مناسبات بینامتنیت ادیسه با دده قورقود


مناسبات بینامتنیت ادیسه با دده قورقود
مجید نصرآبادی


هر قومی برای تثبیت آرمان‌ها و آرزوهای خویش یا برای اینکه بگوید از کجا آمده است و به کجا می‌خواهد برسد باید «فراروایت»های خاص خویش را داشته باشد. فراروایت‌ها این امکان را به یک قوم می‌بخشند که خاطره جمعی قوم را بازیابی کنند. اسطوره‌ها، حماسه‌ها و افسانه‌ها یکی از بهترین اشکال روایت‌های کلان هستند که برای عامه قابلیت فهم و ادراک دارند.


اقوام ترک زبان که یکی از مهمترین بازیگران تمدن در حوزه‌ی آسیای میانه و خاورمیانه هستند و از پیشینه‌ی تاریخی کهنی برخوردارند برای زنده نگه‌داشتن خاطرات جمعی اقوام ترک نیازمند یک حماسه‌ی قومیتی بودند که شرحی بر پیشینه‌ی تاریخی آنان باشد. برای این اقوام نیز همانند سایر اقوام تمدن‌های کهن، وجود یک اثر روایتی نیاز است که حاوی شرح حماسه‌ها و رشادت‌های پهلوانان قوم آغُوز (غُزها) باشد.
دده قورقود اثری است که دارای روایت‌های افسانه‌ای، حماسی و اسطوره‌ای اقوام آغوز می‌باشد. این مجموعه که دارای دوازده افسانه است شرحی بر حماسه‌های پهلوانان و آخر و عاقبت نیروهای شر و خیر است.


️دده قورقود یک حکیم/ درمانگر (شامان) است و مشابه هاتف (وخشور) معبد دلفی یونان که از عالم غیب سخن می‌گفت گاه با سخنان حکیمانه و گاه با پادرمیانی کردن میان نیروهای متخاصم نقش میانجی را برعهده می‌گیرد. اقوام غُز که شامل بیست‌وچهار قوم تاریخی بودند و در نواحی شمالی و اطراف دریای خزر زندگی می‌کردند از گذشته دارای شامان بودند. اولین و مهمترین شامان‌ها که میرچا الیاده نیز از آنها یاد می‌کند در میان همین قبایل ابتدایی حوزه تمدنی جنوب سیبری زندگی می‌کردند.
دده قورقود هم شامان است و هم عاشیق. او با خواندن اشعار و نوازندگی کردن سعی در تلطیف فضای روایتی اثر نیز دارد. ترانه‌هایش را با ساز قُپوز می‌نوازد و نکات حِکمی و تعلیمی را برای مخاطب آسان و گوش‌نواز می‌سازد.


دو اثر پژوهشی در این زمینه وجود دارد که با صبغه‌ای جانبدارانه سعی در صورتبندی و ساماندهی قدمت اساطیری کتاب دده قورقود را دارند. یکی کتاب «مقدمه‌ای بر بررسی کتاب "دده قورقود" اثر میرعلی سید سلامت» و دیگری کتاب جوانشیر فرآذین با عنوان "«پژوهشی در اسطوره دده قورقود» است.
سید سلامت هدف از پژوهش را این می‌داند که: «این بررسی به ناچار تبدیل به وسیله‌ای برای احیاء مجموعه‌ای اساطیری گردید که شاید جزو قدیمی‌ترین اساطیر دنیا که امروزه نیز در قسمتی از اعمال روزمره ما نظیر موسیقی موقامی، موسیقی عاشیقی، سنت‌ها و تفکر ما جاری است، گردید.»(ص۱)


