به انگيزه معرفي و نقد دفتر شعر «شكسته بسته ترين جمله جهان» صورت گرفت:


گفت و گوي انتقادي درباره خصلتِ غير اجتماعي شعر امروز

 

 

گزارش سمانه راسخی نیا: نخستين نشست عصر كتاب"شكسته بسته ترين جمله جهان" اثر مرتضي آخرتي در فصل پاييز با سخنراني «مرتضي آخرتي» شاعر نيشابوري درباره دفتر شعر تازه انتشار يافته وي با نام «شكسته بسته ترين جمله جهان» شنبه سوم مهرماه در ساختمان امور فرهنگي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي نيشابور برگزار شد.

در يازدهمين جلسه متوالي عصر كتاب، شاعر «شكسته بسته ترين جمله جهان» در سخناني با بیان اينكه سرودن شعر را از سال 1376 آغاز كرده است، از نخستين شعر خود در سالها پیش یاد کرد که غزلی بوده است با زبانی کهن و ردیف بُوَد (به معنای باشد)! مرتضی آخرتی از مميزي برخي اشعار خويش همچون 24 رباعي و 15 غزل در اثر جديدش سخن گفت كه امكان نشر آنها فراهم نشده است.

مجيد نصر آبادي هم در تعريف شعر در اين نشست گفت: شعر ابزار آگاه سازي مردم است. وي به نقل از ويل دورانت انديشمند شاخص مغرب زمين افزود از هر دو ايراني يك تن را شاعر مي بيني و اگر به ادب و فرهنگ ايران نگاه كنيد مي بينيد كه گاه فلسفه را با زبان شعر بیان می کرده اند. او از آدرنو جامعه شناس معاصر هم ياد كرد كه معتقد بود چرا شاعران با توجه به وضعيت اجتماع اثري از مسايل مبتلابه جامعه در شعرشان ديده نمي شود. نصرآبادی با انتقاد از آنچه سمت گيري عاشقانه سرايي و تغزل گويي در شعر نسل جوان كشورمان خواند كه بي اعتنا به شرايط اجتماعي حاكم بر محيط خويش در دامن عاشقانه هاي خويش غرق اند از آخرتي درباره نبود رد پاي شعر جدي در ادبيات كشور پرسيد ضمن این كه شعر وي را ستايش كرده و تا حدود زیادی از اين دسته جدا دانست.

آخرتی در جواب گفت: من هم اين عقيده را دارم كه بازتاب تحولات اجتماعي بايد در شعر ديده شود اما اين نظر را ندارم كه شعر بايد صريحا اجتماعي باشد و مي توان نگاهي چند بعدي به شعر داشت نه اينكه به بهانه غير اجتماعي بودنِ شعر جديد خواستار حذف عاشقانه ها از ادبيات باشيم.

آخرتي در دفاع از شيوه نگارش و شعرسرايي خود گفت: شما نمي توانيد مرا متهم كنيد كه نسبت به مسائل جامعه خود بی تفاوت هستم زيرا عملكرد من در ستونی با عنوان «خرچنگ قورباغه» که در هفته نامه «صبح نيشابور» می نوشتم، نشان دهنده صبغه سياسي و اجتماعي افكارم مي باشد.

آقاي «محمد صابري» از شاعران و داستان نویسانی که در این جلسه حضور داشت هم در جواب نصرآبادي گفت: شعر خود مي تراود و مي آيد نه اينكه ما با قصد و نيت قبلي شعر سياسي بگوييم يا شعري با مايه تغزل. وی متذکر شد اگر چه داستان نویس می تواند با طرح و برنامه قبلی خط داستانی و موضوع نوشتار خود را انتخاب کند اما در شعر این گونه نیست.

اما نصرآبادي هم خاموش ننشست و پاسخ گفت: من عقيده ندارم كه شعر از خلسه برون مي آيد بلكه شاعر براي سرودن آن از قبل آمادگي پيدا مي كند البته افلاطون به خلسه عقيده داشت اما انسان آنچه مي گويد برآمده و ته نشين شده ديده ها و افكار و انديشه هاي اوست و من فكر مي كنم اين بي اعتنايي به آسيب هاي اجتماعي و يا فقر و... نشانه خودسانسوري و عافيت انديشي است.

زماني كه يكي از حاضران با اشاره به كنترل غير رسمي شاعران و نويسندگان در جامعه از گسترده بودن دايره تعريف جرم سخن مي گفت، آقاي نصرآبادي جواب داد: اين به هنر شاعر بر مي گردد كه چگونه از بازي هاي زباني و رندی های شاعرانه براي بيان مفاهيم خود سود جويد.

