؛ ادبیات یک ضرورت انکارناپذیر بشری است. ادبیات است که جوهره بشری را تبیین و آشکار می‌نماید. (بازتاب‌ها، ص۳۷۷) برای اسلامی ندوشن که انسانیت، آزادی، فرهنگ، روشنگری و روشن‌بینی از خصایل ذاتی او بود و همین‌ها را در نهاد بشری جست‌وجو می‌کرد، یافتن سرزمینی که فشرده‌ی ایران بزرگ فرهنگی باشد، جایی که در آنجا علم، فرهنگ، ادبیات، عرفان، فلسفه و ... گره خورده باشد، نیشابور است.


خیام برای اسلامی ندوشن، انسانی روشن‌بین است که می‌کوشد از خیال‌های باطل و اندیشه‌های بیهوده که اطراف او را گرفته است، فارغ بماند و به عمق مسائل بیاندیشد... انسانی که در پی فهم ادراک واقعیت امور است. به کجا باید انسان بیاویزد برای آن که به خود بگوید که گول نخورده است. (از رودکی تا بهار)


برای اسلامی ندوشن ایران بزرگ فرهنگی، سرزمینی خاص است و این ویژگی فرهنگی بیش از همه در خراسان بزرگ نمود پیدا نموده است.
«چرا این سرزمین حادثه آفرین‌تر، فکر انگیزتر و شعر سازتر بوده است؟ باید گفت: شرق ایران. علت در وهلۀ اوّل اقلیم و جغرافیاست. حادثه های بزرگ از جانب شرق روی نموده و نیز چون در دوران بعد از اسلام خراسان دور از مرکز خلافت بوده، زمینه مناسب‌تری در خود داشته که کانون مقاومت و ابراز نظر قرار گیرد. به همین سبب می‌توان گفت که این خطّه سخنگوی ایران شده است. سه تیزۀ اندیشه: حماسه، عرفان و تفکّر خیّامی از آنجا سر برآورده‌اند. بردگان ترکستان و زیبایان «چین و چگل» نیز در پروراندن ذوق شاعرانه خراسانیان بی‌تأثیر نبوده‌اند. می‌بایست دو سه قرن بگذرد و با یورش مغول، اندیشه ایرانی پخته و آبدیده شود، تا نبوغ شاعرانه سفری در پیش گیرد و از شیراز سر برآورد. اگر چنین نشده بود قلّۀ شعر فارسی به خراسان محدود می‌ماند.» (ناردانه‌ها، ص17)
یکی از آخرین جملاتی که اسلامی ندوشن پیش از مرگش گفت، این جمله است: «ایران هیچ وقت تنها نخواهد بود» رمزگشایی این جمله تنها با خوانش آثار استاد محمد علی اسلامی ندوشن میسّر خواهد شد؛ مردی که تمام عمر گران‌مایه‌اش را صرف واشکافی و شناسایی فرهنگ ایرانی کرد. فرهنگ ایرانی یک‌شبه زاده نشده است که یک‌شبه از میان برود، بر این بوم و بَر بسیاری از قوام بیگانه حمله کردند و غالب شدند اما در فرهنگ ایرانی ذوب و مغلوب این فرهنگ شدند. از انیران و اعراب گرفته تا ترک و مغول و تاتار، همه جذب فرهنگ ایرانی شدند. ایرانیان بهترین و مهمترین ابزار دفاعی‌شان در برابر بیگانگان، فرهنگ‌شان است، فرهنگی که برای پاسداشت آن عالمان، ادیبان، حکیمان، عارفان، فیلسوفان، اندیشمندان و بسیاری دیگر که دل در گرو فرهنگ ایرانی داشتند، لحظه‌ای بیکار ننشتند تا پرچم فرهنگ ایرانی بالا باشد.

حسن نظریان در سی و هشتمین جلسه ی "عصرکتاب"

اولین دانشگاه ها را نیشابوریان  تاسیس کردند

 

گزارش: سمیرا قادری evergreen3819@yahoo.com

 

سی و هشتمین جلسه ی عصر کتاب، دهم اردیبهشت ماه جاری در مکان دائمی آن در اداره ی فرهنگ و ارشاد نیشابور برگزار شد. مجید نصرآبادی، دبیر جلسه، ضمن خیرمقدم به مهمان این هفته ی عصر کتاب، "حسن نظریان" پژوهشگر و عضو هیئت دایرة المعارف نیشابور اذعان داشت: این جلسه قرار است که نگاهی به دایرة المعارف نیشابور داشته باشیم. دایرة المعارف نویسی کاری بسیار سترگ است که نیاز به همفکری و هماهنگی بالایی دارد و تلاش بالای فرهنگ دوستان را می طلبد که این خودش شاید دلیلی بر ناتمام ماندن کار باشد. من به نوبه ی خودم خوشحالم که تدوین دایرة المعارفی در راستای نیشابور شناسی شروع شده است و هم چنین خوشحالم که در خدمت استاد هستم. واقعا دوست دارم جناب نظریان را استاد خطاب کنم چون استاد یعنی کسی که در کار خودش خبره است و سالیانی است که تحقیق و تفحص در این زمینه داشته است. این عزیزان نمونه و مثالشان خیلی کم است و باید دوران ها بگذرد تا باز شخصی چنین پرورش پیدا کند. کسی که سال ها در زمینه ی کاری خود بدون هیچ ادعایی تحقیق کند.

در ادامه حسن نظریان سخن خود را چنین آغاز کرد:  

ادامه نوشته

تندیس مقدّس فَروَهَر در تصویرِ زال


دکتر «فخر اسلام» در  سی و ششمین جلسه ی «عصر کتاب»:

تندیس مقدّس فَروَهَر در تصویرِ زال

گزارش: سمیرا قادری evergreen3819@yahoo.com

سی و ششمین جلسه ی «عصر کتاب» نیشابور با موضوع  «درآمدی بر شاهنامه شناسی» و با حضور دکتر بتول فخر اسلام در تاریخ بیست و هفتم فروردین، در مکان دائمی آن در ادراه ی فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

احمد رضا سالم، دبیر دومین جلسه ی عصر کتاب در سال جاری، میهمان این جلسه را این گونه معرفی کرد: دکتر بتول فخر اسلام از معدود شاهنامه شناسان در بین نسل جوان کشور و مایه ی فخر ایران زمین است. وی دارای مدرک دکترای ادبیات فارسی، مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد نیشابور و هم چنین مدرس دانشگاه آزاد مشهد است و از ایشان در حدود دو سال پیش کتابی با عنوان «آهنگ بیدارگری» منتشر شده است. سالم گفت: برای شاهنامه که هویت و عصاره ی ایرانی بودن ماست، هرچه بگوییم کم است و با این جمله، جلسه را به میهمان این هفته ی عصر کتاب واگذار کرد....