این احیاء اساطیری اقوام ترک یکی از مهمترین اهداف این پژوهش است. سید سلامت برای اینکه ادعای اساطیری دده قورقود را اثبات کند و بلکه این کتاب را بر صدر همه‌ی اسطورهای جهان قرار دهد بجای اینکه از زمان باستان‌شناسی استفاده کند از زمان روایت‌های اسطوره‌ای زروانیسم و مزدائیسم استفاده می‌کند و پس از تائیدیه گرفتن از آنها، زمان اقوام آغوز و روایت‌های «دده قورقود» را به پیش از آنها نسبت می‌دهد:
«این کتاب حاوی بخشی از اساطیری است که مدت مدیدی بن‌مایه تفکر جهانی قرار گرفته و به قدری به سامان و ساده بوده‌اند که هیچ سدی در برابر نفوذشان وجود نداشته و به‌همین جهت نیز مبنای اساسی اساطیر و تفکر یونان و مذاهب بزرگ مانند میترائیسم، مانویت و دین زرتشت می‌باشند که به ظاهر دگرگون شده و زیر غبار زمان طی‌شده کم رنگ و ضعیف و محدود می‌نمایند و تا آن حد محدود که دوباره با اساطیری مقایسه می‌شوند که خمیره و ساخت آن اساطیر از مجموعه نشأت گرفته است برای بررسی چنین اثری لازم می‌آید که بار زمانی مجموعه را حذف و این اثر را در زمان مربوط به اساطیر یعنی در زمانی که زمانی نبوده in illo tempore بررسی کنیم.» (ص۲)


سید سلامت بجای اینکه برای نظریه خود از شواهد باستان‌شناسی و کشفیات زیرخاکی بهره گیرد تنها به منابع کتابخانه‌ای بسنده می‌کند و البته اگر این شواهد مربوط به منطقه جغرافیای اقوام ترک باشد نیز خوب است بلکه مربوط به کل فلات ایران (نجد ایران) است.
«در این کتاب سعی بر انتخاب روش‌های اثبات متناسب با موضوع کتاب که مرسوم بوده از یک زاویه خاص نگریسته شود شده است؛ طبیعی است که استدلالها در این قسمت پیچیده‌تر از صغری کبری منطقی است زیرا در مورد مقولات و کاراکترهای کتاب مباحثات ضد و نقیضی به میان آمده که این استدلال‌ها می‌بایست شامل مباحثات بعمل آمده باشد.
در مورد روش اثبات هویت شخصیتهای کتاب این توضیح ضروری است.» (ص۴)
سید سلامت بجای استفاده از زمان طبیعی و شواهد باستانی از روایت‌های بندهش و زمان اساطیری استفاده می‌کند در حالیکه تمامی ادیانی که ایشان آنها را دگردیسی شده اقوام آغوز می‌داند همانند میترائیسم و مزدیسنا دارای شواهد تایید شده باستان‌شناختی می‌باشند.

«ولی در مورد اینکه این حوادث به تفکیک در کدام هزاره اتفاق افتاده منبع صریحی در دست نداریم فقط به قرینه می‌شود گفت گاه چهارم با کدام اپیزود شروع و با کدام خاتمه می‌یابد. حوادث گاه چهار را کتاب دده قورقود منتظم به سامان و بکمال ارائه می‌نماید» (ص۵)
این ادعا که نقش راوی/ راویان دده قورقود ندیده گرفته شود، درست نیست و راویان در طراحی روایت دخیل هستند اما فرونکاستن به شخص، مسبوق به سابقه هست. هنوز هم در زمانه‌ی معاصر می‌توان روایت‌هایی خلق کرد با همان فضای اسطوره‌ای و خلق داستان‌های کودکانه‌ی امروزی می‌تواند دلیلی بر امکان‌پذیر بودن روایت‌گری باشد؛ پس فضاسازی و صحنه‌سازی روایت دلیلی کافی برای اسطوره‌نگری نیست و باید با شواهد باستان‌شناختی تایید شود.


