کجا رفتند

 


با همین دهانم
با همین سکوت دوخته بر لبانم
با همین دست
با همین یاری اندک در توانم
با همین چشم
با همین نگاه مانده بر خزانم
با همین پا
با همین قدم های بی توانم
با همین تو
با همین کسی که جامانده بر افکارم

یک شبی نه
در بلندای روزی که ته گرفته فغانم
فریاد می زنم
و نه آه
که کجا رفتند
دوستانم.