از اولين روزي كه شروع به وبلاگ نوسي كردم تابه امروز حدود 4 سال مي شود. يكسال در پرشين بلاگ و 3 سال در بلاگفا. پس از هك شدن موقتي پرشين بلاگ به بلاگفا آمدم و تا به امروز مشغول نوشتن در اين فضاي مجازي هستم. در ابتدا نام وبلاگم در پرشين بلاگ "يونان" بود و پس از آمدن به بلاگفا نيز تغييرش ندادم، اما پس از مدتي به دليل اين كه حيطه كارم تنها به يونان محدود نمي شد، نام وبلاگم را به "بحران" تغيير دادم. البته پيشتر دو بلاگ ديگر به نام هاي "بحران" و "ادبيات داستاني" در پرشين بلاگوارتان سخن نگفت داشتم كه به دليل نداشتن فرصت كافي در روزآمد كردنشان، آنها را حذف كردم و تمام انرژيم را صرف همين وبلاگ كردم. تا به حال در  دو وبلاگ گروهي با نام هاي "سمفوني حكمت" و "سراي فكر آزاد" نيز فعاليت داشته ام. اولي را خودم راه اندازي كردم كه با سارا و مسعود آن را مديريت كرديم و دومي را سهيل مديريت مي كرد كه با حدود 5 وبلاگ نويس ديگر آن را پيش برديم. "سراي فكر آزاد" وبلاگي فعال بود اما پس از مدتي دچار ركود شد و بالاخره هم فيلتر شد.

مرام من در وبلاگ نويسي، در راستاي نوشتن مقالات تخصصي در زمينه هاي هنر، فلسفه، ادبيات، دين، جامعه شناسي، تاريخ و ساير زير مجموعه هاي علوم انساني است. معمولاً از نوشتن خاطره و دل نوشته ها و روزنگاري هاي معمول پرهيز كرده ام كه البته بدان معنا نيست كه سرمخالفت با اين گونه هاي نوشتاري داشته باشم بلكه بيشتر دوست مي دارم در زمينه هاي كه ذكرش آمد، فعاليت كنم.

نقد نويسي يكي ديگر از دلبستگي هايم بوده است كه در زمينه هاي ياد شده، آن را تجربه كرده ام. هيچگاه سعي نداشتم كه از تجربه و علم ام ، صرفاً در جهت تخريب كسي استفاده كنم. بلكه ديدگاه هاي فرهنگي/ سياسي خودم را در قالب نقدها ارايه داده ام.

اما اين روزها شخص يا اشخاصي كه با مرام من در اين وبگاه همخواني ندارند و از در دشمني برآمده اند، سعي در تخريب شخصيت من برآمده اند. گروهي از دوستان نيشابوري كه به دليل عدم هماوردي در قالب نوشته ي علمي، از بداخلاقي هاي مجازي استفاده مي كنند. گاهي با نوشتن كامنت هاي وقيح و انتشار عكس هاي مونتاژ شده سعي در تخريب هويت اين وبلاگ برآمده اند. افرادي كه براي دوستان من كامنت ها و عكس هاي وقيح با نام من ارسال مي كنند تا به گمان خودشان عطش بي سوادي را در قالب فحاشي، فروكش دهند.يكي از اسكيس هاي لئوناردو داوينچي

خب البته من چندسالي است كه با شاعران اين ديار از سر نقد برآمده ام و رفتارهاي فرهنگي/ سياسي آنان را به نقد كشانده ام. آن هم بدين خاطر كه خودشان را به خودشان نشان دهم نه اين كه اغراض شخصي ام را بر مسند بنشانم. من هنوز با بسياري از همين دوستان سلام و عليك دارم و شفاهاً نقدهاي خودم را نيز گوشزد كرده ام. حالا اگر كسي، از سر بچگي دست به بداخلاقي مي زند، ديگر كاريش نمي توان كرد.

به هرترتيب بايد يادآور شوم كه من براي هيچ وبلاگي كامنتي كه همراه با فحش و ناسزا باشد، نگذاشته ام و نمي گذارم. دوستاني كه من را مي شناسند با اين رويه من آشنا هستند. من در اينجا عذر خواهم از كساني كه دوستان بداخلاق ما موجب تكدرشان شده اند. باشد كه اين دوستان هم كمي مطالعه كنند تا بتوانند جواب نقدها را در قالب نقدي علمي/ فرهنگي/ اجتماعي بدهند نه اين كه درون متلاطم شان را براي ديگران عيان كنند.

باري به هر جهت از دوستان صبوري مي خواهم و بي اعتنايي به اين افراد را. تا اطلاع ثانوي در هيچ وبلاگي كامنتي نخواهم گذاشت تا شبه ايجاد نكند. تنها در صورت لزوم در بخش كامنت هايي همين وبلاگ و در زير همان كامنت مربوطه به پاسخ سئوالات دوستان خواهم پرداخت.