سیدسلامت می‌نویسد: «نباید فردی به عنوان مولف کتاب دده قورقود تصور شود زیرا به علت خیلی قدیمی بودن و در بر داشتن مفاهیم و دیدگاههای، جمعی با سلیقه‌های فردی مغایر می‌نماید. برای این کتاب تعیین زمان تاریخی مشکل است ولی امکان تعیین فرماسیون اجتماعی - معیشتی وجود دارد مثلاً در مجموعه، گرگ مقدس‌ترین است و این دیدگاه مربوط به مراحل اولیه شکار و زمانی که هنوز گله‌داری و دامپروری رایج نبوده است می‌باشد.» (ص۶)
دده قورقود همانند هومر که چنگ می‌نواخت و اشعار ایلیاد و ادیسه را می‌خواند، یک نوازنده یا عاشیق است. دده قورقود همچون هومر حماسه‌ها و اسطوره‌های قوم آغوز را با ساز می‌نواخت و می‌خواند و همین همانندی‌های میان برخی از روایت‌های او با ادیسه‌ی هومر باعث شده است که برخی از شرق‌شناسان این اثر را با ادیسه هومر مقایسه کنند.
سید سلامت وقتی زمان روایتی را به پیش از ادیان زروانیسم، میترائیسم و مزدیسنا می‌کشد پس بنابراین باید سایر روایت‌های معروف را متاثر از دده قورقود بداند و نه برعکس. او هم‌نظر با برخی از مستشرقین، ادیسه هومر را متاثر از دده قورقود می‌داند و نه برعکس.
«جوهر زیادی برای اثبات اینکه چگونه یک افسانه هومری در کتاب دده قورقود راه یافته، لازم است و ای بسا که دریاها مرّکب اثبات چنین مطلبی بشوند و اثبات نگردد. ولی برعکس، اثبات اینکه هومر از منابع تپه گوز استفاده کرده با نترسیدن از هیبت و آوازه هومر و بدون تمسک به حلقه جادوئی که آنهم باز دلیلی است و با دقت و امعان نظر در وسایل و روشهای اثبات مربوط به چنین مسایلی باید مشکل زیادی در پیش نباشد؛... اینجا راه حلها باید ساده‌تر هم باشد من نمی‌دانم یک کارشناس به ازای ترجمه حق دارد چیزی از یک فرهنگ را به فرهنگ دیگر به بخشد یا نه ولی این را می‌دانم که در صورت بخشش از کیسه خلیفه می‌بخشند.» (ص ۳۲)


سید سلامت حماسه ادیسه هومر را متاثر از داستان هشتم دده قورقود می‌داند. او به گفته‌های یکی از مستشرقین به نام هاینریش فردریش فون دیز استناد می‌کند.
هاینریش فردریش فون دیز "Heinrich Friedrich von Diez" (زاده ۲ سپتامبر ۱۷۵۱ – درگذشته ۷ آوریل ۱۸۱۷) نخستین کسی است که به مناسبات بینامتنی ادیسه و دده قورقود اشاره می‌کند. او یک دیپلمات و شرق‌شناس آلمانی بود و در سال ۱۷۸۹ توسط فردریک کبیر به دلیل خدمات دیپلماتیک خود به عنوان کاردار پروس در امپراتوری عثمانی منصوب شد.


دیز معتقد است که داستان هشتم دده قورقود که ماجرای کشته شدن غولی یک چشم بدست باسات قهرمان است را هومر از این اثر گرته‌برداری کرده است. او هومر را تحت تاثیر دده قورقود می‌داند.
«آقای فون دیتس (H.Von Diez) فولکلورشناس و مترجم آلمانی تپه‌گوز آن را از روی نسخه دستنویس درسدن ترجمه کرده است در این اثر می‌گوید: در اینجا تپه گوز هم به سیکلوپهای دیگر و هم به سیکلوپ هومر از تمام جهات شبیه است اما سیکلوپ اوغوز از یونانیها گرفته نشده بلکه مال یونانیها تقلیدی از این است. آقای دیتس برای این گفته چندین دلیل می‌آورد یکی از آنها این است که «شرق، شعر یونانی را نمی‌شناسد و نمیداند؛ در همین مورد با مقایسه، خیلی قدیمی بودن اثر را ادعا می‌کند بهر حال برای آقای جفری لویس Geofrey Lewis ساده است تصور کند که هومر منبع تغذیه بوده است ولی لازم است ما حقیقت را جستجو کنیم اگرچه مشکل باشد.» (ص۳۳)


