قرار بشر در عالم كيهانيقرار بشر در عالم كيهاني/ ماكس شلر/ منوچهر اسدي
ماكس شلر
ترجمه: منوچهر اسدي
نشر پرسش: 1388
136ص، 2700 تومان

 

«بشر بودن به اين معناست: در برابر اين گونه از واقعيت، يك "نه" نيرومند را پرتاب كردن.»

  ماكس شلر


وقتي خواستم اين كتاب رو از نمايشگاه بخرم، محمد رنجبر – مدير انتشارات پرسش كه شاگرد فرديد بود و چندي پيش در روزنامه ي شرق مصاحبه اي از او را منتشر شد - درباره اين كه هايدگر چقدر از اين نويسنده تاثير گرفته كمي صحبت كرد. از تصوير جلد كتاب خوشم اومد و همين طور خواستم كه درباره ماكس شلر بيشتر بدونم و بدين ترتيب كتاب رو خريدم. اما از پيش اين ذهنيت رو داشتم كه ترجمه هاي منوچهر اسدي واقعاً عذاب آوره. قبلاً چند فصلي از كتاب "راه هاي جنگلي" هايدگرش رو خونده بودم و  واقعاً سختي كشيدم و حتي وقتي در اين باره با رنجبر صحبت كردم، اون هم اين نظرم رو تصديق كرد و حتي گفت كه بايد اون رو دوباره ترجمه كرد. اما حالا كه اين كتاب رو خوندم، از ايده مطرح شده در كتاب خوشم اومده، اما از ترجمه واقعاً بدم اومد. شايد بتوان گفت كه حدود20 درصد كتاب رو مي توان با خيال راحت خوند و مابقي اون رو بايد سرسري رد كرد. اما من سعي كردم كه به اجبار هم شده كتاب رو بخونم تا ازش سر در بيارم. جالبه كه چندي پيش در گفتگويي كه رنجبر درباره فرديد در ويژه نامه ي فرديد "شرق" انجام داده بود از ترجمه ي سياوش جمادي و ديگران گله مند شده بود اما بايد ترجمه اسدي و رنجبركه شاگردان فرديد هستند را بخونيد و مقايسه كنيد تا تفاوت ترجمه ها را دريابيد. واقعاً بايد بعد از خواندن ترجمه اسدي يه ديازپام 10 خورد. يكي از اداهاي اين شاگردان استفاده از زبان پهلوي ميانه است. مثلا به جاي واژه "موضوع"، واژه "برابر ايستا" را مي آورد و ده ها بار تا انتهاي ترجمه اين واژه "موضوع" را در پرانتز مي آورد و يا در ديگر ترجمه هايش براي "هيستوريسم" واژه "ايادانگارانه" را مي آورد. ترجمه هايش واقعاً يكدست نيست، نه مثل اديب سلطاني از آن فخامت و سترگي زبان فارسي در آن نشان است و نه مانند باقي مترجمين از همين زبان روتين و معمول استفاده مي كند. راستي واقعاً با يك واژه "زندآگاهي" كه تكيه كلام فرديد بود و به جاي "تفسير يا هرمنوتيك" بكار مي برد، آيا مي توان سره نويسي كرد، در عين حالي كه باقي معادل هاي بكار رفته هماني است كه ديگران به كار مي برند. در كل ترجمه بگرديد، حدود 10 مورد از اين دست برابرگزيني را بيشتر نمي بينيم و همين معادل هاي ناكارآمد واقعاً فاتحه ترجمه را خوانده است.
اما كتاب پيرامون چيست؟ همان ايده قديمي مطرح مي شود كه در فلسفه اسلامي خودمان داراي پيشينيه ي تاريخي است: جايگاه بشر در اين كيهان چيست؟ اما پاسخ شلر به اين پرسش به گونه ي انسان شناسي فلسفي مطرح مي گردد. شلر پس از بررسي روانشناسانه  و زيست شناسانه از دو  مسئله "احساس" و "غريزه" و بررسي آن در ميان گياهان و حيوانات، به انسان مي رسد و نفش غريزه را در انسان مطرح مي كند و سپس آن ويژگي كه خاصاً به انسان مربوط مي شود را بيان مي كند: "روان". سپس ويزگي هاي روان انساني را بر مي شمارد و از ويژگي هاي انحصاري انسان مي گويد. يكي از آن ويژگي ها، قدرت "نه" گفتن انسان است كه مي تواند به عنوان بشر بر خلاف غرايزش عمل كند.
به هرترتيب خواندن اين كتاب بد نيست، اگر رنج ترجمه را تحمل كنيد و دوستدار آثار ماكس شلر باشيد.
ترجمه ي سرفصل هاي كتاب، خود دليلي بر مشوش بودن ترجمه است:

پیشگفتار مترجم
درامد بر چاپ نخست
درامد بر چاپ ششم
معضل خاص بشر درعصر حاضر
بنای عالم روان شناختی: نیاز مبرم احساسی، غریزه، حافظه مبتنی بر تداعی
معانی ، زیرکی عملی – و گیاه، حیوان، بشر
اصل نوظهور: روان. گشودگی عالم ، خوداگاهی، اهمیت بلافصل و ناب روان، تمایز ماهوی بشر و حیوان .
چیست این وارونگی ؟
گونه ایده پردازی چونان یک گونه خاصی روانی. شناخت ماهوی و تجربه حیوی از واقعیت. بشر: آن کس که قادر است نه بگوید
معضل تصعید: ناتوانی ریشه ای روان و تفویض اختیار او
نقد اموزنده کلاسیک و سلبی بشر . تصعید چونان روند عالم
سرچشمه متافیزیک
یادداشت ویراستار المانی بر چاپ سیزدهم

و اين تعاريفي است كه در پش جلد كتاب در مدح ماكس شلر آمده است:

ماکس شلر- صرف نظر از وسعت و نوع قدرت تولیدش- شدیدترین نیروی فلسفی درالمان معاصر بود، و به راستی در اروپای معاصر و حتی در فلسفه عصر حاضر به طورکل.
مارتین هایدگر – 1928

کتاب قرار بشر درعالم کیهانی، اثری است که در آن اولین سنگ بنای انسان شناسی فلسفی مدرن نهاده شد. البته شیوه های خاص شلر برای نمایش این انسان شناسی نباید از نظر دور بماند، که هم در برنامه کلی و هم در اجرای جزئیات همواره باز هم در وادی متافیزیکی انجام گرفته است .
ارنولد گلهن – 1970

امتياز من به اين كتاب: 3 از 10

دانلود مقالات ادبی