ادامه نوشته

افسانه دولت ارنست کاسیرر در عصر کتاب

 

سی و دومین جلسه هفتگی «عصر کتاب»، بعدازظهر شنبه هفتم اسفند ماه 1389 در ساختمان امور هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیشابور برگزار شد. میهمان این هفته، احسان اسحاقی، روزنامه نگار و سردبیر نشریه خیام نامه بود که به معرفی و بررسی کتاب «افسانه دولت» نوشته «ارنست کاسیرر» پرداخت. کتابی که عنوان اصلی آن « The Myth Of The State» است و توسط مترجم توانا و پیش کسوت ایرانی، نجف دریابندری ترجمه شده است.

اسحاقی در ابتدای این جلسه از برگزاری جلسات «عصر کتاب» تشکر کرد و اظهار داشت در شهری که در آن طلایه داران فرهنگ و اندیشه در حوزه تمدن و فرهنگ اسلامی حضوری چشمگیر داشته اند اشتراک تجربه های فکری و مطالعاتی برای نسل امروز امری ضروری است و برگزاری نشست هایی از این قبیل می تواند به این امر کمک کند. او سپس به معرفی کوتاهی از نویسنده کتاب پرداخت: «ارنست کاسیرر در سال 1874 در آلمان متولد شد و در برلین، لایپزیگ، هایدلبرگ و ماردبورگ درس خواند و در دانشگاه های برلین و هامبورگ درس داد. او که یک فیلسوف نوکانتی است در دوران روی کار آمدن نازی ها در آلمان مجبور به ترک کشورش شد و در آکسفورد انگلستان و نیز سوئد به تدریس ادامه داد. سپس به آمریکا رفت و به عنوان استاد مهمان در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به تدریس مشغول شد و در 1945 در همان جا درگذشت.»احسان اسحاقی، روزنامه نگار و سردبیر نشریه خیام نامه

میهمان این هفته عصر کتاب، سپس موضوع کلی کتاب را این گونه تشریح کرد: «کاسیرر که فیلسوف و مورخ فلسفه است، کتاب افسانه دولت را با هدف تشریح مبانی روی کار آمدن فاشیسم در سال های ابتدایی قرن بیستم در اروپای غربی به رشته تحریر در آورده است. وی در این کتاب به بررسی نقش و کارکرد افسانه به عنوان امری موهوم که ریشه در اندیشه بشری دارد و تاثیرات آن بر کنش های اجتماعی انسان در طول تاریخ پرداخته و ابعاد سیطره اندیشه افسانه ای را بر حوزه های مختلف فکر بشری بررسیده است. همچنین به چگونگی تاثیر عنصر افسانه بر مکاتب مختلف فلسفه سیاسی و از جمله قرون اخیر پرداخته و از این رهگذر نشان داده است که چگونه عناصر غیر عقلانی با کنش گذاری در عرصه رفتارهای سیاسی و اجتماعی، حیات انسان را متاثر ساخته و پیامدهای مصیبت بار آن از جمله ظهور فاشیسم را به دنبال داشته است.»

احسان اسحاقی مهمترین بخش کتاب افسانه دولت را بخش اول آن دانست که به چیستی افسانه پرداخته است و نویسنده در چهار مقاله ی این بخش تلاش اندیشمندان و فلاسفه را برای پاسخ به چیستی افسانه و چگونگی شکل گیری افکار موهوم و افسانه ای و تاثیر آن بر زندگی عملی انسان بازنموده است. به گفته ایشان بررسی های کاسیرر در پی آن است که نشان دهد همگام با پیشرفت انسان در زمینه های مختلف علمی و فنی، از جمله علوم پایه فیزیک و شیمی و یا رشته های روان شناسی، زبان شناسی، مردم شناسی و ... افسانه شناسی نیز پیشرفت کرده و حتی می توان گفت، یا بهتر است بگوییم، که باز شدن قفل دنیای افسانه به روی انسان و رمزگشایی از موضوع افسانه و چگونگی شکل گیری و نقش و کارکردهای آن در طول تاریخ، مرهون پیشرفت تدریجی «علم» و کم رنگ شدن اندیشه افسانه ای است.

وی سپس به رابطه «مردم شناسی» و افسانه پرداخت و توضیح داد پژوهش های مردم شناسان نشان می دهد که آن تصور اولیه که افسانه را تنها محصول «بلاهت بدوی» و سادگی مقدس طبیعت بشری می دانست، خود افسانه ای بیش نیست! در تاریخ بشر هیچ فرهنگ اصیلی را، حتی در مراحل پیشرفته تمدن نظیر تمدن هندوها، چینی ها، تمدن های مشرق زمین و حتی دوران یونان باستان، نمی یابیم که عاری از عناصر افسانه ای باشد. آیا می توان همه این فرهنگ ها و نتایج تمدنی آن ها را محصول «بلاهت و سادگی مقدس ذات بشر» دانست؟!

اسحاقی در ادامه افزود از سوی دیگر علوم امروزی که مرزهای ابهام طبیعت را شکسته و با پیشرفت های خود طبیعت رازآمیز را به عناصر شیمیایی و بیولوژیک و قواعد فیزیکی کاملا قابل محاسبه و ملاحظه دقیق تبدیل کرده اند تکامل شناخت از مبانی افسانه را  نیز سرعت بخشیدند. این که امروز گروهی از اندیشمندان، علوم و حتی فلسفه را تداوم طبیعی اندیشه های افسانه ای می دانند، و زادن منطق فلسفی را از دل افسانه ها همچون برآمدن علم شیمی از دنیای کیمیا گران می دانند، شاید کاربردی دیگر از «نظریه تکامل  انواع» داروین را نشان دهد. اصل «طبیعت جهش ندارد» درباره تکامل تدریجی فرهنگ بشری هم صدق می کند! آیا فرهنگ بشری با تکامل تدریجی و گام های نامحسوس از عناصر اولیه بدوی و سرشار از افسانه و اوهام به شرایط امروزی نرسیده است؟