جوانشیر فرآذین نیز در کتاب «پژوهشی در اسطوره دده قورقود» تحت تاثیر سید سلامت همین ایده را دوباره مطرح می‌کند:
«همین همانندی‌های میان این دو اثر حماسی باعث شده است که اچ. اف. فون دیتس H. F. Von Dies محقق آلمانی را که در سال ۱۸۱۵ برای نخستین بار داستان تپه گوز ( هیولای یک چشم ) را به زبان آلمانی ترجمه کرد، آن را با داستان "غول یک چشم" کتاب حماسی معروف ادیسه هومر شاعر نامدار یونانی مورد مقایسه قرار داد و معتقد بود که هومر در سرودن ادیسه از حماسه دده قورقود اقتباس کرده و یا دست کم از مضمون آن اطلاع داشته است.» (ص 18)

اما متاسفانه چون ارجاع‌دهی علمی و مناسبی ندارد برای این پاراگراف به کتاب «آیین میترا» اثر مارتن ورمازرن ارجاع می‌دهد که هیچ نشانی از این ارجاع در آن متن اصلی نیست.
حماسه ادیسه هومر شرح سرگردانی‌های اودیسئوس است.
اودیسئوس در کشتی خود در دریایی بی‌انتها به نفرین پوسایدون دچار می‌شود. دیری نمی‌رسد که به جزیره‌ای می‌رسند. در آن جزیره، غاری پیدا می‌کند که در آن غار غذای فراوانی وجود دارد. در غار با افرادش به عیش و نوش مشغول می‌شوند غافل از آنکه صاحب غار غولی یک چشم بنام پولیفموس فرزند پوسایدون است. پولیفموس یکی از افراد اودیسئوس را می‌خورد و اودیسئوس با نیرنگ معجون خواب‌آوری به او می‌خوراند و سپس با چوبی که انتهای آن تیز است در خواب غول را کور می‌کند. غول در حالی که از درد فریاد می‌زند سنگ عظیمی که غار را می‌پوشاند کنار می‌زند و اودیسئوس و همراهانش فرار می‌کنند.


دیتز در این باره می‌گوید: «تپه‌گوز هم به غول های دیگر و هم به غول هومر از تمام جهات شبیه است اما غول اوغوز از یونانی گرفته نشده است بلکه غول یونانی تقلیدی است.»
داستان تپه‌گوز یادآور داستان دیگری نیز می‌باشد. تپه‌گوز هیولایی که وارد زندگی اوغوزها شده و به آن‌ها حمله ور شده و آن‌ها را می‌خورد، در نهایت راضی می‌شود که با گرفتن دو آدم و پانصد گوسفند برای هر روز از حمله به دیگر انسان‌ها خودداری کند. این داستان یادآور داستان ضحاک ماردوش در شاهنامه فردوسی است. ضحاک نیز هر روز از گوشت مغز دو مرد جوان و نیز گوشت گوسفند استفاده می‌کند.
علاوه بر این‌ها آشیل در حماسه‌های یونان باستان قهرمانی رویین‌تن است که در شاهنامه نیز این خصلت به اسفندیار نسبت داده شده است که در داستان تپه‌گوز نیز این غول ویژگی رویین‌تنی بودن را داراست. او مصون از هر گزندی است و تنها تک چشم او آسیب‌جای تن‌اش می‌باشد.


