خروج از صغارت نوموس

خروج از صغارت نوموس

مجید نصرآبادی


🔸️ جامعه‌شناسی همیشه در پی رصد کردن رفتارهای اجتماعی شهروندان است و هر رفتار اجتماعی شهروندان را باید یک "رخ‌داد" در نظر گرفت که در عین منحصر به فرد بودنش تابعی از اراده و عقلانیت جمعی نیز هست.
در طول چهار دهه از حیات جمهوری اسلامی ایران، بزنگاه‌هایی شکل گرفته است که بنا به دلایل مختلف، مردم اعتراضات خویش را در اشکال مختلف مدنی اظهار کردند و حکومت نیز با روش‌های مختلف به این حق طبیعی مردم، پاسخی متفاوت داده است.
اعتراضات گاه برای صیانت از حق رای، تثبیت نرخ بنزین، گرانی ارزاق عمومی و ... بود اما این آخرین خیزش عمومی که منجر به آشوب نیز شده است از جنسی دیگر است.
از منظر رفتارشناسی اعتراضات ایران امروز ، با پدیده‌ای نوظهور مواجه هستیم: خروج از قیمومیّت رهبری اعتراضات؛ خروج از صغارت جنسیتی؛ خروج از استیلای "برادر بزرگتر" و خروج از نظام سلطه جنسیتی.

🔸️ #مهسا_امینی، دختر جوان کردی که میهمان پایتخت بود توسط نیروهای گشت ارشاد بازداشت می‌شود تا جهت ارشاد و آموزش شیوه‌های درست پوشش توجیه شود. بنا به هر علتی این دختر جوان در محل گشت ارشاد و تحت نظارت پلیس، جان خویش را از دست می‌دهد. مردم از پاسخ پلیس اقناع نمی‌شوند و از آنجاییکه نسبت به این رویکرد حاکمیت معترض هستند، دست به اعتراض می‌زنند. این شیوه برخورد حکومت در حالی که با داعیه‌ی دفاع از عفت عمومی هست اما هتک حرمت ناموس مردم نیز به شمار می‌آید. همین هتک حرمت ناموس و به تعبیری قتل/ مرگ باعث خشم عمومی گردیده است.

🔸️ ناموس در لغتنامه فارسی به معنای پاکدامنی، آبرو، شرف، همسر، خودپسندی، احکام، شریعت، قاعده، قانون، تزویر، فرشته، وحی، تدبیر و... است اما درباره ریشه‌ی این کلمه اختلاف نظر وجود دارد که بیشتر آن را از واژه "نوموس" یونانی می‌دانند. ناموس که شکل اصلی آن «نوموس» (nomos) یونانی بوده است از ریشه‌ی هند و اروپایی -nem مشتق شده که یعنی «حساب و کتاب کردن، اختصاص دادن، بخش کردن، گرفتن». ناموس معرّب شده نوموس یونانی است.
شروین وکیلی معتقد است که نوموس یکی از اصطلاحات رایج در یونان قرن پنج و چهار پیش از میلاد بود. سقراط وقتی در محاکمه‌اش ادعا کرد که آموزه‌هایش را یک دایمون به او الهام می‌کند و بر اساس آن قانون پولیس ( شهر ) بهتر می‌شود، به همین مفهوم خدایان نوظهوری که در اساطیر یونانی نمایان شدند و خانواده‌شان نوموس خوانده می‌شد اشاره می‌کند. اینها نماینده‌ی نظم و قانون اجتماعی بودند و همچون نوعی روح محافظ (به یونانی: دایمونیا daimonia) به تصویر کشیده می‌شدند که با افراد سخن می‌گفتند و ایشان را به رعایت قانون سفارش می‌کردند. افلاطون نیز بر همین اساس نام کتاب مهم خود را «نوموی» (nomoi، به لاتین De Legibus) گذاشت: «قوانین».