این روزنامه نگار نیشابوری در ادامه به ارتباط افسانه و ظهور اندیشه فاشیسم پرداخت و توضیح داد در حالی که بازگشت علوم به دوران افسانه ای غیرممکن به نظر می رسد باید گفت فاصله بین مدنیت و توحش بسیار اندک است همان طور که در ابتدای قرن بیستم شاهد ظهور اندیشه افسانه ای در قامت یک ایدئولوژی سیاسی بودیم که دنیا را با یکی از مرگ بارترین جنگ های تاریخ زندگی بشر مواجه ساخت. تسلط اندیشه ناسیونال سوسیالیسم به عنوان ایدئولوژی حزب نازی که واجد عناصر افسانه ای همچون نژاد برتر و لزوم انجام رسالت تاریخ توسط آریائیان که اشرف نژادهای بشری هستند، نشان داد که زندگی عملی انسان با وجود تمام پیشرفت هایش، تا چه اندازه آسان می تواند به اسارت افسانه و موهومات درآید و اعمال قدرت و انقیاد و تسلیم انسان ها به قدرت های سیاسی و به بند کشیدن خِرد و محصولات فکری بشر توسط عواطف متاثر از موهومات افسانه وار، خطری نیست که با پیشرفت علمی و تکنیکی برای همیشه منتفی شده باشد. عناصر افسانه ای، ماه و خورشید و ستاره و اشکال جانورانی که بر پرچم بسیاری کشورها همچون علامت جانور قبیله توتمی در اهتزار است، اندیشه های فرجام گرایانه تاریخی، ایدئولوژی های توجیه کننده اقتدارهای سیاسی، نهادن عناوین مقدس بر جنگ های با انگیزه های سیاسی و اقتصادی و... به ما یاد آوری می کند که دوران افسانه هرگز پایان نیافته و حفظ تعادل خرد و عواطف در زندگی عملی انسان ها به آن آسانی نیست،  که در طلیعه عصر روشنگری و دوران جایگزینی علم با اوهام مقدس به نظر می رسید.

در ادامه این جلسه، مجید نصرآبادی،‌ دبیر جلسات عصر کتاب در توضیحاتی افزود که کتاب «افسانه دولت» پاسخی توسط نویسنده فیلسوف آن به سوالات سیاسی دانشجویانش بود که مهم ترین پرسش آنان این بود که چرا در اروپایی که خود را داعیه دار خردورزی می داند و فرایند مدرنیته را طی کرده است جنگ افروزانی همچون هیتلر و موسولینی ظهور می کنند؟ چرا فاشیسم در کشوری مثل آلمان که مهد اصلاح دینی است و ایتالیایی که مهد رنسانس است آن همه طرفدار می یابد؟ نصرآبادی همچنین یادآور شد ترجمه دیگری هم از این کتاب توسط «یداله موقن» با عنوان «اسطوره دولت» در بازار نشر موجود است.

سعید رضا دوست از دیگر حاضران در عصر کتاب نیز به  معرفی کتاب «افسانه اسطوره» تالیف نجف دریابندری پرداخت و آن را مکمل مقدمه ای دانست که این مترجم بر افسانه دولت نوشته است. سمیرا قادری نیز با اشاره به بخشی از صحبت های سخنران این جلسه درباره «نظریه تکامل  انواع» داروین و این جمله که «طبیعت جهش ندارد»، متذکر شد به نظر ایشان این جمله بر خلاف نظریه داروین است که آقای اسحاقی ایشان را به متن کتاب ارجاع داد و آن را عین نظرات نویسنده دانست.

منبع: کلبه کتاب کلیدر

لینک های مرتبط:  نشست های عصر کتاب/  دومین نشست عصر کتاب: قیصر امین پور/نشست سوم: جهان هولوگرافیکنشست شاملو/ سفر به یونان/ برنامه های پاییزه/ تا سایه سار سیمرغ/ شکسته بسته ترین جمله جهان/بازانديشي عطار و واكاوي مقدمه هاي او"خدا و آخرت تنها هدف بعث انبیا" اثر مهدی بازرگان/ 

نیشابور در آینه باستان شناسی

گزارش سی امین جلسه «عصر کتاب»

 

شنبه بیست و سوم بهمن ماه 89، جلسه هفتگی «عصر کتاب» میزبان محمد اسماعیل اعتمادی، رئیس اداره میراث فرهنگی نیشابور بود. عنوان این جلسه، «نیشابور در آینه باستان شناسی» بود و آقای اعتمادی که خود، کارشناس باستان شناسی است به تاریخچه پژوهش هایی که در این زمینه در نیشابور انجام شده است اشاره کرد و از چشم انداز پیش رو گفت.

ایشان در آغاز از نخستین پژوهش هایی که قبل از انقلاب و توسط تیمی از پژوهشگران آمریکایی در نیشابور انجام شده بود یاد کرد و توضیح داد که این کاوش ها در سه منطقه باستانی نیشابور و به ویژه در تپه سبزپوشان (که در نزد عامه مردم به گود کشتی گیران معروف است) انجام شد و حاصل آن یافتن نشانه هایی از معماری باستانی نیشابور و آثار سفالی منحصر به فردی بود که به موزه متروپولیتن منتقل شد و در بخش ویژه نیشابور در آن موزه به نمایش در آمد. از دیگر نتایج آن پژوهش ها انتشار سه جلد کتاب درباره همین کاوش ها بود که البته هنوز و با گذشت سالیان دراز، به فارسی ترجمه نشده اند.*

به گفته آقای اعتمادی با پیروزی انقلاب اسلامی و به دنبال آن جنگ تحمیلی هشت ساله، پژوهش های باستان شناسی در کشور متوقف شد و در نیشابور هم تنها به صورت پراکنده و محدود بررسی ها و مطالعاتی صورت می گرفت تا این که در سال 1378 و به سرپرستی دکتر لباف خانیکی کار گمانه زنی و آغاز کاوش هایی تازه در منطقه باستانی شادیاخ نیشابور آغاز می شود که نتیجه ی این پژوهش ها و آثار یافته شده، هم اکنون در منطقه شادیاخ در کنار آرامگاه عطار نیشابوری قابل مشاهده است. آقای اعتمادی در همین زمینه به تپه موسوم به تپه موتور سوارها اشاره کرد و توضیح داد که آن تپه، خرابه های حاصل از کاخ عبداله طاهر است که فعلا بنا نیست از زیر خاک بدر آیند.محمد اسماعیل اعتمادی، رئیس اداره میراث فرهنگی نیشابور

از دیگر پژوهش های صورت گرفته در سالیان اخیر که آقای اعتمادی برشمرد، پژوهش صورت گرفته در محوطه کهن دژ (تپه طرب آباد) توسط تیمی از کارشناسان اروپایی عمدتا فرانسوی به همراه هیاتی ایرانی بود که در نتیجه آن از جمله آثاری مربوط به دوران ساسانی یافت شد.

رئیس سازمان میراث فرهنگی نیشابور در ادامه این جلسه عصر کتاب، یکی از اتفاقات جالبی را که به کشف محوطه ای باستانی در نیشابور انجامید شرح داد و آن کشفیات در مکانی بود که قبلا هیچ گمانی به وجود آثار باستانی در آنجا نمی رفت. ماجرا با گزارش یک راننده لودر مبنی بر یافتن اشیای عتیقه در هنگام خاک برداری از شهرک فیروزه واقع در شمال غرب نیشابور آغاز شد. ماجرایی که در ادامه با پژوهش هایی که به سرپرستی دکتر بختیاری در آن منطقه صورت گرفت به پیدایی ظروف طلایی و مسی و دیگر آثاری که مربوط به سه تا چهار هزار سال قبل بودند منجر شد.

