"گزارش: حسن خواجویی": «يونان و شكل گيري معماري،  فلسفه و ادبياتش در دوران باستان» موضوع هشتمين نشست عصر كتاب بود كه بعد از ظهر سه شنبه 16 شهريور ماه در ساختمان امور فرهنگي اداره ارشاد نيشابور برگزار شد.مجيد نصرآبادي

سخنران اين نشست كه به همت امور فرهنگي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان نيشابور، انجمن سينماي جوانان ايران دفتر نيشابور و كلبه كتاب كليدر شكل گرفته، آقای مجيد نصرآبادي بود.

احمدرضا سالم، محقق در زمينه ادبيات و تاريخ ايران اداره اين نشست را برعهده داشت كه در معرفي سخنران گفت: آقاي نصرآبادي قبل از اينكه اهل يونان باشد اهل نيشابور است و هر چند كه شغلش يعني 16 سال دبيري حرفه و فن تناسبي با علاقه هايش ندارد، مي توان وي را يكي از فرصت هاي مغتنم آموزش و پرورش نيشابور دانست.

به عقيده سخنران تاثير يونان بر فرهنگ، فلسفه و ادبيات ما انكارناپذير است و مي توان نقش آن را در سرتاسر ادبيات و فلسفه ايران زمين و يا در معماري و طب قديم ايران جستجو كرد و بنابراين مطالعه چنين فرهنگي با همه بنيان هايش براي همه علاقه مندان فرهنگ و هنر كشورمان ضرورت دارد.

نصرآبادي نيز در توضيح عجيب ترين ويژگي شاكله تمدن يوناني ها گفت: مهم ترين شاخصه اين تمدن شعار بنيادي ملت يونان است كه بر پرچم آنها نقش بسته است: يا مرگ يا آزادي!

وي در پاسخ به پرسشي با عنوان «چرا يونان؟» در خصوص بايستگي مطالعه فرهنگ و تمدن اين كشور كه مجري جلسه آن را طرح كرد، به سه دليل اساسي در اين‌باره اشاره كرد: اول اينكه يونان داراي تمدني كهن است كه قابليت شناخته شدن را داراست و دوم اينكه يونان از طريق كشور ليدي باستان يا همان تركيه امروزي در سال هاي 400 تا 600 قبل از ميلاد با ايران همسايگي داشته است.

به زعم وي، واژه يونان نشانگر مردماني با نژاد اروپايي بوده كه از شمال خزر به شبه جزيره بالكان مهاجرت مي كنند و در شمال سرزمين كنوني يونان استقرار مي يابند. قديم ترين كانون تمدني اين كشور هم جزيره كرت مي باشد. این کشور به عنوان مهد تمدن مغرب زمین و زادبوم دموکراسی، فلسفه غرب، بازی‌های المپیک، علوم سیاسی، نمایشنامه‌نویسی (شامل هردو نوع کمدی و تراژدی) قابل توجه است.

به گفته آقاي نصرآبادي، در تاريخ يونان دو باستان شناس نام آشنا حضوري غيرقابل انكار دارند؛ يكي آرتور اوانز و ديگري اشليمان، كه اولي كاخ کنوسوس را كشف و بازسازي نمود و ديگري هم بر اساس بازسازي روايت هاي تاريخي و افسانه اي ايلياد و اوديسه هومر توانست شهر تروا را از زير خاك بركشد.
وي همچنين معتقد است كه ادوار تمدني كشور مزبور به پنج دوره شاخص در عهد باستان قابل تعريف و تمايز است: يكم عصري كه آخايي و يا اژه اي ناميده مي شود و در سال هاي 1150 ـ 1450 ق.م دوران حكمراني هلني ها و آخايي ها (اقوام اصيل يونان) بر درياي اژه و روابط گسترده با فنيقيه و مصر بوده است. دوم عصر هومري است كه از 1100 تا 800 ق.م به درازا انجاميده و سپس عصر باستان از 600 ـ 800 ق.م است كه هزيود و پيشا سقراطيان در آن دوره رشد نمودند و سپس عصر كلاسيك ( سلطه تب، اسپارت و آتن؛ كه در اين دوران آتن به صورت كانون فرهنگي دنياي مديترانه درآمد:400 تا 500 ق.م) و عصر هلني كه دوران كشورگشايي اسكندر (استيلاي مقدونيه و جهان‌گشايي اسكندر، اسكندريه جايگزين آتن گرديد و يونان هلني را روميان تسخير و تمدن آن را دگرگون كردند: 100تا 400 ق.م) و جانشينان وي مي باشد.

آقاي نصر آبادي در توضيح روابط تاريخي ايران و يونان مي گويد: در عصر كوروش بزرگ كه دوران اعتلاي تمدن هخامنشي در جهان بود رفت و آمدهاي فرهنگي و اقتصادي بين دو ملت وجود داشته و به خصوص از يونان در ايران مردان زيادي به كارهاي معماري، پزشكي و حتا مزدوري مشغول بودند كه يكي از شواهد تاريخي اين موضوع حضور گزنفون در ايران است. (گزنفون یا زنفون فیلسوف و مورخ یونانی است که سالیان دراز از زندگی خود را در آسیا گذراند دوران زندگی او بین سالهای ۴۳۰ تا ۳۴۵ پیش از میلاد بود.)