مفهوم نوموس یونانی در ابتدای کار «قانونِ خوبِ حاکم بر قبیله، شهر و جهان» معنی می‌داد. نظم حاکم بر پولیس بود که نوموس خوانده می‌شد و در تعبیرهای ارسطویی مثل «تدبیر منزل» (اویکونوموس: economy) بازتاب پیدا می‌کرد.
نوموس در بافت یونانی‌اش به نظمهای اجتماعی برآمده از عرف و هنجارهای نهادی تاکید می‌کرد و تنها مردان بالغ عضو عشیره را شامل می‌شد و زنان، کودکان و بردگان را خارج از دایره‌ی شمول خود قرار می‌داد. ( ناموس ،حق و داد، شروین وکیلی، وبسایت نویسنده )

اما پیام حسن‌زاده معتقد است که واژه نوموس در گذر زمان همچون هر واژه و مفهومی دچار دگردیسی ساختاری و معنایی گشته است. کارل اشمیت ( ۱۸۸۸ _ ۱۹۸۵ ) در کتاب «نوموس زمین» [ Nomos of the Earth] میان نوموس (nomos) و قانون (law در لاتین lex) تفاوتی آشکار قائل است. قانون، به گفته او، نظم مشروع ایجابی‌ای ا‌ست که بر تفکر عرفی بنا شده و برمبنای آن بسط یافته است.
در مقابل، نوموس– با اینکه عموماً به قانون ترجمه می‌شود _ «حق» در معنای تام و مطلق آن است. حقی که مقدم بر هر قانونی است و شرط امکان تمام قوانین است. نوموس، نظم اجتماعی عینی را در عالم واقع دربرمی‌گیرد. اشمیت سرچشمه این حق را به طرز جدایی‌ناپذیری با زمین گره خورده می‌بیند و آن را به ویژه به حوادث آغازین مربوط به تخصیص زمین و تعیین قلمرو که مبدا نظم‌های تعریف کننده فضاهای زیستی و سپس نظام‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی بودند، مرتبط می‌بیند. بنابراین او نوموس را همچون «مقیاسی» تعریف می‌کند «که به واسطه آن زمین در نظم ویژه‌ای تقسیم و به لحاظ مکانی متعین می‌شود. نوموس همچنین شکل نظم سیاسی، اجتماعی و مذهبی‌ای است که در حین این روند تعیین می‌شود. در اینجا، مقیاس، نظم و شکل یک وحدت فضایی عینی و انضمامی را می‌سازند.» ( از نوموس تا ناموس ایرانی، پیام حسن‌زاده، برگرفته از وبسایت رادیو زمانه )

افسانه نجم آبادی، پژوهشگر تاریخ، دگرگونی معنایی‌ نوموس در غرب را در نسبت با زمین می‌داند. او این دگردیسی را به تداعی زن با زمین و طبیعت برای شکل‌گیری نشانگان شرافت در غرب از رنسانس به بعد می‌داند. او ناموس خواندن وطن در ادبیات ملی‌گرایانه مشروطیت را تحت تاثیر ادبیات عاشقانه می‌بیند. در دوره مشروطیت، نویسندگان مذکر، وطن را مونث خوانند تا خود را در مقام ناجی وطن ببینند تا "مام وطن"شکل بگیرد.

همان‌گونه که از استحاله‌ی معانی نوموس در طول تاریخ برمی‌آید، دو مفهوم "قانون اجتماعی استوار بر عرف و هنجار" و "حق تسلط بر فضاهای زیستی ناشی از نظم سیاسی، اجتماعی و مذهبی" غالب‌تر است. در این دو مفهوم یک رویکرد ثابت و بنیادین در زیرساخت آنها آشکار است: شهروند از حقوق پیشینی برخوردار است که هدیه زمین/ شهر به اوست که التزام به رعایت قوانین منشعب از این حق پیشینی دارد. تسلط بر زمین، تسلط بر تمامی شئونات حقوق خانواده، شریعت و سنّت حاوی تامین نظم اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و نوموس داعیه‌دار این تسلط است.
فی‌المثل نوموس حق پیشینی رابطه‌ی پدر/ فرزندی، خواهر/ برادری، شوهر/ همسری، زمین/ مالکی را برای تمامی شهروندان در نظر می‌گیرد و بر مبنای این حق پیشینی که برای شهروندان متصور است تصمیمی هنجاری می‌گیرد که ضامن نظم سیاسی، اجتماعی و دینی باشد.

