زیباشناسی سروده های شاملو در هفتمین نشست «عصر كتاب» نیشابور
زبان گسترده مردم كوچه؛ ميراث گرانسنگ شعر شاملو
در هفتمین نشست «عصر كتاب»
گزارش حسن خواجويي: «زيباشناسي در اشعار احمد شاملو» عنوان هفتمين نشست عصر كتاب بود كه عصر سه شنبه 9 شهريور ماه در ساختمان هنرهاي نمايشي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي با همكاري امور فرهنگي ارشاد اسلامي نيشابور، انجمن سينماي جوان و كلبه كتاب كليدر برگزار شد. عليرضا نيرآبادي، دبير ادبيات آموزش و پرورش نيشابور، محقق و شاعر نیشابوری، سخنران اين نشست بود كه با ديدگاه خويش به بررسي اشعار احمد شاملو پرداخت.
مجيد نصرآبادي، دبیر جلسات عصر کتاب، در معرفي علیرضا نیرآبادی بر اين نكته تاكيد كرد كه حال و هواي شعر وي به حال و هواي اشعار شاملو بسيار نزديك است و از همین رو ایشان موضوع پايان نامه ارشد خود را به زيباشناسي در شعر شاملو اختصاص داده است.
سپس علیرضا نيرآبادي سخنان خود را با تصريح اين نكته آغاز كرد: «يادمان نرود كه ما ذخيره بزرگي به نام احمد شاملو داريم.» و سپس ماجراي علاقه مندی خويش را به شعر اين شاعر نامدار در كشاكش سال هاي جواني و تجربه هاي نخستين شاعري بيان كرد. به گفته سخنران، وي در سال 61 خورشيدي نخستين آشنايي خويش را با شاملو در كتاب «ققنوس در باران» تجربه كرد كه البته دهه 60 را دوران مشق شاعري خود توصيف كرد. دو اثر تحقيقي علیرضا نیرآبادی درباره احمد شاملو يعني كنفرانس معرفي اشعار شاملو در جمع دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران در سال 69 با راهنمايي عبدالحسين فرزاد و پايان نامه كارشناسي ارشد خويش در سال 84 نتيجه غور وي در شعر و متن زندگي شاملو بوده است.
سخنران، شاملو را از زبان خويش اين گونه به تصوير مي كشد: پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر «من بامدادم» از مجموعهٔ «مدایح بیصله» به اهالی کابل بر می گشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازی هایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانواده اش را به ایران کوچانده بود.
به عقيده وي شعر معاصر كشورمان دو آغازكننده دارد كه يكي نيماست و ديگري شاملو. از اين ميان نيما يوشيج با تحول در شكل ظاهري شعر فارسي آن را از دربار دور كرده و به دامن طبيعت و اجتماع مي آورد. البته تكانه ها و پيش لرزه هاي اين رنسانس ادبي در مشروطه به شعر ما خورده بود كه مفاهيم غزل به شدت «اجتماعي» شد و نيما به علت آشنايي با ميراث گذشته ادب فارسي و همچنين درك شعر غرب توانست شعر را يكسره از قيد و بند عروض و قافيه كه دست و پاي شاعر را بسته بود رها كند و حركتي نو را آغاز نمايد كه شاملو، اخوان و فروغ رهروان راستين وي بودند اما شاملو در نگاه سخنران توانست دايره محدود شعر را گسترده تر كند.
اين پژوهشگر و شاعر نيشابوري مي گويد: شعر با شاملو توانست به ناگاه فراگير و اجتماعي شود و شاعران دهه چهل خورشيدي به تمامي در مقابل عظمت شعر وي تحت تاثير قرار گرفتند. وي مي گويد: موسيقي شعر شاملو با كنار زدن موسيقي عروضي به موسيقي دروني از طريق واج آرايي و تركيب پذيري هاي شاعرانه كه مختص شاملوست دست يافته است.
