زن فقیر، کودکان خردسال خود را سر بريد!

حسن خواجوئی/ ساعت از نیمروز پنج شنبه 26 آذرماه گذشته بود که با به صدا درآمدن زنگ تلفن دفتر و گوشی همراهم به طور همزمان از سوی چند منبع مختلف در جریان وقوع حادثه ای تلخ در شهر درود قرار گرفتم.اصل ماجرا این بود که صبح علی الطلوع همان روز جسد دو کودک به نام های محمد (3 ساله) و فاطمه(6 ساله) در حالی که به طرز دل خراشی در منزلی در شهر درود به قتل رسیده بودند توسط کارآگاهان ویژه پلیس آگاهی نیشابور شناسایی شد.

با تایید خبر توسط محمود رفسنجانی، رییس حوزه ی قضایی شهرستان و نیز منابع آگاه در پلیس بی درنگ عازم شهر درود شدم و خود را با راهنمایی افراد محلی به محل وقوع جنایت رساندم، در تمام مدت تنم از شدت ناراحتی می لرزید و امیدوار بودم خبری که شنیده بودم دروغ باشد. با حضور خبرنگاران خیام نامه در محل حادثه، همسایه ها اندک اندک به ما نزدیک شده و اطلاعات و مشاهدات خود را بیان کردند. در این بین آنچه برای ما باور کردنی نبود محل زندگی کودکان از دست رفته بود؛ خانه ای نیمه مخروبه که خیرخواهی محلی به گفته ی همشهریانش در اختیار دو کودک و مادرشان قرار داده بود تا در آنجا سکنی گزیدند و طعم دربدری را نچشند اما خانه انصافا آنقدر ناپایدار و ویرانه بود که گویی هم اینک در آستانه ی فروپاشیدن است. هرچند که فروپاشیدن کانون خانواده ی سه نفره ی آنها زودتر از فروپاشی ماوای زندگی شان اتفاق افتاد.

همسایه ها می گفتند که خانم «معصومه» مادر 30 ساله ی قربانیان خردسال توسط پلیس بازداشت شده و یکی از افراد نزدیک به این خانواده هم که پیرمردی ساکن تهران بوده و گاهگاهی برای تامین معاش و آذوقه یاریشان می کرده برای تحقیقات بیشتر به کلانتری برده شده است.بنا به گزارش شاهدان عینی، هنگامی که پلیس مشغول خارج کردن اجساد از درون خانه بوده است بوی تعفن در سراسر محله پیچیده و به نظر می رسیده که جسدها چند روزی در خانه مانده باشند. صحنه این جنایت آنقدر شنیع بود که زبان از بیانش فرو می ماند چون سر کودکان با چاقو بریده شده و ذبح شده بودند.

رئیس پلیس نیشابور در گفت و گو با خیام نامه ضمن ابراز تاسف عمیق خویش از رخ دادن این تراژدی انسانی اطلاعات منابع محلی را تایید کرد و افزود: معصومه مادر این دو کودک که حدود 3 سال قبل از روستای «گرینه» از توابع بخش زبرخان به شهر درود نقل مکان و منزلی را برای سکونت اختیار کرده به عنوان متهم اصلی دستگیر شده است.سرهنگ ابوالقاسم باروح در ادامه افزود: معصومه 30 سال دارد و تاکنون با سه مرد ازدواج کرده که هر سه آنها به طلاق انجامیده است.

فرمانده انتظامی نیشابور در خصوص این حادثه گفت: در ساعت دو و پنجاه دقیقه بامداد بیست و ششم ماه جاری زنی به هویت معصومه- ص به کلانتری 17 شهر درود مراجعه و اعلام نموده که چهار روز پیش به مدت 2 ساعت از منزل خارج و در موقع بازگشت با جنازه غرق در خون دو فرزندم «فاطمه 6 ساله و محمد 3 ساله» مواجه شدم ولی تاکنون از ترس شوهر سابقم به کسی چیزی نگفته ام.

