چه كسي تراژدي آگاممنون پادشاه میسين يا آرگوس، پسر آتره، برادر منلاس و رئیس یونانیانی که شهرصورتك طلايي يافت شده از منطقه مسيين منتسب به آگاممنون تروا را محاصره کردند و پس از بازگشت به ‏دست کلوتايمنسترا (همسرش) و معشوقه‌ي همسرش (آيگيستوس) کشته شد؛ ‏را به رشته‌ي تحرير درآورده است؟


1. اصل و منشاء اين تراژدي تقريباً برگرفته ازنمايشنامه‌ي سه بخشي آيسخولوس به نام اورستيا سرمنشاء مي‌گيرد.  □


2. آگاممنون نوشته‌ي لوكيوس آنايوس سنكا (1- 65 م) نمايشنامه نويس رومي  است.  □


3. جیمز تامسون شاعر انگليسي در 1738 م اين نمايشنامه را نوشته است. □ 

 
4. ويسنته گارسيا دلا اوئرتا نمايشنامه نويس اسپانياي اين اثر را اجرا كرده است. □


5. ويتوريو آلفيري (1749- 1803) شاعر ايتاليايي در سال 1776 اين نمايشنامه را نوشت و در سال 1783 آن را منشر كرد. □


6. لوئي ژان نپوموسن لومرسيه (1771- 1861) نمايشنامه نويس فرانسوي در 1797 اين نمايش را به روي صحنه برد. □


7. جووان باتيستا نيكوليني (1782-1861) اين نمايش را اجرا كرده است. □


8. همایون غنی زاده در ايران اين اثر را به نمايش گذاشته است. □


9. هيچ كدام □


10. همه موارد □

مرتبط: آگاممنون و جیمز تامسون


دو خبر درباره من و این وبلاگ:

۱- این گزارش را دوستم آقای مهدی کاکولی در سایت شان درج نموده اند که بابت آن سپاسگزارم:  گزارش نخستین جلسه «عصر کتاب» با فانوسی بنفش را در کلبه کتاب کلیدر  بخوانید.

۲- البته من وبلاگ نویسی را جدی گرفته ام اما فکر نمی کردم که دیگران هم به اندازه ی من آن را جدی بگیرند. تا به حال زیاد اتفاق افتاده که مقالاتم و نقدهای کتابم را در سایت ها به کرات دیده ام. گاه با نام خودم و گاه با نمونه ی سرقت شده ی آن. از روزنامه های افغانستان گرفته تا سوئد. حتی گاهی اوقات که اصلا فکرش را نمی کردم که این مطلبم در سایتی درج شود با کمال شگفتی می دیدم که سر از روزنامه ها در آورده است. مانند قضیه ی ماکارانی عبدالله و نکوداشت مسعود سليماني سپهر که در "روزنامه ی خراسان" درج شد. حالا این هم نمونه ای دیگر از برداشت های این وبلاگ: من مطلبی را در مورد کتاب "كاركردهاي ذهني در جوامع عقب مانده"ي لوسین لوی برول نوشتم که تا حدودی لحن خودمانی داشت و به قصد درج در روزنامه نبود اما حالا فهمیدم که در روزنامه ی "فرهيختگان" و در صفحه ی اندیشه ی آن و در لابلای متنی دیگر در همین باره (البته با نام خودم) به چاپ رسیده است.

او كه ذهنيت‌ها را به هم ريخت

دانلود (پي دي اف) همين مقاله در صفحه ي كامل روزنامه ي فرهيختگان


روايت مهدي كاكولي از اولين نشست "عصر كتاب" را در ذيل بخوانيد: 17/04/1389

نخستین جلسه «عصر کتاب» با فانوسی بنفش

نخستین جلسه «عصر کتاب» بعدازظهر سه شنبه 15 تیرماه در محل انجمن سینمای جوانان نیشابور برگزار شد. در این جلسه با حضور خانم «مهستی محبی» کتاب ایشان با عنوان «فانوسی پشت پرده های بنفش» مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در آغاز آقای مجید نصرآبادی که جلسات عصر کتاب با پیشنهاد و پیگیری های ایشان راه اندازی شده است، گزارشی از چگونگی و اهداف شکل گیری این نشست ها ارائه نمود. در ادامه حسین محروقی، مسئول انجمن سینمای جوان، ضمن خوشامدگویی به حضار از امور هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کتابخانه های عمومی شهرستان و کلبه کتاب کلیدر به عنوان همکاران برگزاری جلسات «عصر کتاب» نام برد و نیز یادی کرد از علی نجفی، شاعر و منتقد ادبی که کمتر از یک سال پیش بدرود حیات گفت و اظهار نمود جای خالی ایشان در این جلسات به شدت احساس می شود.مهستي محبي و من