يازدهمين نشست "عصر كتاب"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صابري در مقابل ابراز عقيده وي گفت: اگر ما با جابجايي واژگان از واژه هاي كم دردسر بهره ببريم عملا تن به خواست آنها كه اين ممنوعيت را ايجاد كرده اند داده ايم و شعر سفارشي سروده ايم.

در همین حال، «محمد صفايي» در سخناني با تفكيك دو مفهوم «سياست زدگي» و«آگاهي سياسي» تصريح كرد: برخي شاعران ما زيادي دغدغه شاعر بودن دارند و نگرانند كه چرا سهراب سپهري و حافظ و مولانا و ... نشده اند در حالي كه من معتقدم كه هنرمند و شاعر بايد از ظرفيت وجوديشان بهره بگيرند.
مجيد نصرآبادي نيز در ادامه اين نشست با «لمپن» توصيف كردن برخي افراد كه هم اينك به شاعري مي پردازند هر گونه برداشت از اظهارات خود را به مفهوم صرف سياست انديشي رد كرده و اظهار داشت: من مي پرسم كه چرا در زمانه اي شاعران با دود چراغ خوردن به مقام هاي ادبي دست مي يافتند ولي اكنون جواناني بي جد و جهد عظيم در زندگي زبان به شعر و سرودن باز مي كنند بي آنكه اصلا دغدغه اي و پيامي قابل تامل براي مخاطب داشته باشند.
آقاي «ميرزاده» هم در گفتاري به نبود نقد ادبي در قلمرو شعر به عنوان عامل كاهش رغبت به مطالعه شعر در بين جوانان اشاره كرده و گفت: چون مردم ما و خود شاعران جوان ما بدون مطالعه دست به كار شاعري مي شوند گرايش هاي مبتذل هم در آثارشان ديده مي شود و اين برگرفته از همان كمبود دانايي و آگاهي نسبت به شعر است.

در ادامه اين نشست «مسعود سليماني سپهر» در سخناني با سنت گرايانه توصيف كردن سبك شاعري آخرتي تصريح كرد: در 66 رباعي كه سروده است 24 بار واژه عشق را به كار برده و 2 بار لفظ عقل را و البته اين عشق هم با تعبير و تعريف خود شاعر است كه با شكل رايج آن متفاوت است اما اين موضوع روحيه شاعر را نيز نشان مي دهد.
صابري نيز  نبود تريبوني براي تبليغ و معرفي آثار منتشر شده شاعراني چون آخرتي را عامل استقبال كم مخاطب از اين آثارِ به توصيف وي قابل تامل دانست. وي همچنين گزينش نام كتاب را هم مورد انتقاد قرار داده و در عين حال تصريح كرد: اشعار آقاي آخرتي به علت بهره گرفتن از سبك خراساني و نگاه جامعه شناسانه آن به مسايل و رويكرد به فرهنگ محلي قابل ستايش است.

 استحكام زباني، موسيقي لفظي وآرايه هاي ادبي در كنار طنز ظريف رباعيات از ويژگي هاي موفق اشعار مرتضي آخرتي از نگاه «مهدي نمازي» بود كه به عقيده وي البته سكته اي خفيف در برخی غزلياتش ديده مي شود و در عين حال شاعر «شكسته بسته ترين جمله جهان» را به علت توانايي سرودن رباعي هایی که در سطح کشور کمتر نظیر دارند بسيار شايسته تحسين دانست. وي همچنين بخشي از اشعار اين دفتر را مثال زد و استدلال كرد كه مي توان شعر وي را درگير با مسايل جامعه تلقي و ارزيابي كرد در عين اينكه به جنبه هاي احساسي و زيباشناختي هم بي اعتنا نيست.
گفتني است مرتضي آخرتي كتاب «شكسته بسته ترين جمله جهان» را در واپسين روزهاي اسفند 88 به همت انتشارات انجمن قلم ايران در 132 صفحه در قطع رقعي به طبع رسانده است كه در برگیرنده اشعار وي تا سال 86 خورشيدي است.
در پايان اين نشست «عصر کتاب» از مرتضي آخرتي با اهداي هديه اي از سوي انجمن سينماي جوانان ايران دفتر نيشابور قدرداني شد. سنت عصر كتاب اين است كه از مولفین نيشابوري كه در اين نشست ها شركت مي كنند قدرداني شود.


 منبع: كلبه كتاب كليدر
* هر چند آنچه كه در اين جلسه رخ نمود بازتابي تام در اين گزارش ندارد اما جز اين هم شايد گريزي نيست.

لینک های مرتبط:  نشست های عصر کتاب/  دومین نشست عصر کتاب: قیصر امین پور/نشست سوم: جهان هولوگرافیکنشست شاملو/ سفر به یونان/ برنامه های پاییزه/ تا سایه سار سیمرغ/ شکسته بسته ترین جمله جهان/