کانت خوانی [2]/ گسست از قرون وسطی:

 

کانت خوانی [2]

مجید نصرآبادی

 

  1. گسست از قرون وسطی:

 اگر بنا باشد تاریخ فلسفه اروپا را از دوران باستان تا به دوره معاصر مورد کنکاش قرار دهیم، با ادوار تاریخی گوناگونی مواجه خواهیم شد که هر دوره ای متمایز از ادوار پیشین خود است. هرچند تقسیم بندی های رایج تاریخ فلسفه همیشه محل مناقشه بوده است، ولی مورخین فلسفه ادوار مختلف فلسفه را به فلسفه دوره باستان (یونان و رم)، فلسفه قرون وسطا، دوره رنسانس، فلسفه مدرن، فلسفه معاصر تقسیم کرده اند.

البته دراز آهنگی فلسفۀ قرون وسطا را می توان به زیر مجموعه های دیگر نیز تقسیم کرد، چرا که در کلیّت همسان و در جزیّت تفاوتهایی دارند. بنا به رای کاپلستون این دوره به ادواری تقسیم می شود، چون: 1) دورۀ مقدماتی، که تا قرن دوازدهم میلادی و خود آن قرن را شامل می شود؛ 2) دورۀ ترکیب سازنده، که قرن سیزدهم را در بر می گیرد؛ 3) دورۀ نقد ویرانگر در قرن چهاردهم که دورۀ فروپاشی و انحطاط است.

 این انشقاق و گسست بین ادوار مختلف تاریخ فلسفه به منزله ی تفکیک ماهوی میان این ادوار نیست مثلاً می توان دکارت را هم در زمرۀ فیلسوفان متاخر مَدرسی و هم فیلسوفی مدرن به شمار آورد. پس گسست شیوه های اندیشیدن یکباره رخ ننموده، بلکه تدریجی است. بدینسان اگر بناست که پی ببریم فلسفه کانت از چه منابعی ارتزاق می کند و آبشخور چه نحله های فکری دیگری است، سزاوارست که پیش و پس زمینه و زمانه کانت را از نظر دور نداریم.

سرآغاز فلسفه مدرن را برخی با فرانسیس بیکن انگلیسی (1626 - 1561) و برخی دیگر رنه دکارت فرانسوی(1650 - 1596) می دانند؛ که در این میان دکارت از اقبال بیشتری برخوردار بوده است. این دو فیلسوف هر یک در حوزه ی جغرافیایی خویش با الگوهای فکریی مواجه بودند که باید برای پاسخ به آنها فلسفه ی نوینی را شاکله بندی می نمودند. کانت یکی از متاخرترین و مهمترین فیلسوفان دوره مدرن است. وی در الگوی فکری (پارادایم) دوران خویش در حال داد و ستد فکری با تمامیّت سنت فلسفه مدرن بود. برای این که ادراک بهتری از زمینه و زمانه ی کانت داشته باشیم، بهتر است که بدانیم متفکرین قرون 17 و 18 در مواجهه با چه پارادایمی، دست به آفرینش مفاهیم فلسفی زدند. و از آن روی که فلسفه مدرن با گسستی از فلسفه قرون وسطا متمایز می گردد، بهتر آن است تا دورنمایی از قرون وسطا داشته باشیم.

 وجه تمایز فلسفه مدرن را از فلسفه قرون وسطا در آراء فیلسوفان و متفکرین قرن 17 و 18 میلادی بالعینه می توان مشاهده کرد، بطوریکه هنوز بسیاری از ایده پردازی های فیلسوفان این دو قرن را می توان در عصر حاضر زنده یافت.

برخی را نظر بر این است که فلسفه، پس از دوران باستان، با پرشی به بلندای تاریخ قرون وسطی به دوره مدرن رسید و از شب تاریک قرون وسطا گذشت تا در روشنایی دوره مدرن به صورت عقل آبی دوباره زند. این عقل دربند متافیزیک را کانت بود که رها و یله کرد و کتاب "سنجش خرد ناب" پاسخی است بر این چگونه رهایی.

قرون وسطا دربند عقلگرایی ارسطوییان بود که سعیی بلیغ در انحراف از افلاطون گرایی داشتند. حکمای مدرسی قرون وسطا در پیوند از عقل با الهیات بهره ها بردند، در حالی که فلسفه ی مدرن از این پیوند حسادتی – گاه بی و حد و اندازه – می برد. موضوع فلسفه ی مدرسی قرون وسطا الهیات بود و سهم فلسفه ی محض خرد و اندک بود.

«فلسفۀ قرون وسطا به جای آن که روابط و مقولات نظام مند، علمی، عقلی و ضروری فلسفه را جایگزین روابط بیرون الهیات (مانند رابطۀ جهان با خدا به منزلۀ معلول علتی خلاق و مختار) کند، آن موضوع را بر اساس مقولات موجود در الهیات مورد بررسی قرار می دهد. از این رو، فلسفۀ قرون وسطا از نظر محتوا فلسفه است ولی از نظر صورت الهیات است.» (کاپلستون، جلد 2، ص5)

فلسفه از آثار و برکات عقل انسان است و پایگاهی در مُنزلات وحیانی ندارد؛ اما علم کلام سعی در موانست این دو خصم دارد چرا که شعار «ایمان می آورم تا بفهم» را سرلوحۀ کار خویش کرده است تا در حد طاقت بشری به آموزه های وحیانی پی ببرد. دستیاری عقل در جوار ایمان، کوششی است برای علم کلام تا به فهم اسرار پیدا و نهان عالم متافیزیک دست یازد و این منش حکمای مدرسی بود. هرچند در ابتدای فلسفۀ مدرن این انشقاق آهسته رخ می نماید، اما هر چقدر به کانت نزدیکتر می شویم، ضربات نهایی مهلکتری بر این پیکره وارد می آید.

