چند نکته در باب بحران عاشورای حسینی 1388

 

1. سنت تبکیت و عزاداری عاشورا در کتب احادیث:

 

شهادت امام سوم شیعیان در فرهنگ تشییع سنتی را پایه گذاری کرده است که پس از قرن ها هنوز در کشور ما به عنوان بزرگترین پایگاه اهل تشییع، این سنت از رواج فراگیری برخوردار است. شیعیان بنا بر پایه ای از احادیث مستند که از پیامبر و سایر ائمه نقل گردیده است، بر این سنت سوگواری معتقد هستند و بر آن ابرام می ورزند. برخی از این شواهد را از جزوء آموزشی "مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليّ عصر" در پاسخ به شبهه ی "آيا عزاداري براي امام حسين عليه السلام‌ بدعت است؟" را در ذیل می آورم:

1ـ1: گريه پیامبر در روز‌هاي اول تولد فرزندش حسين ‏
 
در مستدرك الصحيحين و تاريخ ابن عساكر  و مقتل الخوارزمي و غير آن از أم الفضل بنت الحارث اين گونه نقل شده است:
 
 انها دخلت على رسول الله(ص) فقالت: يا رسول الله اني رأيت حلما منكرا الليله، قال: وما هو؟ قالت: انه شديد قال: وما هو؟ قالت: رأيت كأن قطعه من جسدك قطعت ووضعت في حجري، فقال رسول الله (ص): رأيت خيرا، تلد فاطمه - إن شاء الله - غلاما فيكون في حجرك، فولدت فاطمه الحسين فكان في حجري - كما قال رسول الله (ص) - فدخلت يوما إلى رسول الله (ص) فوضعته في حجره، ثم حانت مني التفاته فإذا عينا رسول الله (ص) تهريقان من الدموع قالت: فقلت: يا نبي الله بأبي أنت وأمي مالك؟ قال: أتاني جبرئيل عليه الصلاه والسلام فأخبرني ان امتي ستقتل ابني هذا، فقلت: هذا؟ فقال: نعم، وأتاني بتربه من تربته حمراء.
 
ام فضل دختر حارث خدمت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم رسيد و عرض كرد: يا رسول الله ديشب خواب بدي ديدم. حضرت فرمودند: چه خوابي ديدي؟ گفت: خواب بدي بود. مانند اين كه قطعه‌اي از جسدتان را بريديد و در آغوش من گذارديد. رسول الله صلّي الله عليه و آله وسلّم فرمود: خير است. فاطمه - إن شاء الله – فرزندي به دنيا مي‌آورد و او را در آغوش تو قرار مي‌دهد. بعد از مدتي فاطمه حسين را به دنيا آورد و همان‌گونه كه پيامبر فرموده بود در آغوش من قرار گرفت. تا اين كه روزي خدمت حضرت رسيدم و حسين را در آغوش آن حضرت گذاردم؛ حضرت به من التفاتي نمود و چشمانش پر از اشك گرديد. عرض كردم: يا نبي الله پدر و مادرم فدايتان چه شده است؟ حضرت فرمود: جبرئيل عليه الصلاه والسلام نزد من آمد و مرا با خبر ساخت كه امت من به زودي اين فرزندم را مي‌كشند، عرض كردم: همين حسين را؟ فرمودند: آري و اين هم مقداري از خاك و تربت سرزمين [كربلاء] است.
 
حاكم بعد از نقل اين روايت مي‌گويد:
 
هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه.
 
اين حديث شرايط صحت را نزد شيخين [بخاري و مسلم] دارا هستند ولي آن دو اين روايت را نياورده‌اند.
 
مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 176 و با اختصار در ص 179 ـ تاريخ شام در شرح حال امام حسين: ص 183 رقم 232 ـ مجمع الزوائد، ج 9، ص 179 ـ مقتل خوارزمي، ج 1، ص 159 و در ص 162 با لفظ ديگر ـ  تاريخ ابن كثير، ج 6، ص 230 و با اشاره در ج 8، ص 199 ـ أمالى السجرى، ص 188. و مراجعه شود به: الفصول المهمه ابن صباغ مالكى، ص 154 و  الروض النضير، ج 1، ص 89، و الصواعق، ص 115، و كنز العمال چاپ قديم، ج 6، ص 223، و الخصائص الكبرى، ج 2، ص 125.