🔸️ فرهنگ ناموس‌پرستی در معنای متاخر آن در شرق آسیا و بخصوص در خاورمیانه رونقی ویژه دارد. همان‌گونه که از اتیمولوژی این واژه برمی‌آید مراد فقط قوانین دینی و مذهبی نیست بلکه به مجموعه‌ای از باید و نبایدهایی که برای حفظ یک اجتماع قبیله‌ای و گروهی به کار می‌رود در گذشته اطلاق می‌شد. در دوره‌های متاخر مفهوم ناموس دوباره پیوند ارگانیکی را ساختار می‌بخشد که در اسطوره‌ها میان رابطه "زن" و "زمین" برقرار بود. در بسیاری از اساطیر ملل این ارتباط وجود دارد و در ادوار متاخر باید این شیوه معنایی در قالب سلطه جنسیتی، خود را نشان می‌داد که یکی از آن تجلی‌ها در واژه "ناموس" است. واژه‌ها بدلیل قابلیّت و پذیرندگی که دارند در گذر زمان پذیرای مفاهیم همنشین/ جانشین می‌شوند که در مورد نوموس این امر به زیبایی شکل گرفته است. در ادبیات معاصر امروز ایران این پیوند ارگانیک میان مفاهیم زن/ دختر/ همسر، زمین/ ملک، قانون/ شریعت، نظم/ ساختار، آبرو/ شرف در یک کلمه متجلی شده است: ناموس.

ناموس بیانگر سلطه مرد بر زن و فرزند است و مرد، زن و فرزند را مِلک طِلق خود می‌داند. زنان مَحرم، ناموس مرد هستند و حمایت و تسلط بر زنان از وظایف مرد بوده است.
مرد در تفکر منشعب از "سیاست تمایز جنسیتی" حق تسلط بر زمین/ زن/ همسر/ دختر/ مادر عشیره خویش را دارد و دفاع و سلطه از/ بر آنان را حق مشروع خویش می‌داند.
هرگاه هرگونه تعدّی بر این حق صورت گیرد، مرد باید پاسخگو باشد چرا که شرف و آبرویش در خطر افتاده است. مردی که توانایی دفاع از مایملک خویش را ندارد بی‌آبرو و بی‌شرف خوانده می‌شود و انگشت‌نمای خلق می‌گردد و خودکشی در چنین حالتی، سزاورتر از زیستن است. پس در فرهنگ مردسالارانه و تحت تاثیر "سیاست تمایز جنسیتی"، جامعه از مرد/ مردان و حتی زنانی که مشمول این الگوی رفتاری ( پارادایم ) هستند، می‌خواهد که واکنشی شایسته نشان دهند.