سایت‌های بسیاری مقاله‌ای با عنوان «حماسه آذربايجانی پيش از اسلام» را منتشر کردند که نویسنده آن مشخص نیست و در آن پیرامون این روابط بینامتنی اسفندیار و تپه گوز می‌نویسند:
«اگر بخواهیم مقایسه‌ای انجام دهیم که کدام یک از این افسانه‌ها کهن‌تر است و کدام یک تقلیدی است باید گفت که داستان‌های دده قورقود از آثار فولکوریک و داستان‌های مردمی می‌باشد به این معنا که اساس این داستان‌ها در بین مردم عادی جامعه به وجود آمده و نسل به نسل منقل گشته است و تغییراتی را پذیرفته است در حالی که فردوسی برای سرودن شاهنامه به سراغ منابع موجود تاریخی و افسانه‌ای رفته است و از آنها استفاده کرده است.»
همین تفکری که سید سلامت و جوانشیر فرآذین از آن تبعیت می‌کنند باعث شده است که در برخی از سایت‌هایی که پیرامون این کتاب نقد و بررسی نوشته شده است به همین گونه تحلیل‌هایی منشعب از تفکر اصالت‌دهی به دده قورقود آورده شوند.


همچنین در داستان سوم از مجموعه دده قورقود حماسه‌ای وجود دارد با نام «بامسی بیرک و بانو چیچک» که همانندی‌هایی با ادیسه هومر در آن دیده می‌شود. در این داستان دور ماندن بیرک از نامزدش و امتناع نامزدش از ازدواج و قرار دادن عهدی مشابه دیده می‌شود با آنچه در داستان پنلوپه ادیسه وجود دارد که کشیدن کمان و زه کردن آن را از خواستگاران می‌طلبد.
هومر در حدود هشت قرن قبل از میلاد مسیح روایت‌های تقریباً چهار قرن پیشتر از خود را روایت می‌کند در حالی دده قورقود در حدود چهارده قرن بعد از میلاد مسیح - البته قرن ۱۵ و ۱۶ هم در نظر گرفته شده است - روایت شده است. این فاصله‌ی بیست‌و‌شش قرن که میان این دو اثر هست خود گواهی بر خطا بودن دیدگاه دتیز دارد و باید عکس آنچه که گفته شده است را در نظر گرفت.


قرن هشتم میلادی، اوغوزها کنفدراسیون قبیله‌ای تشکیل دادند که به نام دولت «اوغوز یبغو» در آسیای میانه شناخته می‌شد. در قرن دهم، منابع اسلامی آنها را ترکمانان مسلمان خطاب می‌کردند تا از ترکان غیرمسلمان (شمن‌ها و بودایی‌ها) متمایز باشند. اگر فاصله ۱۲ قرن قبل از میلاد مسیح را برای هومر و ۸ قرن بعد از میلاد را برای دده قورقود در نظر بگیریم با فاصله‌ای ۲۰ قرن مواجه می‌شویم که هیچ جای شکی را برای تاثیر پذیرفتن دده قورقود از هومر و حتی فردوسی باقی نمی‌گذارد.
حماسه‌های هومر دارای شواهد و مستندات قوی باستان‌شناسی است. اسناد پاپیروس‌ها و کشفیات شلیمان گواه این مدعاست.


هاینریش شلیمان (Heinrich Schliemann) متولد ۱۸۲۲ میلادی و درگذشته به سال ۱۸۹۰ میلادی، باستان‌شناس غیر کلاسیک (آماتور) آلمانی بود که توانست بخشی از شهر باستانی تروآ را کشف کند و از زیر خاک بیرون بیاورد. او در سال ۱۸۷۰ به حفاری در محل پرداخت و چندین شهر بنا شده بر روی یکدیگر یافت. گمان می‌رود شهری که تروآی ۸ نام گرفته محل رخداد جنگ تروآ نقل شده در حماسه ایلیاد اثر هومر است.