1-2: عزاداري پیامبر بعد از شهادت امام حسين
  
 3704 - حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْأَشَجُّ حَدَّثَنَا أَبُو خَالِدٍ الْأَحْمَرُ حَدَّثَنَا رَزِينٌ قَالَ حَدَّثَتْنِي سَلْمَى قَالَتْ دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَه وَهِيَ تَبْكِي فَقُلْتُ مَا يُبْكِيكِ قَالَتْ رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَعْنِي فِي الْمَنَامِ وَعَلَى رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ التُّرَابُ فَقُلْتُ مَا لَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ شَهِدْتُ قَتْلَ الْحُسَيْنِ آنِفًا
 
 سلمي مي‌گويد: بر ام سلمه وارد شدم در حالي كه ايشان گريه مي كردند، عرضه داشتم  چرا گريانيد؟ ايشان فرمودند: رسول خدا را درخواب ديدم درحالي‌كه موهاي سر و محاسن ايشان خاك آلود بود، عرضه داشتم: يا رسول الله شما را چه شده است (چرا شما را به اين حالت مي بينم)؟ ايشان فرمودند: هم اكنون شاهد كشته شدن حسين بودم.
 
سنن ترمذي، ج 12، ص 195، كتاب فضائل الصحابه باب مناقب الحسن و الحسين.

1-3: حسین بن علی خود این گونه می گوید:
من دمعت عيناه فينا دمعه، أو قطرت عيناه فينا قطره، آتاه اللّه عزّ وجلّ الجنّه.
 
هر كس قطره‏ اشكي در عزاي ما بريزد خداوند متعال بهشت را به او عنايت خواهد فرمود.
 
ذخائر العقبي، ص 19 ـ ينابيع المودّه، ج 2، ص117.

1-4: امام صادق‏ نيز با تأسّي به اجدادش سفارش به بزرگ‌داشت كربلا و عاشورا دارد و مي‏فرمايد:
 
إنّ يوم عاشورا أحرق قلوبنا، وأرسل دموعنا، وأرض كربلاء أورثتنا الكرب والبلاء، فعلي مثل الحسين فليبك الباكون، فإنّ البكاء عليه يمحو الذنوب أيّها المؤمنون.
 
حادثه روز عاشورا دل‌هاي ما را آتش مي‌زند، اشك‌هاي ما را جاري مي‏سازد، و ما وارث غم و اندوه سرزمين كربلا هستيم، پس گريه كنندگان، بر مثل حسين بايد گريه كنند، زيرا اي مؤمنان گريه بر او گناهان را از بين مي‏برد.
 
 نور العين في مشهد الحسين، أبو إسحاق اسفراييني، ص 84.

شواهدی که در بالا ذکرش آمد بیانگر آن است که شیعیان بنا به سنت تبکیت و عزاداریی که توسط بزرگان دین به آن اشارت شده است، این مراسم را هرساله زنده نگه می دارند، که در این سال های اخیر همراه با دگرگونی های در شیوه های اجرا بوده است.

 

 

2. وجه ی تراژیک عاشورا و تزکیه ی سوگواران

 