🔸️ یکی از نمونه‌هایی که می‌شود از منظر رفتارشناسی جنسیتی آن را تحلیل کرد داستان تراژیک "#مهسا_امینی"است.
دختری کُرد که از ریشه‌دارترین‌های فرهنگ ایرانی هست و فرهنگی اصیل دارد و اصالت‌های ناموسی در این فرهنگ که از بسامد بالاتری برخوردار است به قتل/ مرگ می‌رسد.
فارغ از هر اتفاقی که افتاده باشد، ناموس یک خانواده/ قوم مورد هتک حرمت قرار گرفته است و این مسئله می‌تواند یک قوم/ ملت را همبسته کند تا به دادخواهی بنشینند.
این داستان هنگامی پیچیده‌تر می‌شود که گشت ارشاد نیز داعیه صیانت از عفت عمومی را دارد که در راستای دفاع از نوامیس عمومی است. دو سر ماجرا در مرز دفاع از ناموس مشترک هستند و هریک از منظری به این تلقی خویش از حجاب و حدود و ثغور آن اشاره می‌کنند. پیشتر نیز در اعتراضات عاشورای سال ۸۸ نیز به نقش محوری و مشترک مفهوم "کاتارسیس" اشاره کردم و طرفین دو جناح رو در رو را در یک مرز دیدم. از آنجاییکه در بسیاری از این رخ‌دادهای اعتراضی یک مفهوم مرزی مشترک وجود دارد و این مناقشه را هیچ پایانی نیست، تنها راه حل موجود، وجود مدارا است. تنها تساهل و تسامح می‌تواند راه برون‌رفت از این وضعیت باشد و خشونت برهنه، مسیر و مقصد تعالی این جامعه را به بن‌بست می‌کشاند.
صیانت از ناموس در خاورمیانه همیشه با رخ‌دادهای خونینی همراه بوده است. جوامعی که در حال گذر از سنّت هستند همیشه با معضل نیهیلیسم ( Nihilism ) و وضعیت آنومیک ( Anomic ) جامعه مواجه هستند. چنین جوامعی بطور طبیعی در بسیاری از ارزش‌ها و مفاهیم سنتی خویش با چالش مواجه می‌شوند که باعث صف‌آرایی کنشگران اجتماعی در بزنگاه‌های جامعه می‌شود. البته که در این مورد اخیر انباشت مطالبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز در به تنش کشیدن نقش مهمی دارد اما صبغه جنسیتی آن یکی از وجوه ویژه می‌باشد.
[طبعن] در هر حرکت اعتراضی، بیشترین افراد مبتلا‌به رخ‌داد سیاسی به میدان می‌آیند و در این مورد زنان/ دختران حضوری پر رنگتر دارند چرا که این شیوه برخورد را ستم جنسیتی می‌بینند. اگر بنا باشد که فعلاً سایر مطالبات انباشته شده در این خیزش را معلّق نگه داریم و فقط به مسئله جنسیت بپردازیم باید این "رخ‌داد" را خروج از سلطه‌ی جنسیتی نامید. خروج از قیمومیّت سلطه "برادر بزرگتر" در تعریف لاکانی که با صبغه‌ای جنسی همراه است. گروهی از زنان این دیار، دیّاری نمی‌بینند تا خواهش آنان را بشنود و حق طبیعی آنان را به رسمیت بشناسد. آنان که بیشتر نوجوان و جوان هستند و از نسل امروز می‌باشند تفاوتی آشکار با حیات فکری والدین خویش دارند: جهان را می‌بینند، فِرق و ملل را می‌بینند، مدارای دینی را می‌بینند و از عصبیّت ایدئولوژیک بی‌زارند.

هشت مهر ۱۴۰۱

سیاست تمایز جنسیتی

سیاست تمایز جنسیتی

مجید نصرآبادی

🔸 ️[طبعن] موضوع "سیاست" را به قول کارل اشمیت، مرزبندی میان "دوست و دشمن یا خودی و غیرخودی" دیده‌ام که کارش تصمیم‌گیری در امر استثناء است. "تمایز" را نیز در وجهی از همین رویکرد ذهنی می‌دانم که میان خود و دیگری در زمینه‌ی جنسیت، تفاوت می‌گذارد. "سیاست تمایز جنسیتی" رویکردی است که بشر از بدو حضورش در این کره خاکی سعی در صورتبندی آن دارد.
هایدگر در "وجود و زمان" بجای کلمه "انسان" از "دازاین" استفاده می‌کند چرا که تمامی واژه‌ها درباره انسان را دستمالی شده به مفاهیم گوناگون الاهیاتی و زیست‌شناسانه می‌بیند و مجبور به ساخت اصطلاحی می‌شود که از بار بسیاری از مفاهیم تاریخی بدور باشد. ما نیز وقتی که با واژه "زن" و "مرد" مواجه می‌شویم نیز از زیر سیطره بسیاری از مفاهیمی که بر آن در طول تاریخ الصاق شده است، بدور نیستیم. ما نمی‌توانیم جنس مذکر و مونث را در قامت انسان ببینیم و همیشه تمامی "سیاست‌های تمایز جنسیتی" را که فرهنگ‌مان به این دو جنس منضم کرده است نیز لحاظ می‌کنیم.