سخنران همچنين با اذعان به اين واقعيت كه يونان خاستگاه فلسفه، ادبيات، تئاتر و دانش در شاخه هاي مختلف آن است و بسياري از بنيان هاي فرهنگ غرب بر آن استوار شده است و متون كهني از ادب باستان اين كشور به دست ما رسيده درباره ميراث تاريخي تمدن ايراني یادآور شد: در كشور ما اثري قابل توجه از ادبيات دوران هخامنشي و اشكاني به دنبال ويران شدن بسياري از اين آثار در هجوم اقوام مهاجم در طول تاريخ باقي نمانده است. ایشان تصريح كرد: اگر يوناني ها نبودند ما از تاريخ ايران اطلاعات بسيار اندكي داشتيم و همين روايت هاي همراه با اغراق و دروغ گويي هرودوت يكي از معدود اسناد تاريخي موجود از تاريخ گذشته كشور ماست كه به وسيله يوناني ها براي ما به ميراث رسيده است.

وي با انتقاد از ايده مقابله با تهاجم فرهنگي غرب كه ميراث سنت فكري احمد فرديد براي جلال آل احمد و علاقه مندانش در تاريخ معاصر كشورمان است، مي گويد: لازمه ستيزه و يا همكاري ما با جهان غرب اين است كه بدون پيش داوري به شناخت غرب مبادرت ورزيم و به علت اينكه يونان مبدا شكل گيري دموكراسي غربي و تمدن جديد غرب بوده شناخت غرب مستلزم شناخت يونان است.

وي شكل گيري فلسفه را مديون يونان دانسته و به نقش اولين فيلسوف اين سرزمين، تالس اشاره كرده و با تاييد تاثير هرودوت و هومر بر ادبيات و تاريخ جهان مي گويد: به جرات مي توان گفت كه در قلمرو فلسفه امروزي نيز بسياري همچون هايدگر، بودريار و گادامر نیز وامدار فلسفه يونان باستان اند.هشتمين جلسه "عصر كتاب"

 در ادامه اين نشست يكي از حاضران در سوالي از دليل اينكه چرا سرزمين يونان مستعد ظهور هيچ پيامبري براي ارشاد مردم نبوده است، از سخنران پاسخ شنيد: شرايط زيست بوم يونان و رشد فلسفه و رياضي و طب و نجوم در آن موجب شده بود كه مردم اين كشور استعداد قبول مساله نبوت را نداشته باشند چندان كه مي بينيد در طول تاريخ نامي از هيچ پيامبري كه خود را مبعوث در ميان اين قوم اعلام كرده باشد به دست نمي آيد و اين موضوع با بررسي اساطير و نمادهاي تاريخ اين كشور كه روايتي انسان گرايانه و اومانيستي از فكر يوناني را ارائه مي دهد قابل تحقيق و تدبر بيشتر است.

همچنين سخنران در پاسخ به پرسش طرح شده توسط مجري درباره نقش اسكندر در نظم و نثر فارسي و سلطه سنگين وي بر ادبيات كشورمان به رغم اينكه وي نيز مهاجم بوده ولي همانند چنگيزخان مغول و يا برخي مهاجمان ديگر بدنام نشده گفت: البته نمي توان اسكندر را در مقابل ديگر مهاجمان به ايران سفير صلح و دوستي تلقي كرد چون او براي اينكه ايران را در ظرف چندين سال به زير سلطه خود درآورد در هر شهر و آباداني كه وارد مي شد به تيغ و شمشير متوسل مي شده و خون بسياري مي ريخته و از تاراج دارايي مردمان كشورمان دريغ نمي ورزيده است اما نقش اسكندر و ديگر مهاجمان كه نام و نشان ايشان بر صحيفه هستي اين ملت باقي مانده را بايد تحليل و ارزيابي علمي تري كرد.

گفتني است در ابتداي اين نشست فيلمي با نام «عجايب هفتگانه يونان» از سري برنامه هاي چهار سوي علم در شبكه چهار سيما پخش شد كه به بررسي آميخته شدن معنويت مردم با معماري و هنر و ثروت و قدرت در تاريخ اين كشور مي پرداخت.

در حاشيه:

-  اظهار نظر مجيد نصرآبادي درباره ماجراي جانشيني گئومات يا بردياي دروغين به جاي كوروش بزرگ و بركناري وي توسط داريوش با استناد به تاريخ هرودوت توضیح احمدرضا سالم را در پي داشت كه مخاطبان را براي بررسي روايت ايراني اين ظهور و سقوط تاريخي به ترجمه کتیبه بیستون ارجاع داد.

-  نصرآبادي علاقه مندان به پيگيري موضوع تعامل و يا تقابل دو تمدن ايران و يونان را به مطالعه كتاب پانزده جلدي يونانيان و بربرها اثر "امير مهدي بديع" ارجاع داد.

-  وي در بخشي از سخنانش با شبيه سازي كشورگشايي اسكندر با كشورگشايي كوروش در تاريخ، يوناني ها را علاقه مند به تقليد از برخي مظاهر تمدن ايران معرفي كرد و از ضرورت طرح موضوع اساطير و نيز نمايش و تئاتر يونان در نشست هاي جداگانه كه توسط حاضران مطرح شد استقبال كرد.

منبع: كلبه كتاب كليدر

لینک های مرتبط:  نشست های عصر کتاب/  دومین نشست عصر کتاب: قیصر امین پور/نشست سوم: جهان هولوگرافیکنشست شاملو/ سفر به یونان/ برنامه های پاییزه/ تا سایه سار سیمرغ/ شکسته بسته ترین جمله جهان/