برخی پژوهشگران، پیشینه تعزیه را به آیین‌هایی چون مصائب میترا، سوگ سیاوش، و یادگار زریران باز می‌گردانند و برخی پدید آمدن آن را متأثر از عناصر اساطیری بین النهرین، آناطولی، مصر و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه‌های تاریخی در فرهنگ‌های هند و اروپایی و سامی را در پیدایی آن موثر دانسته‌اند.تعزیه جدای از شباهت‌هایش با عزاداری‌های آیینی گذشته شکل تکامل یافته‌تر و پیچیده‌ترِ سوگواری‌های ساده شیعیان سده‌های نخستین برای شهدای کربلا است که البته این شکل ساده ی سوگواری نیز بنا به شواهد بسیاری که در تاریخ مذهبی انسان وجود دارد، متاثر از نهاد بشر است. حال فارغ از پیشینه ی سوگواری امام حسین و مستدلات تاریخی این واقعه، آن چه که مسلم است وجه ی تراژیک این واقعه می باشد. واقعه ی صحرای کربلا و روزهای تاسوعا و عاشورا، دارای وجه ی روایتی تراژیک گونه می باشد. آن چه که باعث شده این واقعه پس از گذر سالیان دراز همچنان در یاد و حافظه ی قومی شیعیان باشد، معلول عواملی است که در این مختصر نمی گنجد و قصد من در اینجا تاکید بر وجه ی تراژیک گونه ی این واقعه است.
یکی از کارکردهای تراژدی از نگاه منتقدین ادبی و فلاسفه، خصلت پالایش (Katharsis ) آن است. مفهوم پالایش یا تزکیه از زمانه ی ارسطو به بعد یکی از مفاهیم جنجالی در نقد ادبی بوده است. ارسطو معتقد است که تراژدی و حوادث آن، حس شفقت و ترس را برمی انگیزد تا تزکیه از چنین عواطفی را موجب شود. تراژدی با برانیختن حس ترس و شفقت، آدمی را در آرامش فکر و رهایی از احساسات آزاردهنده توانایی می بخشد. ترس ها و ترحم های قهرمانان تراژدی، این امکان را برای ببیننده و خواننده های تراژدی فراهم می آورد تا با او ابراز همدردی و همراهی کنند و این چنین است که تراژدی دارای نقشی تربیتی می باشد. بنا به دیدگاه ارسطو، تراژدی هم می تواند تمهیدی خردمندانه برای ابراز و بروز احساسات و عواطف باشد یعنی این که زمینه چینی و کوششی است برای این که حس شفقت و ترس را در آدمی برانگیزد و هم آن که این احساسات را تسکین دهد و از سویی حس هراس و ترحم را به شکلی سودمند تزکیه و پالایش کند. پس تراژدی هم دیدن ساختاری روایی از داستانی است و هم دریچه ای بر نهاد آدمی، تا شور و احساسات مزاحم را بیرون براند. تزکیه ی ارسطویی برگرفته از زمینه ی پزشکی بقراط  است؛ که در آن تزکیه یعنی دفع آن زوایدی که بیماری را موجب گردیده است تا این که آدمی به تناسب و تعادلی رسد که مفهوم سلامتی از آن برآید. برهمین قیاس ارسطو باور داشت که روان آدمی دارای تعادلی است، اما گاهی از شرایط طبیعی به دور می افتد. نزد ارسطو، تراژدی بر حس شفقت و ترس بیننده چنان اثر می کند که همچون هضم زواید جسمانی در طب بقراطی، در عواطف و هیجانات او نیز هضم و تعادلی نو می آفریند.
 این اندیشه ی ارسطو در گذر زمان نزد منتقدین مختلف، از کارکردها و مفاهیم دیگری نیز برخوردار گردید. لسینگ منتقد آلمانی معتقد بود که آدمی باید به حد مطلوب رحم و ترس دست یابد؛ آنان که بیش از اندازه دستخوش این احساساتند، باید راه کاستن از آن، و آنان که به اندازه ی کافی از این احساسات ندارند، باید شیوه افزودن به آن را بیاموزند. تراژدی برای آن که بتواند حس شفقت و ترس را در بیننده به فضیلت تبدیل کند، باید بتواند او را از افراط و تفریط برکنار دارد.
بنا به آن چه ذکر آمد، وجه ی تراژیک عاشورا نیز از ایجاد پالایش (تزکیه) در تعزیه ی حسینی به دور نبوده است. مراسم تعزیه گونه ای پالایش مومنین در چنین اوقاتی از سال می باشد. هر ساله مومنین در این سوگواری ها به نوعی پالایش روحی دست می یازند. شعیه با همذات پنداری در این مراسم و اجرای آن چه شرح ماوقعش در تاریخ آمده است، خود را بازیگر این واقعه ی تاریخی می یابد تا از گذر بازی در متن این واقعه ی تاریخی (به صورت نمایشی)، هم احساسات هراس و ترحم خود را بروز دهد و هم دست به پالایش آن ها بزند. مومنین شیعی در مراسم عاشورایی هم بازیگرند و هم بیننده؛ البته مراد از مراسم عاشورایی تنها مختص به روز عاشورا نیست، بلکه یک پروسه ی چند روزه (دهه محرم) و حتی چند ماهه (محرم و صفر) را شامل می شود. مومنین در این مراسم احساسات ترس، شفقت، شجاعت، ترحم، آزادگی و... خود را به آزمون می گذارند و از رهگذر مشارکت فعالانه در متن مراسم، همین احساسات خود را پالایش نیز می کنند. آن که بیش از اندازه شجاع است، ترس را در خود تجربه می کند؛ آن که بیش از اندازه ترسو است، شجاعت را در خود تقویت می کند؛ آن که بیش از اندازه رحم دل است، خود را کمی سنگ دل می یابد. پالایش در تراژدی عاشورا این فرصت را برای مومنین فراهم می نماید تا دست به ویراش احساسات خود بزنند.