🔸 ️[طبعن] زنان اولین و بهترین سنگری هستند برای سامانه‌های قدرت نرینگی که پشت آن پناه بگیرند. زنان مِلک طِلق مردان بوده و هستند در یک پارادایم/ دیسکورس نرینگی. فرهنگ مُذکرانه است که شرافتش را در ذَکر و کِشتسار ذَکر می‌بیند. "سیاست تمایز جنسیتی" مدعیانی از جنس مردانه و زنانه دارد. مدعیانی که تمامی سامانه‌های قدرت را در راستای حفظ این مدعا می‌بینند. تفاوتی ندارد از این حیث میان بانیان درگاه‌های هرزه‌نگاری یا مرشدان ارشاد در حفظ "سیاست تمایز جنسیتی".
هر دو مدعیانی که شیوه‌ای صُلب و نرم را در "سیاست تمایز جنسیتی" رعایت می‌کنند تنها سیاست را در "تمایز جنسیتی" اعمال می‌کنند و در اصلِ "تمایز جنسیتی" مرزهای مشترک دارند. درگاه‌های هرزه‌نگاری (پورنوگرافی) و مرشدان ارشاد تنها در اعمال "سیاست" تفاوت دارند و نه در "تمایز جنسیتی".
هر دو گروه اصل "تمایز جنسیتی" را مسلّم می‌انگارند و تنها در اعمال "سیاست" تفاوت دارند.

🔸️ [طبعن] کشف حجاب رضاخانی هم از همین شیوه‌ی برخورد با مهسا امینی/ ژینا امینی بود. من ندیدم آن روزگار را اما قابل قیاس است که گزمه‌ها و ماموران ارشادی که مدارا ندارند، به یک شیوه عمل می‌کنند: جبّارانه. هر دو رویکرد دو شیوه‌ی اعمال "سیاست" در "تمایز جنسیتی" هستند. مهم نیست که شعار، "آزادی زنان" باشد یا "حجاب زنان" بلکه مسئله "سیاست تمایز جنسیتی" است که هر دو گروه بدان معتقدند.

🔸️ [طبعن] بعید بنظر می‌رسد که دادگاه رسمی برای مسئله مهسا امینی برگزار شود. فرهنگ مردسالارانه که تا بُن به "سیاست تمایز جنسیتی" آغشته است، دادگاه اختلاس برگزار می‌کند اما بعید است که برای موروثی‌ترین ژنوم فرهنگی خویش به قضا بنشیند.

🔸️ [طبعن] بخش مهمی از این تغییر "سیاست تمایز جنسیتی" در گِرو خیزش زنانه است. درست است که طبیعی‌ترین متخاصم مقابله با این رویکرد در "جنس دیگر" نمود پیدا کرده است اما مهمترین آن در همان جنیست نهفته است و مسئله سپیده رشنو گواه این مدعا و مشتی نمونه خروار است. این خیزش نیز فقط از جنس آگاهی است و نه رفتارهای مقابله به مثل.

🔸️ [طبعن] چند دهه هست که پیرامون "سیاست تمایز جنسیتی" نوشته‌ام و سعی در صورتبندی آن داشتم اما جامعه‌ی جهانی به سادگی نمی‌تواند از زیر یوغ این زن‌سالاری و مردسالاری بیرون بیاید چرا که "نظام سلطه" از بنیادی‌ترین سرشت‌های بشری است.
انسان دیدن انسان و معلق نگه‌داشتن تمامی آگاهی تاریخی، کاری بس دشوار است و این نمود براحتی تحقق نمی‌یابد چرا که انسان در تاریخ پرورده می‌شود و می‌بالد اما همان‌گونه که مقابله با زنده به گور کردن دختران، کاری پیامبرگونه بود، خروج از الگوهای مسلط بر "سیاست‌های تمایز جنسیتی" نیز نیازمند جراحی ایدئولوژیکی است.



#کشف_حجاب #نه_به_حجاب #نه_به_حجاب_اجباری #رضاخان #گشت_ارشاد #درود_بر_حجاب #پدیدارشناسی #امر_به_معروف #ستاد_امر_به_معروف

تقریبا ۲۵ مهر ۱۴۰۱

مارگارت مید: "آشتی دهنده فرهنگهای جهان"

مارگارت مید: "آشتی دهنده فرهنگهای جهان"

مایکل پولاردمارگارت مید: "آشتی دهنده فرهنگهای جهان"

ترجمه: محمدرضا افضلی

 انتشارات فاطمی، چاپ اول: 1385

64 ص، 1550 تومان


دیشب رفته بودم که از نمایشگاه کتابی دیدن کنم. اصلاً قصد خرید نداشتم اما وقتی که به غرفه‌ی کودکان و نوجوانان رسیدم، کتابی نظرم را جلب کرد. انتشارات فاطمی مجموعه‌ای از کتبی را در حیطه‌ی نوجوانان و جوانان به چاپ رسانده است که یکی از آنان همان کتاب مورد نظر من است. ...