کشفیات شلیمان پس از اظهارات دیتز صورت پذیرفت و احتمالاً وی بی‌اطلاع از این موضوع بود و گرنه آلمانی‌های قرن ۱۹ شیفتگی خاصی به فرهنگ یونان باستان داشتند.
️کتاب دده قورقود بیشتر دارای شخصیت‌های افسانه‌ای Legand است و کمتر شخصیت‌های اسطوره‌ای Myth دارد. در حماسه‌ها بیشتر اشخاص حقیقی هستند که زندگی‌شان آمیخته با شاخ‌و‌برگ‌های بسیار است.
افسانه در ابتدا داستان قدیسان بود و امروزه روایت شخصیتهای تاریخی چون شاه آرتور، رابین هود و... که آمیخته با شاخ و برگهای تخیلی است. روایتی از اشخاص نیمه اسطوره‌ای یا هر شخص محبوب قوم/ملتی می‌باشد.


️ افسانه درباره انسان‌هاست. پایه تاریخی دارد. حماسه ایلیاد و ادیسه جنبه افسانه (پهلوانانی که کارهای انسانهای معمولی را انجام می‌دهند) دارد با برخی از جنبه‌های اسطوره‌ای که حکایات ایزدان است. افسانه در محتوا با قصه‌های عامیانه Folktales همانندی دارد: قهرمان فوق طبیعی، عناصر اسطوره‌ای، شرح پدیده‌های طبیعی، با مکان و زمان و شخص خاصی پیوند دارد، با تاریخ پیوند دارد اما اسطوره درباره ایزدان و نیروهای آسمانی است. پایه تاریخی ندارد. تمایز افسانه و اسطوره و قصه عامیانه ساده نیست و مرز میان آنها باریک است و درهم تنیده.
اکثر کنشگران کتاب دده قورقود هم بیشتر از جنس قهرمانان تاریخی هستند تا ایزدان و این تلاش نویسندگانی که سعی در ارائه فضایی اسطوره‌ای برای پی‌ریزی بنیان‌های قوم آغوز می‌کنند با متدولوژی بکار گرفته شده هماهنگ نیست.


اما پرسش مهم و بنیادینی که هیچ‌کدام از این پژوهشگران ایرانی و خارجی به آن پاسخ ندادند این است که چرا باید دو اثر دده قورقود و ادیسه یا شاهنامه را بر اساس تقدم و تاخر زمانی سنجید اما برای پاسخ به این داوری بجای استفاده از زمان حقیقی از زمان اسطوره‌ای استفاده کرد. این دوگانگی استاندارد در پژوهش کاری علمی نیست.
این نوشتار در پی تحلیل انتقادی گفتمان قوم مدارانه اقوام ترک بر پایه تحلیل پژوهش‌های حماسی کتاب دده قورقود صورت پذیرفته است.

🔸️تحلیل انتقادی اسطوره‌ی قوم ترک: آیا هومر در ادیسه تحت تاثیر دده قورقود بود؟
بخش اول

خیام‌نامه، شماره ۵۶۴، ص ۴.
چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳

🔸️تحلیل انتقادی اسطوره قوم ترک
آیا فردوسی تحت تاثیر ده‌ده قود بوده است؟
بخش دوم

هفته‌نامه خیام‌نامه
شماره ۵۶۸
یکشنبه ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۳
صفحه ۴

هومر در عصر كتاب؛ آيا جنگ تروا نزاعي تمدني بين شرق و غرب بود؟

گزارش حسن خواجویی: معرفي كتاب «هومر» اثر چسبر گريفين و نيز تاملي در اسطوره ايلياد شاهكار ادبي هومر و ديدگاه هاي محمدعلي اسلامي ندوشن درباره نبرد تروا و بررسي تطبيقي شاهنامه و ايلياد موضوعاتي بودند كه در نشست نوزدهم عصر كتاب با سخنان مجيد نصرآبادي طرح شد.