نمونه ای دیگر از کشف های باستانی تصادفی در نیشابور مربوط به خاک برداری از تپه برج نیشابور توسط یک شرکت ساختمانی بود که نتیجه اش یافتن نشانه های تمدنی مربوط به حدود شش هزار سال قبل بود. از جمله آثار پیدا شده در آن محل، دو قطعه فیروزه تراش خورده در کنار بقایای پیکر زنی بود که آزمایش های ویژه (کربن 14) بر روی اسکلت یافت شده، ثابت کرد مربوط به حدود 5300 سال قبل می شده است و در زمانی که هنوز خط اختراع نشده و بشر فلزات را نمی شناخته، در نیشابور، فیروزه تراش می خورده و به عنوان شی ئی زینتی کاربرد داشته است و این خود بیانگر عظمت تاریخی و قدمت پیدایی تمدن بشری در نیشابور است. به گفته آقای اعتمادی، پژوهش های صورت گرفته در همین منطقه (تپه برج) و یافتن آثار 6000 ساله ثابت کرد که فرضیه قبلی که تپه آنو در ترکمنستان را قدیمی ترین منطقه تاریخی خراسان بزرگ می دانست، نادرست است.

در ادامه جلسه، نوبت به پرسش ها و نظرات حاضران رسید. آقای احمدرضا سالم که خود از دوستداران و پژوهشگران میراث فرهنگی است و دعوت از آقای اعتمادی به پیشنهاد ایشان صورت گرفته بود، درباره موزه نیشابور و علت تعطیلی آن پرسید. رئیس سازمان میراث فرهنگی نیشابور در پاسخ به این سوال، یکی از دلایل این تعطیلی را تغییر دائمی مدیریت موزه ها و عدم تخصیص اعتبار دانست و خاطرنشان کرد در حال حاضر بودجه های تصویب شده میراث فرهنگی بر موزه بزرگ خراسان در کوه سنگی مشهد متمرکز شده است که قرار است در آینده ای نزدیک گشایش یابد.

مجید نصرآبادی دبیر جلسات عصر کتاب هم با مقایسه دو علم باستان شناسی و تاریخ نگاری پرسید که چرا با وجود این که پژوهش های باستانی می توانند با قاطعیت برخی فرضیه های تاریخی را نفی یا تایید کنند کمتر به آن ها بها داده می شود؟ آقای اعتمادی در پاسخ به این سوال توضیح دادند که به دلیل کمبود دانش فنی در زمینه حفظ آثار باستانی، یکی از رویکردهای سازمان میراث فرهنگی این است که تا فراهم شدن شرایط لازم برای نگهداری علمی و مناسب آثار باستانی، بهتر است این آثار همچنان در دل زمین بمانند تا کمتر آسیب ببینند. ایشان به عنوان نمونه به اسکلت های انسانی نمایش داده شده در محوطه یاستانی شادیاخ نیشابور و شرایط نگهداری آنها اشاره کرده و متذکر شدند آنها تا چند سال دیگر به کلی از بین خواهند رفت.

رئیس سازمان میراث فرهنگی نیشابور، همچنین خاطر نشان کرد یکی از دلایلی که در دوران پس از انقلاب گروه های باستان شناسی غربی تمایل کمتری به حضور در ایران و پژوهش در کشور ما دارند این است که آنها اجازه خروج هیچ گونه اثر یافت شده را از ایران ندارند در حالی که در قبل از انقلاب قسمت بزرگی از آثار کشف شده از ایران، خارج و به موزه های غربی منتقل می شد.

پرسش یکی دیگر حاضران در جلسه این بود که چرا امکان بازدید عمومی از مکان های باستانی نیشابور از جمله تپه های طرب آباد فراهم نمی شود؟ آقای اعتمادی در پاسخ توضیح داد که این کار نیاز به اختصاص بودجه ای ویژه دارد و در سال 79 توسط فرماندار وقت نیشابور هم پیگیری هایی صورت گرفت که به نتیجه نرسید. ایشان همچنین به حفاری های غیر مجاز صورت گرفته در آن منطقه اشاره کرده و توضیح دادند که با پیگیری های صورت گرفته توسط سازمان میراث فرهنگی نیشابور دو شعبه ویژه رسیدگی به جرائم میراث فرهنگی در دادگستری نیشابور تشکیل شده که در کل کشور منحصر به فرد است.

آقای اعتمادی در بخش پایانی سخنان خود توضیح داد که سازمان میراث فرهنگی تنها به فکر برخورد با متخلفین و آسیب رسانان به آثار فرهنگی نیست بلکه تلاش دارد تا به فرهنگ سازی و آموزش های عمومی درباره اهمیت و ارزش میراث فرهنگی بپردازد تا خود مردم به محافظت از میراث ملی خود بپردازند. ایشان وجود بیش از یک میلیون محوطه تاریخی باستانی در ایران را ثروت و سرمایه ای ملی دانست که اگر به آن توجه شود می تواند با جذب توریست، ثروتی بیش از درآمدهای نفتی برای کشورمان ایجاد کند. 

 

* کلبه کتاب کلیدر به اطلاع می رساند یکی از سه جلد کتاب یاد شده که به یافته های مرتبط با معماری  نیشابور می پردازد توسط جناب آقای «هادی بکاییان»، پژوهشگر تاریخ نیشابور، ترجمه و به احتمال زیاد در بهار 1390 راهی کتاب فروشی ها خواهد شد.   

لینک های مرتبط:  نشست های عصر کتاب/  دومین نشست عصر کتاب: قیصر امین پور/نشست سوم: جهان هولوگرافیکنشست شاملو/ سفر به یونان/ برنامه های پاییزه/ تا سایه سار سیمرغ/ شکسته بسته ترین جمله جهان/بازانديشي عطار و واكاوي مقدمه هاي او"خدا و آخرت تنها هدف بعث انبیا" اثر مهدی بازرگان/ 

فراز و فرود نیشابور در قرون میانه

کلبه کتاب کلیدر: نشست این هفته عصر کتاب (۲۵ دی ۱۳۸۹)، با عنوان «فراز و فرود نیشابور در قرون میانه» با سخنان «هادی بکائیان»، کار‌شناس ارشد تاریخ و پژوهشگر نیشابوری برگزار شد.