نيرآبادي در وصف ويژگي هاي ادبي شعر شاملو كه در نگاه خود آنها را مورد واكاوي قرار داده است مي گويد: كمتر كسي است كه مثل شاملو زندگي اش سراسر درگيري با شعر باشد، شاملو به روايت خودش به سراغ شعر نرفته و همچون حافظ شعر به سراغ او مي آمده است، آشنايي زدايي هاي شاملو در شعر به خاطر جداكردن شعر از زبان بود، در شعر شاملو شما با ارتباط دال با مدلول زباني مواجه نيستيد بلكه هر دال، مدلول هاي متفاوتي هم دارد و شاعر با اين ترفند معنا را به عقب مي اندازد، هنجارگريزي سبكي شعر شاملو به توانمندي وي در به كاربستن قابليت هاي گذشته زبان فارسي به خصوص نثر برمي گردد، تغيير قيد، صفت و موصوف، عناصر نهادي جمله و ... نمونه اي از هنجارگريزي سبكي شاملوست، در تركيب پذيري واژگان هم كه ويژگي زبان فارسي نسبت به زبان عربي است كه هر لغت بيگانه اي را مي توان در آن به تركيبي فارسي بدل كرد ترکیب های بی نظیری همچون «گاوگندچاله دهان» و يا «شيرآهنكوه مرد» ساخته كه شيريني زبان شاملو را دوچندان مي كند، با اقبال به واج آرايي واژگان و به عبارتي موسيقي واژگان توانسته زبان فاخر و آركائيک نثر قرن 4 و 5 را به ناگاه در كنار ادبيات كوچه و بازار و حتا ادب نمايش و صحنه چنان عجين كند كه طنيني نو از موسيقي را در رگ و تن واژه ها جاري سازد، روايت در شعر شاملو به صورت هاي گونه گون بروز يافته اما در نهايت مساله اصلي در شعر شاملو لحن شعر است كه شعر شاملو در هر زمينه اي همان لحن فضا را به خود مي گيرد.
به نظر سخنران، شاملو وجه اصلي همت خود در سرايش شعر را انسان، عشق و اجتماع انتخاب كرده و البته انسان در شعر وي چه آن زمان كه «من» است و چه آن زمان كه «سياهان آفريقا» و ... موضوعي به وسعت نوع انسان است نه يك شخص خاص و مفرد.
آقاي نيرآبادي عقيده دارد كه انسان در شعر شاملو در بالاترين مرحله كمال است و به قول نيچه يك ابرمرد مي باشد، او با ضعيفاني كه خود را باخته اند و نمي توانند حقشان را از دور گردون بازپس بگيرند كاري ندارد و انساني را مي ستايد كه همواره در تكاپوست.
به راي وي، عشق هم در شعر شاملو دو دوره دارد كه به قبل و بعد از حضور آيدا در زندگي اش قابل تعريف است. قبل از آيدا عشق در شعر شاملو همراه با خواهش و نياز و احساس و درخواست رمانتيك و گاه آميخته با ياس و اندوه است و بيشتر هم ذهني است كه نمونه اش شعر بلند ركساناست اما پس از آيدا عشق با شادي و كمال و اميد همراه مي شود و ديگر منحصر به آيدا هم نيست بل همچون موضوع انسان جهان شمول مي شود.
سخنران از دغدغه هاي اجتماع و به خصوص دغدغه آزادي انسان و فكر وي به عنوان دغدغه مهم شعر شاملو ياد مي كند كه لازمه نوع نگاه جهان نگرانه وي به زندگي، انسان و فلسفه است و شاعر آن را منشا اصلي تحولات جوامع بشري به سمت كمال و تعالي ارزيابي مي كرده است.
وي درباره تصويرسازي هاي شاعرانه شاملو هم مي گويد: تصوير، دگرگونیای است كه در ذهن شاعر رخ مي دهد تا مافي الضمير خود را بيان كند و اين تصوير، كنار هم چيدن واژهها نيست بلكه تغيير بنيادين در مفاهيم واژه هاست و ابزار اين تصويرسازي هم عناصر خيالند.