پژوهشگر و نويسنده نيشابوري در زمينه يونان پژوهي، سخنراني خويش را در ساختمان امور فرهنگي اداره فرهنگ و ارشاد نيشابور به همت اداره مزبور و نيز انجمن سينماي جوانان ايران دفتر نيشابور و كلبه كتاب كليدر برگزار مي شود، ايراد كرد. وي گفت ادبيات شكل پيچيده اي براي بيان مسايل ساده نيست بلكه بالعكس شكل ساده اي براي بيان مسايل پيچيده است.

آقاي نصرآبادي پيش از طرح داستان ايلياد بر اساس روايت مشهور هومر دلايل لزوم مطالعه آثار كلاسيك را اين گونه توضيح داد: آثار كلاسيك جهان شمول و عام گرايانه هستند و تاثيرات عمومي و عميقي بر نفوس مختلف در جوامع متفاوت مي گذارند. هر بازخواني آثار كلاسيك كشف تازه اي را به مثابه خوانش نخستين آن پيش چشم ما مي گذارد. اين آثار بخشي از تمدن و فرهنگ هر ملت به قلم مي آيند. آثار ياد شده پس از قرون و اعصار همچنان مانا و جاودانه هستند. اين آثار از ماهيتي تخيلي برخوردارند اگرچه بر بنيادي از حقيقت استوارند. اين آثار حقيقت نما و در عين حال سرگرم كننده و لذت بخش هستند. همچنين اين آثار بديع و نوآور هستند و نقشي آموزشي و تربيتي هم برعهده دارند...

ادامه نوشته

شرح و بررسی تاریخی ایلیاد/ ترجمه و تاليف: محمد بقایی (ماکان)

شرح و بررسی تاریخی ایلیاد
ترجمه و تاليف: محمد بقایی (ماکان)
ناشر: روزنه: 1382
قيمت:18000ريال، 285 صفحه

چکیده کتاب:
 در این کتاب مفاهیم برآمده از منظومه ایلیاد یعنی عقاید و افکار هومر مورد بررسی تاریخی با فرهنگ غرب و شرق قرار گرفته و میزان این تاثیر معلوم می شود. برخی از این تاثیرات مستقیم است یعنی یکسره ماخوذ از آثار هومر است برخی دیگر به صورت غیرمستقیم از طریق اندیشمندان و متفکران پس از وی به فرهنگ جهانی راه یافته و در نتیجه در تمدن روزگاران بعد موثر افتاده اند. نشانه های این تاثیر که پایه های اصلی هر فرهنگی بر آن استوار است در کتاب مورد بررسی و نقد قرار می گیرد.... بیست و چهار بخش کتاب ایلیاد تنها شامل شرح صحنه های مختلف جنگی نیست بلکه خواننده در خلال آن با افکار و اندیشه هایی آشنا می شود که در واقع مبانی فرهنگ غرب را تشکیل می دهند.... هومر در ایلیاد عشق و محبت را در ابعاد مختلف آن می کاود، جوانمردی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد، مراتب ایثار و از خود گذشتگی را می نمایاند، تقدیر و سرنوشت معقولانه را مطرح می سازد. مردان متقی و ظالمان شقی را مقایسه می کند، اصل عدم قطعیت در جهان را مطرح می سازد ....

