چگونه داستان نویسی باعث رشد تفکر فلسفی کودک می شود؟
چگونه داستان نویسی باعث رشد تفکر فلسفی کودک می شود؟*
مجید نصرآبادی
این مقاله گزارشی کوتاه از کارگاه داستان نویسی فلسفی است که تابستان 93 در پژوهش سرای مسیح آبادی برگزار گردید. این کارگاه برای کودکان دوم تا ششم ابتدایی برگزار شد. هدف از برگزاری این کارگاه آموزشی، کنش گری فلسفی کودکان به مدد داستان نویسی است. در ادامه اشاراتی کوتاه به بنیان های نظری این طرح می شود تا خواننده را از سازوکار آن مطلع کند.
هر انسانی لاجرم برای ادامه ی زیست، فارغ از کنش تفکر نیست. هرچند که تفکر را کنشی ذهنی می دانند، اما این کنش ذهنی به طوری ملموس و غیر آشکار با کنش های عملی انسان همراه است. بنا به دیدگاه هایدگر و سایر انسان شناسان، انسان به مدد دست و زبان است که عمل ذهنی تفکر را میسر می کند.
بسیاری امروزه می پندارند که با این رشد سریع اطلاعات و دانش، کودکانی که امروزه پرورش می یابند از گذشتگان دانشمندتر و باهوش تر می باشند. بله دنیای امروز ما شاهد یک رشد سریع دانش و اطلاعات است و هر ثانیه ای که می گذرد، ما نسبت به گذشته کم سوادتر می شویم. البته اگر مراد ما از کم سوادی تنها ذخیره دانش و اطلاعات باشد. اما لازم نیست که ذهن انسان محلی برای بخاطرسپاری دانش باشد؛ با فشردن یک کلید می توان تمامی دانش لازمه را از فضای مجازی دریافت کرد. ولی آیا می توان آگاهی راستین و شیوه های حل مسئله شخصی مان را در هر لحظه از فضای مجازی طلب کنیم؟ اما قرار است که تفکر به ما شیوه های اندیشیدن و راههای حل مسئله را همراه با خلاقیت ویژه ی هر انسانی به ما آموزش دهد.
تفکر فرایندی است که در طی آن معلومات خود را به نحوی مناسب در کنار هم قرار می دهیم تا بتوانیم به یک نتیجه ی مطلوب جدید برسیم.
جان دیویی در اثر "چگونه فکر می کنیم"(1933)، تفکر را دارای دو مرحله ابتدایی و انتهایی می داند که در ابتدا با شک و ابهام آغاز می شود و آن زمانی است که انسان با یک موقعیت پیچیده روبرو می گردد و در پی یافتن جوابی برای مشکل و حل مسئله می باشد. انتهای این فرایند هنگامی است که انسان از شک و ابهام بیرون آمده و پاسخی برای حل معضل خود یافته است. دیویی مابین این مرحله را با پنج مرحله ی میانی پر می کند. این پنج مرحله ما را با رو به رو شدن با مشکل، شناخت مجهول، حرکت عقلانی از مشکل به سمت مفروضات ذهنی، حرکت عقل میان مفروضات مرتبط و تالیف آنها به گونه ای مناسب و بالاخره حرکت عقل از معلومات تالیف شده و سازمان یافته به سوی مجهول برای معلوم نمودن آن راهبری می کند.
سایر روانشناسان و فلاسفه نیز در تعریف تفکر نظراتی مشابه دارند؛ فی المثل حاج ملا هادی سبزواری نیز تفکر را مبتنی بر دو حرکت می داند که در ابتدا حرکت عقل از مجهول به سوی مبادی یا مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن مبادی و معلومات به سوی آنچه مورد نظر است و می خواهیم به آن دست یابیم.
به زعم ژان پیاژه، هوش پیش از زبان وجود دارد، اما تفکر نه. هوش برای حل مسائل تازه است اما تفکر هوش درونی شده است که بر اعمال مستقیم، بلکه بر نماد سازی مبتنی بر زبان، تصویر های ذهنی وسایر مسائل مبتنی است که امکان درونی ساختن و بازنمایی امور را در مراحل بالاتر رشد فراهم می آورد.