ادامه نوشته

آقایان نخوانند: «ارسطو سواری»

آقایان نخوانند: «ارسطو سواری»

مجید نصرآبادی

سرسپردگی روان آدمی به دستورات عقل یا عشق، یکی از تراژدی‌های کهن تاریخ بشری است. بشر تا به امروز داستان‌های بسیاری از تضادهای میان سرسپردگی‌ روان آدمی، در میانه‌ی عقل و عشق شنیده است. روایت‌هایی که گاه جنبه رمانتیک و گاه تراژیک داشته است، اما از آن میان شنیدن داستان‌های که از وجهه‌ای کمدیک برخوردار باشند، کمتر به گوشمان رسیده است. البته اگر این داستان‌ها مربوط به فلاسفه و نویسندگان مشهور باشد، شنیدنی‌تر است. آگاهی نسبت به جنسیت، یکی از ابتدایی‌ترین ادراکات انسانی نسبت به خود می‌باشد. جنسیت و تمایزجنسی میان ابناء بشر، در طول حیات بشر، انسانی را وادار به جهت‌گیری کرده است، که پیشتر با عنوان "سیاست تمایز جنسیتی" از آن یاد کرده‌ام.                        

                                               

ادامه نوشته

مطالعات فرهنگي جنسيتي 7

 

مطالعات فرهنگي جنسيتي 7
پيكرك هاي زنانه
مجيد نصرآبادي

                                

        تمدن يك بعد مادي دارد و ديگري معنوي. كنكاش در گذشته و بررسي وقايع ادوار پيشين به مدد تجليات مادي تمدن ها، قبيله ها و جمعيت هاي كوچك انساني صورت پذيرفته است. آن چه كه حاصل عرق ريزي كار باستان شناسان است، يافته هاي زير خاكي اي است، كه تازه بايد پس از كشف، فرضيه سازي شود و پيرامون آن فرضيه شواهدي ديگر جمع آوري گردد. زماني كه درصد قابل توجهي از پيكرك هاي كوچك زنانه كشف شد، ديرينه شناسان را برآن داشت كه فرضيه اي را تعريف كنند و در راستاي اثبات آن فرضيه، تحليل ارايه دهند.

                   

 

ادامه نوشته

مطالعات فرهنگي جنسيتي (6)

  

  زمين در انقلاب كشاورزي براي انسان پيشين نقشي حياتي داشته است. زنان در امور كشاورزي ماهر شده بودند و زمان بيشتري را به كار بر روي زمين مي گذراندند و در  شناخت دانه ها و فوايد آنان تجربه هاي در خوري كسب كرده بودند. شباهت هاي زايشي زنان با رويش گياهان در گذر زمان بهانه اي شد براي نقشهاي تمثيلي كنايي و استعاره اي كه به زن و زمين داده مي شود.
   حيات جامعه ي كشاورزي به رويش گياه وابسته است و از آنجا كه رويش گياه با زايش زن شباهت دارد ، نقش و تأثير زنان در اين دوره پررنگ تر است. ميرچا الياده در كتاب "رساله در تاريخ اديان" مي نويسد:                                                                                          

ادامه نوشته

مطالعات فرهنگي جنسيتي (5)

مطالعات فرهنگي جنسيتي (5)
انقلاب كشاورزي و زنان
 


  
   حدود 50 هزار سال پيش ابتدايي ترين نشانه هاي فرهنگ كشاورزي توسط باستان شناسان كشف شد. باستان شناسان از اين نشانه ها با عنوان » انقلاب كشاورزي« ياد مي كنند.» اما ما گمان نمي كنيم كه پيدايش كشاورزي در نتيجه كشف تصادفي حاصل از مشاهده فرو افتادن تخم ها و جوانه زدن بعدي آن ها روي داده باشد.بشر ده ها هزار سال پيش از آن كه كشت و پرورش گياهان آغاز شود از تمامي حقايق كشاورزي آگاهي داشت         