ادامه نوشته

پرونده هومر: يونان‌ پيش‌ از آگاممنون‌ (تمدن‌ موكناي‌ و تروا)/ شليمان‌ كيست‌؟

يونان‌ پيش‌ از آگاممنون‌ (تمدن‌ موكناي‌ و تروا)
شليمان‌ كيست‌؟

 در سال‌ 1822، پسري‌ در آلمان‌ زاده‌ شد كه‌ مقدر بود كاوشكاري‌ باستان‌ شناسان‌ را به‌ صورت‌ يكي‌ از حوادث‌ پرشور قرن‌ خود در آورد. پدرش‌ به‌ تاريخ‌ باستان‌ عشقي‌ داشت‌ و او را با داستانهايي‌ كه‌ هومر درباره‌ي‌ محاصره‌ي‌ تروا و آوارگيهاي‌ اودوسئوس‌ (اوليس‌) به‌ نظم‌ كشيده‌ بود، به‌ بار آورد. «با اندوه‌ فراوان‌ از او شنيدم‌ كه‌ تروا كاملاً منهدم‌ شده‌، چندان‌ كه‌ از صحنه‌ي‌ روزگار برخاسته‌ و اثري‌ هم‌ به‌ جا نگذاشته‌ است‌.» هاينريش‌ شليمان‌ درسن‌ هشت‌ سالگي‌ موضوع‌ انهدام‌تروا رامورد توجه‌ قرارداد ومدعي‌ شدكه‌ مي‌خواهد خود راوقف‌ بازيافت‌ اين‌ شهر گمشده‌ كند. ده‌ ساله‌ بود كه‌ درباره‌ي‌ جنگ‌ تروا رساله‌اي‌ به‌ زبان‌ لاتين‌ نوشت‌ و به‌ پدرش‌ تقديم‌ داشت‌. در 1836، با اطلاعاتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌استطاعت‌ اوبسيار زياد بود، مدرسه‌ را ترك‌گفت‌ ونزدبقالي‌ شاگردي‌ كرد. در 1841، در يك‌ كشتي‌ بخاري‌ كارگري‌ كرد و از هامبورگ‌ رهسپار آفريقاي‌ جنوبي‌ شد. كشتي‌ پس‌ از دوازده‌ روز غرق‌ شد و ملوانان‌ آن‌ مدت‌ نه‌ ساعت‌ با زورق‌ كوچكي‌ به‌ اين‌ سو و آن‌ سو رفتند و سرانجام‌، با مد دريا، به‌ سواحل‌ هلند افتادند. در هلند، هاينريش‌، با حقوق‌ يك‌ صد و پنجاه‌ دلار در سال‌، كار منشي‌گري‌ پيش‌ گرفت‌ و نيمي‌ از درآمد خود را صرف‌ خريد كتاب‌ كرد و با نيمه‌ي‌ ديگر آن‌ در رؤياهاي‌ خود زندگي‌ كرد. به‌ تدريج‌ هوش‌ و پشتكار او نتايج‌ طبيعي‌ خود را پديد آورد: در سال‌ بيست‌ و پنجم‌ عمر، تاجري‌ مستقل‌ بود و در سه‌ قاره‌ دادوستد مي‌كرد. ...

ادامه نوشته

ايلياد - سرود نخستين

سرود نخستين
 « خشم آشيل »

« بسراي، اي بغدخت ! خشم آشيل پور پله را ؛ آن خشم گجسته و زيانبار را كه تيره روزيهايي بيشمار

 

 براي آخاييان به بار آورد ؛ روانهاي راد و بخشندة انبوهي از قهرمانان را به نزد هادس درافكند » از آن زماني كه آگاممنون پادشاه جنگاوران و آشيل مينوي ، ميانشان ستيزه درگرفت . ايزد آپولون ميان اين دو پهلوان ستيزه درمي افكند و بيماريي مرگبار را بر سپاه مستولي مي كند . اين از آن روست كه شريسه كاهنِ آپولون خوار داشته شده است . شريزئيس دختر كاهنِ آپولون ـ ايزدي كه تيرش تا دور جاي راه دارد ـ در نزد آگاممنون ـ پادشاه آخاييان ـ به عنوان غنيمت جنگي ، اسير آمده است . كاهن روبه آخاييان عجز و لابه مي كند و دخترش را در ازاي تقديم هدايايي ديگر ، خواهان است . آخاييان به اين معامله راضي اند اما آگاممنون ، رضايت نمي دهد و مي گويد :

ادامه نوشته