رئیس پلیس شهرستان نیشابور در روز شنبه با تکمیل بازجویی های متهم و تکمیل پرونده، اطلاعات بیشتری را در اختیار خبرنگار خیام نامه قرار داده و توضیح داد: با اعتراف زن به وقوع این حادثه ی تلخ، بلافاصله اکیپی از مأموران انتظامی، آگاهی و پزشکی قانونی در محل حاضر و در پی بررسی صحنه جرم و حسب دستور مقام قضایی از مادر مقتولان به عنوان مظنون اصلی تحقیق و بازجویی شد.

وی افزود: در تحقیقات محلی انجام شده و بر اساس اظهارات مادر و پدر مظنون، مشخص گردید که نامبرده از وضعیت روحی و روانی مناسبی برخوردار نبوده است.

در پی بازجویی های پلیس آگاهی متهم لب به اعتراف گشود و گفت: من به دلیل مشکلات مالی و عدم حمایت خانواده و شوهر سابقم مبنی بر خرج و مخارج بچه ها شبانه با بستن دست و پای آنها و گذاشتن دستمال در دهانشان ابتدا دختر و سپس پسر را به وسیله چاقو کشتم و بعد از انجام قتل از کرده خود پشیمان شده و قصد خودکشی داشتم که موفق نشدم.

اظهارات متهم مبنی بر قصد خودکشی پس از به قتل رساندن کودکانش از طراحی سناریوی یک تراژدی انسانی خبر می دهد که بر مبنای آن متهم تصمیم گرفته بود که بعد از وقوع فاجعه با از بین بردن خود پرونده ی زندگی بحرانی خود و فرزندانش را ببندد خواه این تصمیم را از قبل گرفته باشد و یا اینکه بعد از ارتکاب جنایت چنین تصمیمی گرفته باشد.      

گفتنی است تحقیقات خبرنگار خیام نامه نشان می دهد که امرار معاش این زن مطلقه و خانواده اش از طریق «تمیز کردن روده و امحاء و احشاء گوسفندان یا همان سیراب و شیردان» بوده که از قصابی های محل سفارش می گرفته است. شاهدان عینی که با وی ارتباط داشته اند نقل می کنند که وی همواره اعتقاد داشته است که مراجعه او به بهزیستی و کمیته امداد - دو سازمان دولتی متولی حمایت از فقرا در کشور- به نتیجه ای که مشکل گشای زندگی اش باشد نرسیده و مجبور بوده به کارهایی با دستمزد پایین تن دهد تا روزگار بگذراند.

همسایه ها دختر وی را بارها دیده بودند که در مسجد محل در صف نماز می ایستاده و قرآن می خوانده و حفظ می کرده است.

گفتنی است که شایعاتی نظیر تلاش متهم برای انتقال جسد کودکان از طریق آژانس و مشکوک شدن راننده تاکسی سرویس به اظهارات وی نیز تاکنون توسط منابع موثق تایید نشده و به گفته ی یک روانشناس بالینی، به نظر می رسد بیشتر زاییده توهمات افکار عمومی باشد که سعی در عمدی و بی رحمانه توصیف کردن این حادثه تلخ به منظور تبرئه وجدان عمومی از اتهام عدم حمایت خویش نسبت به چنین خانواده هایی باشد زیرا دست کم بیانیه ی رسمی پلیس نیشابور چنین موضوعی را تایید نکرده و از اعتراف خود متهم در شامگاه روز قبل در کلانتری درود خبر می دهد.

پرونده هم اینک از نظر پلیس آگاهی تکمیل شده ولی بنا به دستور اکید رفسنجانی خطاب به کمیلی مقدم، رئیس حوزه قضایی زبرخان جهت روشن شدن ابعاد دیگر حادثه و در نظر گرفتن دیگر احتمالات همچون جنون آنی در دست تحقیقات قضایی است. این در حالی است که منابع موثق خبر می دهند که شوهر متهم هم اکنون نسبت به همسرش گذشت کرده رضایت داده است.

آقای رفسنجانی به خیام نامه می گوید: من زمانی که این خبر را شنیدم قادر به پذیرفتنش نبودم چون قبول اینکه مادری به چنین شیوه ای به زندگی خانواده اش و شاید هم طبق اعترافات خود به زندگی خودش هم خاتمه دهد برای هر انسانی تلخ و غم انگیز است.