پس از این سخنان، خانم مهستی محبی توضیحاتی درباره مجموعه داستان های خود ارائه داد و دو داستان از کتاب خود را برای حاضرین خواند.

 در ادامه جلسه، برخی از حضار به بیان پرسش ها  و ارائه دیدگاه های خود پرداختند. از جمله آقای مرتضی آخرتی که به فضای نا مانوس و معماگونه داستان ها اشاره کرد و نیز تعدد شخصیت ها در برخی داستان ها را که به خوبی پرداخت نشده اند از جمله ایرادهای کتاب دانست. یکی دیگر از حاضرین، محدود بودن دامنه واژگان در کتاب را یک نقص دانست و توضیح داد که برخی واژه ها به کرات تکرار شده اند. وی همچنین خاطر نشان کرد به نظر می رسد در این کتاب با نویسنده ای بورژوا روبروییم که از دردها و زخم های اجتماع به دور است. خانم محبی در پاسخ به این منتقدین اشاره نمود که چون داستان ها رئال نیستند، هر کس می تواند برداشت های خود را از یک داستان داشته باشد اما این به معنای معما گونه بودن داستان نیست. ایشان درباره شخصیت های داستان هایش یادآور شد که در داستان کوتاه همانند رمان فرصت شخصیت پردازی نیست. وی با بیان این جمله که هنر در ذات خودش بورژوا هست، متذکر شد لازم نیست یک نویسنده به طور مستقیم به بیان معضلات و مشکلات اجتماع بپردازد و خاطرنشان کرد به عنوان یک داستان نویس زن تلاش کرده است به شکل غیر مستقیم شرایط زن را در اجتماع بیان کند.

سعید رضادوست یکی دیگر از حاضرین در این جلسه بود که با تعریف و تمجید از این کتاب اظهار امیدواری کرد در صورت توزیع مناسب به چاپ های بعدی برسد. ایشان با این توضیح که فضای مدرن ایجاب می کند انسان ها چندساحتی باشند این که یک پزشک، داستان می نویسد را نکته ای مثبت و قابل توجه دانست. رضادوست با اشاره به ترکیب های به کار رفته در متن و نگاه استعاری نویسنده متذکر شد گاه به جای نویسنده با یک شاعر مواجه ایم.

یکی دیگر از شرکت کنندگان در این جلسه، مرتضی فخری، داستان نویسی که خود تا به حال چندین رمان منتشر کرده است، نیز به خانم محبی برای انتشار این کتاب تبریک گفت و اشاره کرد در سبک نوشتاری ایشان تکنیک تکثیر در متن دیده می شود که در آن واژه ها به ذهن خواننده شلیک می شوند و با امکان برداشت های گوناگون به ازای هر انسانی یک تصور خلق می شود. مرتضی فخری البته به عنوان یک ضعف به کم رنگ بودن عنصر کشمکش در داستان ها اشاره کرد.

مجید نصرآبادی آخرین نفری بود که به اظهار نظر درباره این مجموعه داستان پرداخت. ایشان به وحدت درونی در داستان ها اشاره کرد و متذکر شد که نویسنده در خلق فضاها و درونمایه ها یک نوع بالانس و یکدستی را رعایت کرده است. جزءنگاری در توصیف ها، تعلیق های بجا و گره گشایی های مدرن که خواننده را همراه می کند از جمله نکات مثبت دیگری بود که ایشان به آن اشاره نمود.

در پایان این نشست، هدیه ای از طرف برگزارکنندکان این جلسه به خانم محبی اهدا شد.