نيرآبادي تصويرهاي شاملو را بيشتر از جنس جان پنداري و تشبيه و استعاره مي داند و معتقد است: در شعر شاملو 600 تشبيه، 185 استعاره و 290 آرايه جان بخشي و در مراتب بعدي حس آميزي و كنايه را رصد كردهام كه تشبيهات به كار رفته، مختص خود شاعر است به اين معنا كه يا قبلا نبوده و يا تركيب آن كلا تغيير يافته ولي كنايه ها از همان نوع كنايه هاي رايج در ادب فارسي بوده است.
وي همچنين در بخش ديگري از سخنانش نمادها را وجه ديگر اشعار شاملو دانست كه یا شامل نمادهاي عام همانند شب و روز می شود كه عنوان پديده هايي طبيعي است و در عرف ادب ما به معاني خاصي اشاره دارد و یا نمادهايی است مانند واژه سلاخ كه منحصر به تعريف خاص شاعر است.
هفتمین نشست عصر کتاب، در ادامه با پرسش های حاضران همراه بود. آقای نیرآبادی در پاسخ به سوال «حجت حسن ناظر» که درباره تاثير شعر ترجمه به خصوص سروده های لورکا، لنگستون هیوز و مارگوت بیکل بر زبان شاعرانه شاملو پرسید، گفت: شاملو البته بيشتر تحت تاثير متون قديمي بوده است خاصه كه وي مانوس با ترجمه هاي قرآن و تورات بوده و حتا بخشي از تورات را به نام غزل غزلهاي سليمان بازخواني كرده است كه البته اكنون منتشر نمی شود؛ ولي ترجمه مسلما در شعر او بي اثر نبوده از اين زاويه كه قابليت هاي آوايي در شعر قابل ترجمه نيست چون منحصر به همان زبان است و به همين دليل شاعر مترجم مجبور است از ظرفيت هاي مشترك زباني استفاده كند و همين در خلاقيت شاعرانه اش تاثيرگذار خواهد بود.
سخنران در تایید سخنان «مرتضی آخرتی» که به شباهت شعر شاملو با ترجمه هایش اشاره داشت گفت: البته نمي توان لحن پرخاشگرانه لوركا و يا تاثيرگرفتن قطعنامه به عنوان دفتر اول شعر شاملو را از ماياكوفسكي ناديده گرفت چون شاملو هميشه درگير سياست و مبارزه است و هر شاعري را كه درگير سياست و اجتماع خودش بوده مورد ستايش قرار مي داده است. اما مساله توارد و تشابه مقوله ديگري است كه ممكن است برخي اشعار شباهت هايي داشته باشند.
وي در مقابل اين سوال كه دليل اقبال صادق هدايت و احمد شاملو به زبان مردم كوچه و بازار چه بوده است، مي گويد: اين به ايدئولوژي شاعر بر مي گردد كه خود را از متن مردم ميداند و زبان مردم را بر مي گزيند چون باور دارد كه اين قابليت در زبان مردم هست كه در مقابل تابوهاي ديني و سياسي حاكم بر جوامع با زبان تمثيل و گريز از ادبيات رسمي عصر خويش زباني غيررسمي و گويا براي بيان نظرات خود انتخاب نمايد. وي البته در تداوم سنت روي آوردن به زبان مردم كه شاملو با پرداختن به كتاب كوچه آن را به تمامي اداي دين نموده از نسيم شمال، ميرزاده و عارف و ايرج ميرزا هم ياد مي كند.
گفتني است كه خوانش اشعاري از احمد شاملو و ارائه ديدگاههاي سخنران در قبال آن بخش پایانی اين نشست عصر كتاب بود.
شایان توجه است که احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در تهران؛ درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ نویس، ادیب، مترجم ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف.بامداد بود.
شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه های عامیانه است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد، اما برای نخستین بار درشعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده اند. تنی چند از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می دانند.
شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته شده ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران می باشد. آثار وی به زبان های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی،کردی و ترکی ترجمه شده است.
منبع: کلبه کتاب کلیدر
لینک های مرتبط: نشست های عصر کتاب/ دومین نشست عصر کتاب: قیصر امین پور/نشست سوم: جهان هولوگرافیک/ نشست شاملو/ سفر به یونان/ برنامه های پاییزه/ تا سایه سار سیمرغ/ شکسته بسته ترین جمله جهان/