 

3. عاشورای 1388 و بحران سیاسی

 

بحران سیاسی به وجود آمده پس از خرداد 1388 به بعد نشان داد که معترضین به نتایج انتخابات کمترین سعی در به تشنج کشیدن تظاهرات خیابانی را دارند. اما ماحصل این عدم خشونت در این چند ماهه دستگیری های غیرقانونی، بازداشت های غیر قانونی، کشتار تعداد بسیاری از معترضین بی سلاح و تجاوز به مردان و زنانی که جرمشان تنها یک جمله بود:"رای من کو؟". ایذا و اذیت کسانی که در این مدت اظهار مخالفت با نظام کرده بودند و کشتار وحشیانه ی معترضین به نتایج انتخابات در این مدت کوتاه تا عاشورای حسینی 1388، فرصتی را فراهم نمود که معترضین با وجه های دیگری از ایدئولوژی  سبعانه ی حکومت آشنا گردند. این زمان سپری شده خانواده های بسیاری را درگیر تبعات این تشنجات کرده و تمامی این ظلم ها به ناخودآگاه تمامی افرادی وارد شده است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم  با این وقایع درگیر بوده اند.
مراسم عاشورایی نیز فرصتی همانند سایر فرصت هایی بود که پیش از این وجود داشت، همانند روز قدس یا دانشجو؛ اما تفاوتش با این روزهای پیشین در وجه دینی/ اسطوره ای بودن این روز با سایر روزهای گفته شده، بود. سوگواری عاشورا به مثابه ی یک تراژدی است، با همان کاردکرهای که ارسطو درباره آن ذکر می کند. معترضین در این روز با انبوهی از ناخودآگاهی هایی مواجه هستند که لبریز از کشتار، تجاوز، دستگیری و ضرب و شتم است و از طرفی دیگر با نقش ویژه ی پالایش (کاتارسیس) تراژدی مواجه هستند. در این روز مومنین به سوگواری امام حسین، از طرفی به پالایش روحی خود می پردازند و از سویی دیگر با هجمه ی ناملایمات این چند ماهه مواجه هستند. همین برخورد این دو حالات روحی، باعث تشدید شدن پالایش روحی معترضین شده است. دلیل این که در این روز عاشورای حسینی 1388 بسیاری از معترضین شجاعت بیشتری از خود نشان دادند و با ماموران درگیر شدند و یا این که رهبر حکومت را مورد آماج شعار های خود قرار دادند، همین پالایش روحی مومنین در واقعه ی بازسازی شده ی تراژیک کربلاست. بسیاری که تا دیروز از این روحیه ی شجاعت برخوردار نبودند و یا کم برخوردار بودند، در روز عاشورا دچار تزکیه ی روحی شدند و کاستی های احساساتی چون ترس و شفقت را ترمیم کردند.
البته تفاوت عاشورای امسال با عاشورای سال 1342 در این بود که در آن سال ها معترضین مومن در برابر بخشی از نیروهای حکومتی قرار گرفتند که به دلیل عدم اعتقاد بالا به مفاهیم عاشورایی، دچار پالایش هیجانات تراژیک قرار نمی گرفتند؛ اما امسال طرفین درگیر در صحنه ی خیابان هر دو از معتقدین و مومنین عاشورایی بودند، چه کسانی در قالب لباس شخصی هستند و چه معترضینی که اغلب از معتقدین عاشورایی هستند.