در این گفتار بررسی کوتاهی از عوامل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خواهم داشت و پس از آن تحرکات کشورهای تازه استقلال یافته پس از اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی را مورد کنکاش قرار خواهم داد. اتحاد جماهیر شوروی سابق الگوی مناسبی برای بررسی انقلاب‌های رنگی یا نرم (مخملین) می‌باشد. هرچند که روسیه‌ی تزاری پس از انقلاب مشروطیت در ایران، سرنگون شد و انقلاب اکتبر/نوامبر[i] 1917 را رقم زد اما از سرگیری الگوی کمونیستی/سوسیالیستی توسط لنین، استالین و دیگران برای اجرای یک سیستم حکومتی عدالت محور، چندان هم مایه آرامش خاطر نفوس آن دیار نبود. پهناور بودن شوروی سابق یکی از مزیت‌های بود که آن را از وابستگی به سایر کشورها محروم می‌ساخت. 6500 مایل از سرزمین‌های پهناوری که بهترین و متنوعترین مواد خام دنیا را در خود پنهان نموده بود، در اختیار روس‌ها بود. همین منابع غنی باعث گردیده بود که شوروی را به دومین قطب اقتصادی جهان تبدیل کند. با توجه به زندگی کمونیستی/ سوسیالیستی که لنین و استالین برای روس‌ها تعریف کرده بودند و تلاش روس‌ها را برای پیشبرد اهداف سیاسی کشور خواهان شده بودند اما گویی که آنچنان که وانمود می کردند، این سیستم تناقضات آشکاری را در دل خود پرورش می‌داد. آماری که دولت ارایه می‌داد از آن حاکی بود که کشور از نظر تعلیم و تربیت و فناوری و دانش در بالاترین سطوح جهانی قرار دارد. رویکرد روسها در نظام آموزشی معطوف به بازده اقتصادی بود تا کسب دانش برای دانش.[ii] سال 1985 روس‌ها ادعا کردند که حدود 9/14 میلیون نفر دانشمند و مهندس فعال اقتصادی دارند و 70000 نفر پژوهشگر در عرصه پزشکی و 960000 دکتر و دندانپزشک دارند. در عرصه فناوری‌های نظامی، شوروی قویترین نیروی هوایی و زرهی و دومین ارتش از نظر جمعیت و دومین نیروی دریائی را در جهان در اختیار داشت.

«با توجه به این مزایای مادی، از جنبه‌ی نظری این منطقه باید بهتر از بسیاری کشورهای کم موهبت‌تر با مبارزه‌جوئی‌های قرن آینده برخورد کند. اما ضعف‌های عمیق و به‌هم پیوسته‌ای که چشم‌اندازهای بقای این کشور را تهدید می‌کند، باعث تضعیف این استعداد می‌شود. مانند امپراطوری‌های بزرگ گذشته، اگر نظام اعتبار خود را از دست بدهد وسعت قلمرو و منابع به تنهایی مانع از فروپاشی آن نخواهد شد.»[iii] اتحاد شوروی با سه بحران دست به گریبان شده بود که هریک از دیگری تغذیه می‌کرد و فرایند فروپاشی را تسریع می‌نمود. «بحران در مشروعیت سیاسی نظام شوروی در ارتباط با بحران در تولید اقتصادی و تامین اجتماعی قرار گرفت، و هر دو بر اثر بحران در مناسبات قومی و فرهنگی تشدید شدند. نتیجه این وضع، آمیزه‌ای از مبارزه‌جویی‌ها بود که نمی‌‌شد بر آن غلبه کرد.»[iv] رشد افول اقتصادی امری بود که از دهه 1960 به بعد به طرزی فزاینده شروع گردیده بود. نرخ رشد تولید ناخالص ملی رو به نزول گذاشته بود. از آن‌جایی که سرمایه گذاری شوروی بر روی صنایع سنگین و دفاعی و تسلیحاتی بود، صنایع کارخانه‌های جهان بر روی صنایع دارای ارزش افزوده بالا که مبتنی بر مصرف کننده بود سرمایه گذاری می‌کرند، صنایعی چون اتومبیل‌سازی، داروسازی، ارتباطات، الکترونیک و ... بود. در همین راستا بود که آمریکا توانست با ایجاد تساهل و مدارای سیاسی و دست شستن از اصول و مرامنامه‌های حزبی و عدم انحصارگرایی، گویی سبقت را از رقیب قدرتمند خویش برباید. در حالی که آمریکا بازار آزاد را تجربه می‌کرد، شوروی سوبسید‌های سرسام آور غذایی می‌داد و کشاورز نقشی در تعیین کشت سالانه نداشت و دایره بورکراسی باید مشخص می‌نمود که امسال چه محصولی کاشته شود. کشاورزان در واقع رعیت دولت بودند و بر روی زمین‌های اشتراکی کار می‌کردند. در زمان روسیه تزاری بسیاری از بردگان و سرف‌ها بر روی زمین‌های کشاورزی کار می‌کرند و اجیر شده اربابان بودند و پس از انقلاب اکتبر نیز همان کشاورزان دوباره به خدمت دولت درآمدند، به همین خاطر آنان تغییر چندانی از نظر آزادی عمل در زندگی خود احساس نمی کردند. جالب است که از مجموع 4 درصد زمین‌های خصوصی قابل کشتی که وجود داشت، 25 درصد کل غلات کشور بیرون می‌آمد و این نشان دهنده آن بود که بحران اقتصادی کشور رابطه‌ی تنگاتنگی با بحران مشروعیت سیاسی داشت. هزینه‌های نظامی و فقدان کارآیی مدیریت و بی‌دقتی کارگران، ارمغان‌آور حادثه دلخراش چرنوییل شد و بالتبع آن عدم اعتماد مردم به دست‌یابی انرژی هسته‌ای بود. تمرکز بر صنایع سنتی، بورکراسی فرسایشی، مرامنامه‌های حزبی و چرخش‌های سیاسی جهان از جمله عواملی بود که رکود اقتصادی شوروی را تسریع می‌کرد.

در ادامه به دو بحران دیگر خواهم پرداخت.

[i] - 25 اکتبر برابر با تقویم قدیمی روسیه که 13 روز کسری نسبت به تقویم گریگوری غرب داشت و برابر با 7 نوامبر تقویم کنونی غرب.

[ii] - به همین دلیل در روسیه تفکر فلسفی رشد چندانی نداشت و بیشتر معطوف به عمل‌گرایی بود.

[iii] - کندی، پل؛ در تدراک قرن بیست و یکم، تصویر جهان تا سال 2025؛ مترجم: عباس مخبر؛ طرح نو: 1372؛ ص: 332.

[iv] - همان پیشین، ص:333.