آقای بکائیان که عنوان پایان نامه ایشان هم «تاریخ نیشابور در عصر غزنوی و سلجوقی» است، در آغاز سخنانش از علاقه خود به تاریخ نیشابور گفت و یادآور شد که این علاقه نه از سر تعصب بلکه نگاهی منصفانه است و به دلیل آگاهی از تاثیرات شگرف این شهر بر تمامی ابعاد حیات تاریخ ایران این علاقه شکل گرفته است.

 ایشان سپس به ریشه یابی نام «نیشابور» پرداخت و توضیح داد‌‌ همان طور که در منابع مختلف آمده است، ‌ این نام از «نیوشا‌پور» به معنای شهری که شاپور بنیاد نهاده است گرفته شده اما پیش از این نیز در ادوار پیش از ساسانی نامی چون ابرشهر بر آن اطلاق می‌شده است. نیز «دکتر فریدون جنیدی»، ‌شاهنامه پژوه و مسئول بنیاد نیشابور معتقد است نام باستانی این شهر، پیش از نیوشاپور، «ریوند» به معنای شهری دارای جلال و شکوه بوده است...

ادامه نوشته

التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي" در نگاه بنفشه افتخاري

 

التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي" اثري متعلق به قرن پنجم  هجري است. اين اثر در حوزه تاريخ نگاري علم جاي مي گيرد و نويسنده را موسس علم مردم شناسي دانسته اند. التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي" منبعي مهمي براي كتبي چون "تاريخ الحكما"ِ قفطي و "عيون الانباء"ِ ابن ابي اصيبعه به شمار آمده است. "قاضي صاعد اندلسي" را نويسنده آثار "المولف في مقالات اهل الملل و النحل و في جوامع اخبار الامم من العرب و العجم" و "المولف في اصلاح حركات النجوم" دانسته اند.


از ديد بنفشه افتخاری، التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي" از دو زاويه قابل تامل است:


نخست آن كه تاريخ علم اروپايي به تاريخ حل مسئله اي خاص و يا تاريخ تكوين فلسفه و يا نظريه اي خاص مي پردازد و يا شاخه اي خاص از علم را مورد توجه دارد؛ اما قاضي صاعد به همه ابعاد علوم و نتايج فكر بشر توجه داشته است.


دوم آن كه اسلاف يوناني و ايراني قاضي صاعد به توالي زماني در تاريخ نگاري علم توجه شاياني نداشته اند، اما التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي" توجهي به تقسيم بندي هايي بر مبناي جغرافيا و زبان در نقل مطالب و رعايت تسلسل زماني دارد. به تعبيري مي توان گفت كه التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي" نخستين كتاب در تاريخ علم است.

"قاضي صاعد اندلسي"به گمان نويسنده، يك مورخ علم برون‌گراي مي باشد كه تمدن و علم را يك پديده اجتماعي مي داند كه از عوامل طبيعي نشآت گرفته است.

منبع: نگاهی به التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي"  (۴۲۰- ۴۶۲ ق)/ بنفشه افتخاری/ مجله تاریخ علم- شماره پنجم- ۱۳۸۵- ص: ۸۳- ۹۱.

* در حاشيه:


تنها چاپ التعريف بطبقات الاممِ "قاضي صاعد اندلسي"، به ترجمه دكتر غلامرضا جمشيد نژاد اول در سال 1383 و توسط پژوهشگاه علوم انساني صورت پذيرفته است. دكتر غلامرضا جمشيد نژاد اول را در سال 1378 در اولين كنگره خيام كه در نيشابور برگزار گرديد، ملاقات كردم. مردي متواضع بود و دعوت من را پذيرفت تا شبي در كنار من و ساير دوستانم باشد. شبي به ياد ماندني براي من و ساير دوستانم بود. زنده ياد "علي نجفي" نيز با ما بود و تا پاسي از شب را به بحث و جدل پيرامون مباحث كلامي و تاريخي گذرانديم. يادشان گرامي.

تاريخ 40 ساله نيشابور در عصر كتاب

گزارش حسن خواجویی: جواد محقق نيشابوري در نشست بررسي كتاب «يادنامه محقق نيشابوري» كه به وقايع نگاري از زندگي پدر وي و حوادث سیاسی و اجتماعی دهه 30 و خصوصا انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی  در نيشابور اختصاص دارد از تاخير خود در انتشار اين كتاب سخن گفت.

چهاردهمين نشست عصر كتاب با همت انجمن سينماي جوان ايران دفتر نيشابور و حمايت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي نيشابور و كلبه كتاب كليدر، شنبه 24 مهرماه در ساختمان امور فرهنگي اداره ارشاد تشكيل شد.

شيخ محمدرضا محقق نيشابوري از رجال علمی، اجتماعی و سیاسی خراسان و نیشابور است که در فاصله سالهای 1320 تا 1342 (زمان وفات) بیشترین تاثیر را درمردم منطقه از نظر دینی اجتماعی و سیاسی گذاشته است. در دوره هفدهم مجلس که امید آزادی انتخابات و راه یافتن چهره های ملی و مردمی و آگاه به مجلس می رفت با فراهم آوردن زمینه از سوی دولت دکتر مصدق و تشویق آیت الله کاشانی و نیز حمایت و ترغیب علما  و شخصیتهای برجسته کشور شور و حالی بوجود آمد و در اکثر شهرهای ایران چهره های برجسته تشویق به کاندیداتوری شدند. عده ای از علمای تهران و قم طی نامه ای مردم نیشابور را دعوت به شرکت در انتخابات و حمایت از محقق نیشابوری کردند شناخت و علاقه عمیق مردم از ایشان موجب موج فوق العاده حمایت مردمی شد اما نفوذ دربار از طریق قدرت یک خان محلی و بدست گرفتن نظارت انتخابات و تقلب در آن موجب ایجاد بلوایی در شهر شد و مرحوم محقق پس از مشورت با مردم تصميم به استعفا  گرفته و مردم را به مبارزه مسالمت آميز با تقلب صورت گرفته و تجمع در تلگرافخانه و ارسال تلگراف اعتراضي به دولت محمد مصدق دعوت مي كند كه به دنبال تحريكات صورت گرفته از سوي عوامل دربارچهره شهر به خشونت كشیده و در پي درگيري و تيراندازي هاي صورت گرفته دو نفر در نيشابور كشته مي شوند...