کانت خوانی [1] / 0- پیش درآمد:

کانت خوانی [1]

مجید نصرآبادی

0- پیش درآمد: تاریخ فلسفه شاهد بروز و ظهور شخصیت های فلسفی و نحله های فکری بسیاری بوده است. شخصیت هایی که هر یک به قدر توان ذهنی و اقتدار خویش توانسته اند بر برهه هایی از تاریخ و فرهنگ بشری تاثیر بگذارند. برخی از این اشخاص از چنان اقتداری برخوردار بودند که سده های متمادی، دیگر شخصیت های فرهنگی و فلسفی را مجاب کردند که در له و عیله شان، سخن پراکنی کنند. آسمان تاریخ فلسفه ستارگان پرفروغی دارد که برخی درخشان تر از دیگری هستند. اگر بنا باشد که این ستارگان پرفروغ را برشماریم از تعداد انگشتان دست کمترند. مراد ما از درخشش این شخصیت های فلسفی، تنها نبوغ ذاتی و استعداد شگفت شان در مفهوم پردازی و حل مسئله نیست، بلکه منظور، تاثیر و تاثریست که این اشخاص از زمینه و زمانه خود گرفته اند و بر ادوار پسینیان گذاشتند.

ایمانوئل کانت Immanuel Kant (۱۷۲۴ – ۱۸۰۴) یکی از همین ستارگان پرفروغ حیات فکری/ فلسفی بشر به شمار می آید. اگر بنا باشد تنها سه ستاره درخشنده در آسمان فلسفی بشر را رصد کرد، بی گمان ارسطو، کانت و نیچه درخشنده ترین این آسمان محسوب می شوند. بدینسان فرصتی مغتنم پدید آمد تا گفتارهایی در باب کانت گشوده آید و از این پیامد به یکی از سرفصل های سترگ فلسفه مدرن پرداخت.

کانت نه تنها از نبوغی ذاتی برخوردار بود که مایه ی برکات و اثرات بی شماری از  دوره خود تا به امروز گشته، بلکه وی میراث دار سنتّی از تفکر فلسفی پیشینیان است و وامدار زمینه و زمانه ی خویش است. بدینسان اگر بناست به فهم کانت نایل آییم، باید لاجرم زمانه ی پیش از او را به نیکی شناخت. پس، زین پس در گفتارهای پیش رو به بحث و بررسی زمینه ی تاریخی و فرهنگی فلسفه کانت، زمینه ی فلسفی فلسفه ی کانت، انقلاب فلسفی کانت و میراث کانت خواهیم پرداخت. بدینسان در این بررسی ادوار مختلف تاریخی، فرهنگی و فلسفی پیش و پس زمانه ی کانت را به همراه شخصیت های موثری که در سایه ی شخصیت کانت رشد و نمو داشتند، خواهیم پرداخت. این گشت و گذار ما را به زمینه و زمانه ی دکارت، فیلسوفان اصالت عقل، فیلسوفان اصالت تجربی انگلیس، قرن هفدهم، قرن هجدهم (عصر روشنگری)، فلسفه کانت، ایده آلیسم آلمانی و سایر فیلسوفان معاصری که با فلسفه ی کانت مراوداتی داشتند.

این گفتارها از منابعی ارتزاق می کند که برخی از آنان را به اجمال معرفی می کنم:

تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمهٔ عباس زریاب خویی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، فصل ششم، کانت و فلسفهٔ اصالت معنی./ سیر حکمت در اروپا، محمد علی فروغی، جلد دوم، فصل هفتم: کانت./ فلسفه کانت، استفان کورنر، ترجمهٔ عزت‌الله فولادوند، انتشارات خوارزمی، 1367./ آشنایی با کانت، پل استراترن، ترجمهٔ شهرام حمزه‌ای، چاپ علامه حلی، چاپ ۱۳۹۰./ سنجش خرد ناب، کانت، ایمانوئل، میر شمس الدین ادیب سلطانی، تهران، امیر کبیر۱۳۶۲./ شرف الدين خراسانى، از برونو تا كانت، چاپ اول، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، سال 1354./ فلسفه حقوق، کانت، ایمانوئل، منوچهر صانعی دره‌بیدی، تهران، نقش و نگار۱۳۸۰./ کانت، یاسپرس، کارل، میر عبد الحسین نقیب زاده، تهران، طهوری۱۳۷۲./ تاریخ فلسفه، از ولف تا کانت، فردریک کاپلستون، اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر ،جلد شش،./ تاریخ فلسفه، فردریک کاپلستون، از دکارت تا لایب نیتس، غلامرضا اعوانی، جلد چهار./ تاریخ فلسفه، فردریک کاپلستون، فیلسوفان انگلیسی، از هابز تا هیوم، جلال الدین اعلم،جلد پنجم، 1380./ عصر روشنگری، ارنست کاسیرر، یداله موقن، نیلوفر،1370./ فلسفه حقوق، کانت، منوچهر صانعی دره بیدی، نقش و نگار، 1380./ درس های فلسفه اخلاق، کانت، منوچهر صانعی دره بیدی، نقش و نگار، 1380./ اخلاق در فلسفه اخلاق، راجر سالیوان، فولادوند، طرح نو، 1380./ کانت و فلسفه معاصر، لوسین گلدمن، پرویز بابایی، نگاه، 1380./ درسگفتارهای کریم مجتهدی، محمد رضایی، جهانبگلو، سروش دباغ درباره کانت و برخی منابع دیگر که به تدریج در گفتارهای بعد معرفی می گردد.