                                

 

ادامه نوشته

مطالعات فرهنگي جنسيتي(4)

مطالعات فرهنگي جنسيتي(4)
تجربه‌ي زيستي مورخ

      هر گونه بررسي تاريخي، يك رويكرد معاصر و اين زماني به تاريخ است. مورخ، اگر هم بدون جانب داري و با در نظر گرفتن شرايط فرهنگي وسياسي زمان پيشين به تحليل يك امر تاريخي بپردازد اما از آن جا كه تجربه زيستي زمان پيشين را ندارد، اين نگاه تاريخي او يك رويكرد معاصر است. اين رويكرد معاصر تاريخي متاثر از يك پيشا ادراك زيستي فردي – جمعي مورخ است، كه در زمان حال مي زيد.
   هرودوت و ساير مورخين يونان باستان كه پيرامون ايران باستان دست به تاريخ نگاري زده اند، نكاتي را درباره زنان هخامنشي قيد كرده اند كه متاثر از تجربه زيستي فرهنگ يونان بوده است، كه در آينده به امر بيشتر خواهم پرداخت. 

                                                               

ادامه نوشته

مطالعات فرهنگي جنسيتي ( 3 )

مطالعات فرهنگي جنسيتي ( 3 )
غذا و تمايز جنسي

 

انسان در گذشته هاي دور از چه منابعي جهت سير كردن شكم خود بهره جسته است ؟ انسان با چه روشي و چگونه اين منابع را تهيه مي كرد؟ نقش هر يك از اعضاء گروه در تهيه غذا چگونه بوده است ؟ انسان چگونه آموخت كه ديگري را در يافته ي غذاي خود سهيم كند ؟ آيا تقسيم وظايف اجتماعي با تقسيم كار در تهيه غذا ارتباطي دارد ؟ آيا اشتراك غذايي ( روي هم ريزي و سپس تقسيم آن ) با اشتراك جنسي ( كمون جنسي ) ارتباطي دارد ؟ نقش جنسيت در تهيه غذا چه بود ؟ اين ها سوالاتي بوده كه ذهن باستان شناسان و انسان شناسان را به خود مشغول داشته است . در هرم نيازهاي آبراهام مازلو ـ روانشناس ـ تغذيه اولين و اساسي ترين نياز انسان است .

 


 

ادامه نوشته

مطالعات فرهنگي جنسيتي ( 2 )

مطالعات فرهنگي جنسيتي ( 2 )
سپيده دمان تاريخ
            

 چارلز داروين نظريه اي را پي ريخت مبني بر فرايند تكاملي موجودات زنده كه با توجه به مطالعات كالبد شناسي ، ديرينه شناسي و ... شباهت هايي را ميان انسان خردورز با انسان نماها و انسان نماها با ميمون ها را اثبات مي كرد . نظرات داروين گسستي در تفكرات مابعد الطبيعي ايجاد كرد كه اين گسست فزوني يافت و كاستي نه . قصد اين مطالعات اين بود : « بنا بر شواهد يافت شده فسيلي از يك تنه اصلي دو شاخه ي مجزا تكامل يافتند كه از يك شاخه ميمون هاي امروزي و از شاخه ي ديگر " همويند " ها يا انسان نماها به وجود آمدند . انسان امروزي يكي از شاخه هاي فرعي بسيار تكامل يافته ي اين شاخه ي دوم است .»

 

ادامه نوشته

مطالعات فرهنگي جنسيتي (1)

مطالعات فرهنگي جنسيتي (1)
سياست تمايز
پيش گفتار:

 

  در قرن بيستم شاخه اي از مطالعات آكادميك با عنوان» مطالعات فرهنگي« شكل گرفت. اين شاخه‌ي مطالعاتي دنباله تلاش هاي پيشين جامعه شناسان، فلاسفه و اصحاب انديشه در حيطه فرهنگ بوده است. از ميان زير مجموعه هاي مطالعات فرهنگي، رسته اي كه از گذشته تا به امروز مناقشه پذير بوده است، درون مايه جنسيت است.تمايز جنسي انسان ها يكي از بزرگترين معضلات آن هاست.

 

  

ادامه نوشته