ادامه نوشته

روح پراگ/ ایوان کلیما/  ترجمه‌ی فروغ پورياوري

روح پراگ
ایوان کلیما
 ترجمه‌ی فروغ پورياوري
نشر آگه، 248 صفحه، 4000 تومان چاپ اول، ۱۳۸۷

هميشه براي ام خواندن آثاري از سرزمين چكسلواكي جذاب بوده است. سرزميني كه براي من تداعي كننده نواهاي موسيقي كلاسيك است.  سرزمين كافكا و كوندراست. هميشه تصوير همان پل معروف کارل را بر روي رودخانه اي در شهر پراگ را در ذهن دارم. "بهار پراگ" هرچند دولتي مستعجل بود اما تداعي كننده روزگاري است كه در آن آزادي هاي فردي بالنده شد. شهر پراگ براي من تداعي كننده صحنه هاي "بار هستي" كوندرا و فيلم "فيليپ كافمن" با بازي ژوليت بينوش است. اين شهر را در رمان "جهالت" كوندرا به خوبي حس كردم. پراگ شاهد اولین انقلاب مخملین بود.
اما "روح پراگ" همان اثري است كه مي تواند بخشي از روح حاكم بر شهر پراگ را در دهه 50 به بعد به تصوير كشاند. چاپ اين اثر در زمانه اي كه هولوكاست ستيزي در كشور ما حاكم است، جالب توجه است. در اين اثر نويسنده از اردوگاه هاي يهوديان و كشتار آنان توسط حزب ناسيونال سوسيال آلمان مي گويد، يك روايت حقيقي و دردناك از فاجعه اي انساني. روايتي حقيقي و بي نقاب از واقعيتي كه سعي مي شود انكار شود و افسانه خوانده شود. این اثر نگاهی انتقادی به مسایل ادبی معاصر نویسنده اش نیز دارد. هرچند که به نظر می رسد ترجمه ی خشایار دیهیمی باید بهتر از ترجمه فروغ پوریاوری باشد.

امتیاز: ۲ از ۱۰

مرتبط: روح پراگ/ کلیمای پراگ روح پراگ / معرفی «ایوان کلیما» نویسنده زیرزمینی معروف چک/ گفت زندگی در انتظار روشنایی است نه در انتظار تاریکی / روح پراگ / ایوان کلیما / The spirit Of Prague / Ivan Klima/ روح بزرگوار یک شهر/ میراثی كه پراگ با خود به قرن بیستم آورد / ایوان کلیما/ ایوان کلیما، نویسنده‌ای در جستجوی روشنایی/

علم یونانی، جهل ایرانی، عدل عباسی/ مرتضی ثاقب‌فر

علم یونانی، جهل ایرانی، عدل عباسی
مرتضی ثاقب‌فر
ماهنامه دانشمند، مهر 1370

 

حضور سردبير محترم مجله دانشمند

در شماره اخير (شهريور ماه 1370) آن نشريه وزين، مصاحبه‌اي با آقاي علي‌اكبر صالحي رئيس دانشگاه صنعتي شريف درج شده بود كه اين نويسنده لازم ديد مطالب زير را درباره بيانات ايشان مطرح سازد، با اين اميد كه آن نشريه گرامي از چاپ آن خودداري نخواهد كرد.

اين مصاحبه سرشار بود از انديشه‌هاي درست و نيكخواهي براي ايران و نكات ارزشمندي داشت شايسته تعمق مسئولان كشور، از جمله لزوم توجه به دانش و دانشمندان در اين سرزمين و اشاره به اينكه تا چه اندازه از كشورهاي پيشرفته جهان واپس مانده‌ايم و حتي در زير صفر قرار داريم، و لزوم توجه به گسترش عدالت اجتماعي به عنوان بستر اجتماعي و فرهنگي و سياسي ضروري براي چنين حركتي با تكيه به حديث نبوي الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم، و نيز اينكه اگر در جامعه‌اي علم مهجور و مظلوم بماند دين هم از آسيب و گزند مصون نخواهد ماند، و نيز اشاره به اينكه عقايد صوفيگري و بي‌اعتنايي به تلاش‌هاي دنيوي مانع بزرگي در راه پيشرفت‌هاي علمي و معنوي و مادي شده است، و بخصوص اينكه عدالت خداوندي به معناي قانون الهي است كه شامل قوانين طبيعي نيز مي‌شود، و همچنين يادآوري اين نكته اساسي كه مهمترين ابزار در هر اقدام بزرگ اجتماعي و اقتصادي و علمي همواره انسان است؛ و بالاخره تاكيد ايشان بر اينكه امروزه معناي قدرت برابر است با داشتن علم و تكنولوژي و اگر كسي اين قدرت را نداشته باشد ولو حرف حقي بزند قادر به كرسي نشاندن آن نخواهد بود و بسياري مطالب درست ديگر...

ادامه نوشته

سفری به یونان در عصر کتاب

 
"گزارش: حسن خواجویی": «يونان و شكل گيري معماري،  فلسفه و ادبياتش در دوران باستان» موضوع هشتمين نشست عصر كتاب بود كه بعد از ظهر سه شنبه 16 شهريور ماه در ساختمان امور فرهنگي اداره ارشاد نيشابور برگزار شد.مجيد نصرآبادي

سخنران اين نشست كه به همت امور فرهنگي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان نيشابور، انجمن سينماي جوانان ايران دفتر نيشابور و كلبه كتاب كليدر شكل گرفته، آقای مجيد نصرآبادي بود.

احمدرضا سالم، محقق در زمينه ادبيات و تاريخ ايران اداره اين نشست را برعهده داشت كه در معرفي سخنران گفت: آقاي نصرآبادي قبل از اينكه اهل يونان باشد اهل نيشابور است و هر چند كه شغلش يعني 16 سال دبيري حرفه و فن تناسبي با علاقه هايش ندارد، مي توان وي را يكي از فرصت هاي مغتنم آموزش و پرورش نيشابور دانست.

به عقيده سخنران تاثير يونان بر فرهنگ، فلسفه و ادبيات ما انكارناپذير است و مي توان نقش آن را در سرتاسر ادبيات و فلسفه ايران زمين و يا در معماري و طب قديم ايران جستجو كرد و بنابراين مطالعه چنين فرهنگي با همه بنيان هايش براي همه علاقه مندان فرهنگ و هنر كشورمان ضرورت دارد.

نصرآبادي نيز در توضيح عجيب ترين ويژگي شاكله تمدن يوناني ها گفت: مهم ترين شاخصه اين تمدن شعار بنيادي ملت يونان است كه بر پرچم آنها نقش بسته است: يا مرگ يا آزادي!...

ادامه نوشته

تاريخ‌ باستان‌ (از دوران پيش از تاريخ تا مرگ يوسي‌نيانوس)/ چارلز الكساندر رابينسون‌  

 

تاريخ‌ باستان‌ (از دوران پيش از تاريخ تا مرگ يوسي‌نيانوس) Ancient history from prehistoric times to the death of Justinian

چارلز الكساندر رابينسون‌  Charles Alexander Robinson Jr.
ترجمه‌: دكتر اسماعيل‌ دولتشاهي‌
تهران‌: انتشارات‌ علمي‌ و فرهنگي‌: 1370.

