شعر: آه، اي انسان كجايي؟
آه، اي انسان كجايي؟
مي خواهم برايت شعري بسرايم
مي خواهم براي خواهش تن ات
يا
آرامش روان ات
آري، اي انسان كجايي؟
بي تو اين شعر انجامي ندارد.
بي تو
اين درد سُرايش
كه مي دانم
پاياني ندارد.
پس، تو اي انسان كجايي؟
فرصت اين زايش شعر را از من مگير
آه، اي انسان!
عن قريب
انسان شدن را از من مگير.
۱/۵/۸۹
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 0:35 توسط مجید نصرآبادی
|