 

 

فهرست مطالب:


بخش اول: تاريخ و دروان قبل از تاريخ
تاريخ قديم، بشر پيش از تاريخ.
بخش دوم: خاور نزديك قديم
سومر، اكد و بابل؛ مصر؛ آسياي صغير، سوريه و فلسطين؛ امپراطوري اشور و جانشينان آن.
بخش سوم: هلاس
عصر اژه‌اي؛ قرون وسطا و رنسانس يونان؛ اسپارت و آتن؛ تمدن يونان باستان؛ امپراطوري ايران؛ جنگهاي يونان با ايران؛ امپراطوري آتن؛ جنگهاي پلوپونزي؛ عصر پريكلس؛ اسكندر كبير؛ تمدن يونان در قرن چهارم.
بخش چهارم: عصر هلني
قرن سوم، جامعه عصر هلني؛ مصر و آسيا در عصر هلني؛ هنر و ادبيات.
بخش پنجم: جمهوري آتن
آغاز تاريخ ايتاليا؛ توسعه و ترقي روم؛ روم و مديترانه؛ حكومت و جامعه روم؛ آغاز انقلاب در روم؛ پايان جمهوري؛ جامعه و تمدن روم در اواخر دوره جمهوري.
بخش ششم: امپراطوري روم
رهبري آگوستوس؛ آغاز امپراطوري؛ جهان يوناني رومي در آغاز امپراطوري؛ بحران و بهبود امپراطوري؛ انتقال به قرون وسطي؛ تمدن اواخر امپراطوري........

 

ادامه نوشته

آبیاری در ترکستان/ بارْتولْد، واسيلى ‌ولاديميرُويچ‌  (Vasily Vladimirovich Bartold)/ کریم کشاورز

آبیاری در ترکستان
بارْتولْد، واسيلى ‌ولاديميرُويچ‌  (Vasily Vladimirovich Bartold)
ترجمهٔ کریم کشاورز
تهران: دانشگاه تهران، 1350


بارْتولْد، واسيلى ‌ولاديميرُويچ ‌(1286-1349ق‌/1869-1930م‌)
 اين دانشمند خاورشناس‌ و نويسندة مقالات‌ و كتابهاي‌ متعدد در تاريخ‌ و فرهنگ‌ خاورميانه‌ به‌ ويژه‌ آسياي‌ مركزي‌، در 15 نوامبر 1869 St. Petersburg, Russia زاده شد و در 19 آگوست 1930, Leningrad درگذشت. پدر و مادرش‌ از تبار آلمانيهاي‌ مهاجر بودند و گويا به‌ اين‌ سبب‌ واسيلى‌ به‌ ويلهلم‌ نيز موسوم‌ شد و بعدها اين‌ نام‌ را درآثاري‌ كه‌ به‌ زبانهاي‌ اروپاي‌ غربى‌ مى‌نوشت‌، به‌ كار مى‌برد.
بارْتولْد، واسيلى ‌ولاديميرُويچ‌  (Vasily Vladimirovich Bartold) كه از آن با صفت "انسان‌شناس" در دايره‌المعارف بريتانيكا از او ياد شده است، براي ما ايرانيان بيشتر يك مستشرق است تا انسان‌‌شناس. مجموعه تتبعات وي درباره زبان، فرهنگ، جغرافيا و تاريخ تركستان آنقدر وسيع و گسترده بود كه به وي لقب "ادوارد گيبون" تركستان را داده بودند....

ادامه نوشته

جنگ و تمدن (چكيده اي از پژوهشي در تاريخ)/ آرنولد توينبي

جنگ و تمدن (چكيده اي از پژوهشي در تاريخ)آرنولد توين بي
آرنولد توينبي (به انتخاب آلبرت فولر)
ترجمه: خسرو رضايي
انتشارات علمي و فرهنگي، 1373.
179ص، 2200 ريال.

مجيد نصرآبادي/ آرنولد جوزف توینبی (Arnold Joseph Toynbee) در سال ۱۸۸۹ به‌دنیا آمد. تحصیلاتش را در رشته‌ی تاریخ یونان و روم در كالج‌هاي وينچستر، بيليل و آكسفرد به انجام رسانید. در سال ۱۹۱۹ تا 1924  به استادي کرسی نوبنیاد در زبان و ادبیات بیزانس در دانشگاه لندن منصوب شد. توینبی در سال ۱۹۵۵ از دانشگاه بازنشسته شد و به تحقیق و تفحص و نوشتن کتابها و شرح سیاحت‌های خود پرداخت. در جنگهاي جهاني اول و دوم سمت‌هاي دولتي داشت و دركنفرانسهاي صلح 1919 و 1945 پاريس عضويت هيئت‌هاي انگليسي را بر عهده داشت. او پنج نفر را در نحوه‌ی تفکر و اندیشه‌ی خود موثر می‌داند؛ مادرش که مورخ بود، عمویش که کاپیتان کشتی بود و برای او از سفر های خود به چین و هند تعریف می‌کرد، همچنین از هردوت، توسیدید (مورخ یونانی) و پلیبوس(مورخ یونانی). توینبی یک فیلسوف اخلاقی است. تأثیر توسیدید در اکثر نظریات او مشهود است توینبی بر خلاف سایر مورخان که ملت‌ها را برای تحقیق بر می‌گزینند تمدن را انتخاب می‌کند. ...

ادامه نوشته

اخلاق انقلابی از نگاه هوشی مین

اخلاق انقلابی
هوشی مین
تبریز: نشر رفعت؛ 32 ص.

گاهی اوقات خواندن کتاب هایی که سال ها از زمان انتشارشان می گذرد، لذت بخش است. کتاب "اخلاق انقلابی" یکی از همان کتاب های است که با تمام کوچکی اش می تواند پس از 50 تا 60 سالی که از زمان انتشارش گذشته هنوز نکاتی را برای تامل بیشتر به ما بیاموزاند. این کتاب یکی از همان فراوان آثاری است که در دهه 40 تا 50 توسط کمونیست ها در ایران به چاپ رسید؛ این دسته از کتاب ها بدون نام ناشر، مترجم و بدون تاریخ در چاپخانه های زیرزمینی به چاپ می رسید.

ادامه نوشته

قرار دادهاي ننگين نفتي و ملي شدن صنعت نفت ايران


    هادي بكائيان/  بدون شك ملي شدن نفت يكي از مهم‌ترين حوادث تاريخ معاصر ايران است. حادثه‌اي كه تأثيرات عميقي بر اوضاع جامعه‌‌ي ايران و ملت‌هايي كه سرنوشتي همانند ملت ايران داشتند، گذاشت و موجب خيزش‌هاي ملي عليه به يغما رفتن منبع ملي‌شان توسط استعمارگران گرديد. در خصوص روند حوادث منجر به ملي شدن نفت و همچنين ارزش و جايگاه ملي شدن نفت تاكنون مباحث متنوعي مطرح گرديده است....

ادامه نوشته

 نوروز از ديدگاه ايرانيان

     احمد رضا سالم/  نوروز، جشن آغاز بهار و جشن بركت و باز زايى است. تمدن كهن ما آغاز سال را با رويش و جوانه زدن و گل و طراوت آغاز مي‌كند و در اين ميان آيين ايرانيان از روزگار باستان تا امروز در مورد نوروز آيين زيبايي است.
   در كتاب نوروزنامه‌ي حكيم عمر خيام، چنين آمده است كه : «اما سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چون بدانستند كه آفتاب را دو دور بود؛ يكي آن كه هر سي صد و شصت و پنج روز و ربعي از شبانروز به اول دقيقه ي حمل بازآيد …

ادامه نوشته

نوروز جشن شادي و زيبايي

 نوروز جشن شادي و زيبايي


  احمدرضا سالم/   نوروز شادترين وزيباترين جشنهاي زردشتي است. جشن بهاري است واهميت ديني فراواني به آن داده شده است. از جهت ديني نوروز آفرينش آتش را جشن مي گيرد.از همه ي شش آفريدگان ديگر خبر مي دهد وگويي روان يا نيروي زندگي آنهاست وبدين سان نوروز به امشاسپند اردوهشت نگهبان آتش تعلق دارد و اين دومي تشابه و تناظر بين هفت جشن واجب....

ادامه نوشته

نظري بر كودتاي سوم اسفند

 استقرار حكومت قزاق ها با 8 توپ صحرايي و 18 مسلسل


 نعمت الله صادقي


 سوم اسفند 1299 ه.ش يكي از روزهاي تاريخي ايران است وبقولي پيچ تند تاريخ ايران در مسير وحدت سياسي وتماميت ارضي وجلوگيري از تجزيه ازسويي واستقرار ديكتاتوري بيست ساله رضا شاه وخفقان افكار وعقايد سياسي در ايران ازسوي ديگر است.(1)در 85 سال پيش در بامداد سوم اسفند:هنگامي كه مردم تهران چشم گشودند شهر را در كنترل قزاقان چكمه پوشي ديدند كه نقاط حساس پايتخت را به اشغال خود درآورده بودند ، از آغاز صبح به فرمان بازيگران كودتا بگير بگير شروع شد و هر كس سرش به كلاهش مي ارزيد گرفتار شد ، دستگير شدگان از هر قماشي بودند، اعيان ، اشراف ، روحاني ،....

ادامه نوشته

مدارس امروزی چگونه شکل گرفتند

 

تاریخچه ی مدارس نوین

هادی بکائیان

 

اشاره :

گرايش وعلاقه ي به آموزش نوين به اولين تكاپوهاي پيشگامان اصلاح طلبي در تاريخ معاصر ايران باز مي گردد .جنگ هاي ايران و روسيه و درك عقب ماندگي ايران از جميع جهات در برابر رقيب اروپايي عباس ميرزا را بر آن داشت تا اولين گروه از دانشجويان ايراني را براي كسب علوم و فنون جديد به اروپا روانه نمايد ، اما گرايش به تاسيس مدارس و نهاد هاي آموزشي  نوين تا عصر ناصري طرفدار نيافت . ..

 

ادامه نوشته

نامه ي امير كبير به ناصر الدين شاه


   قربانت شوم:


   الساعه كه در ايوان منزل با همشيره همايوني به شكستن لبه نان مشغولم خبر رسيد كه شاهزاده موثق الدوله حاكم قم را كه به جرم  رشاء و ارتشا معزول كرده بودم به توصيه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل  بر زبان رانده ايد. فرستاده ام او را تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره امور مملكت با توصيه عمه و خاله نمي شود.       

                                                                                   
 زياده جسارت است.تقي

پس برو به جهنم

 

    اعتماد الدوله صدر اعظم آقا محمد خان قاجار درمدت قدرت خود تقريبا تمام ايالات و ولايات ايران را بين كسان خود تقسيم كرده بود. روزي شخصي به شكايت نزد او آمد و اظهار كرد: حاكم شيراز كه از اقوام شماست با من بد رفتاري مي كند و آنگاه دلايل خود راذكر نمود. اعتماد الدوله پس از شنيدن حرف هاي او قانع شد و گفت: اگر واقعا اين طور است تو را به اصفهان مي فرستم. آيا راضي هستي؟ شخص شاكي گفت: نه، هرگز اين كار را نكنيد. در آنجا برادر شما حكومت مي كند.اعتماد الدوله گفت پس برو به بروجرد. مرد گفت آنجا هم يكي از اقوام شما حكومت مي كند. صدر اعظم نام چند شهر ديگر را برد. شخص شاكي با ذكر نام حاكم همان ايراد را تكرار كرد. صدر اعظم به خشم آمد و گفت: پس برو به جهنم. مرد فورا گفت: آنجا هم مرحوم پدرتان است.


 لطيفه هاي سياسي، محمود حكيمي نشر خرم، تهران ، ص210-209

مظفرالدين شاه و كاروانسرادار !

 مظفرالدين شاه و كاروانسرادار !

  مظفرالدين شاه از سفرقم مراجعت مي كرد و در ميان راه كجاوه اش خراب شد و مجبور شد در كاروان سرايي را بزند. دلاندار گفت: كيستي؟ مظفرالدين شاه گفت: ما، السطان بن سطان مظفرالدين شاه بن صاحبنظران ناصر الدين شاه- شاهنشاه شهيد فقيد  قاجار ، از نواده فتحعلي شاه قاجار رحمه الله عليه هستيم! و آمديم امشب در اينجا بخوابيم! دلاندار از پشت در گفت: آقايون! ما فقط يك اطاق كوچك داريم، براي اين همه آدم جا نداريم.

   كتاب: گنجينه لطايف- صفحه 322 ، نويسنده: فرداد

 

رساله‌ی تاریخ/بابک احمدی

رساله‌ی تاریخرساله‌ی تاریخ

جستاری در هرمنوتیک تاریخ

بابک احمدی

نشر مرکز، چ 1387

ص: 183؛ 3200 ت

 

هر آن‌چه که پیرامون ماست از دست‌آوردهای مادی تا معنوی بشر، تابعی از زمانند. هر شئی یا مفهومی در پشت‌سر خود تاریخچه‌ای را به یدک می‌کشد. البته تنها این دست‌آوردهای بشری نیستند که تابع زمان هستند...

ادامه نوشته