به بهانه انتشار کتاب "فیلسوفان یونان" دیوگنس لائرتیوس، ترجمه بهراد رحمانی
۱.
آنکه قصد خوانش تاریخ فلسفه را دارد و یا در پی رهیابی به کنه مسایل فلسفه است، ناگزیر سر از یونان درمیآورد. البته این آموزه که یونان خاستگاه بیچون و چرای تلفسف است، امری امروزین نیست. هرچند که اشتیاق به فرهنگ یونانی و بالاخص فلسفهی یونانی در ادوار گوناگون تمدن نوین اروپایی رشد و نمو داشته است اما پیشگامان تاریخنویسی نیز از این دلشیفتگی و شیدایی بیبهره نبودند. در عصر رنسانس و روشنگری این شیدایی به فرهنگ یونانی تبدیل به گونهای خودشیفتگی میگردد. سده نوزدهم در آلمان، یکی از ادواری است که نشان میدهد آلمانیها چقدر دلبستهی فرهنگ یونانی هستند، به گونهای که بسیاری از بهترین تحقیقات پیرامون فرهنگ و فلسفه یونان در این دوره از تاریخ آلمان شکل میگیرد. هگل، دیلز، گمپرس، یگر، نیچه، هایدگر،گاتری، کاپلستون، گادامر و بسیاری دیگر که در سده بیستم نیز پیرامون فلسفهی یونان تحقیق میکردند، آلمانی بودند. هرچند که سایر ملل اروپایی نیز بیبهره از شیدایی نبودند اما در میان آلمانیها این مسئله فراگیرتر بوده است.
۲.
ترجمهی بخشی از نخستین فیلسوفان جان برنت:
جان برنت در فصل دوم کتاب خویش, مبحثی را به بررسی منابع مورد استفاده پیرامون زندگی و آراء نخستین فیلسوفان قرار داده است. فصل دوم کتاب "نخستین فیلسوفان یونانی" با عنوان "یادداشتی بر
منابع" مشخص گردیده است. برنت در این فصل بررسی منابع را به چهار دسته تقسیم میکند. دسته اول فیلسوفان هستند که در آن میان افلاطون, ارسطو, رواقیون, شکاکان و نئوافلاطونیان به چشم میخورد. دسته دوم منابع مورد استفاده, کتابهای هستند که از آنها با عنوان "عقایدنگاری" ( DOXOGRAPHERS) یادکرده است. کتابهای که در این مجموعه از اصالت بیشتری برخوردار هستند کتاب عقیدهنگاری یونانی (The Doxographi Graeci) و عقاید تئوفراستوس (The "Opinions" of Theophrastus) میباشد. برنت سایر کتب "عقایدنگاری" را به دو دسته دیگر تقسیم کرده است که یکی را "عقایدنگاری شایسته" و دیگری را "عقایدنگاری زندگینامهای" مینامد. گروه اول شامل The Placita and Stobaeus و Aetios و The Vetusta Placita و Cicero است و گروه دوم شامل Hippolytus و The Stromateis و "Diogenes Laertios" و Patristic Doxographies هستند. برنت دسته سوم منابع مورد استفاده در بررسی زندگی و آراء نخستین فیلسوفان را "زندگینامهنگاریها" میداند. این دسته شامل جانشینان، Hermippos ، Satyros و"Diogenes Laertios" است و دسته آخر شامل Eratosthenes and Apollodoros میباشد.
John Burnet.EARLY GREEK PHILOSOPHY.NOTE ON THE SOURCES
۳.
"عقایدنگاران"؛ گردآورندگان و مفسران آراء و باورهای فیلسوفان یونان باستان بودند. "عقیدهنگار" اصطلاحی انگلیسی از یک اصطلاح ترجمه شدهی لاتینی مدرن است که این اصطلاح برساختهی هرمان دیلز است که برای عنوان یکی از آثارش به نام "عقایدنگاری یونانی" (1879) بکار گرفت.
در این کتاب دیلز مجموعهای از متون یونانی را فراهم آورده است که نشان دهنده دیدگاههای فلاسفهی یونانی از دوران باستان تا عصر هلنیستی است و تا اندازهای بیانگر دیدگاههای آنان است. در مقدمهی مفصلی که دیلز در کتابش آورده است، برای این شکل از تاریخنگاری که پیرامون نوشتههایی است که در مورد عقاید فلاسفه آمده است، اصطلاح "عقایدنگاری" را بازسازی میکند. این ابداع اصطلاح در حال حاضر یک شیوه مرسوم برای تاریخنگاری پیرامون فلسفهی باستان شناخته شده است. این کتاب "عقایدنگاران" از جمله مهمترین منابعی است که اطلاعاتی از نخستین فیلسوفان یونانی در اختیار ما و حتی برای نویسندگان باستان و قرون وسطی گذاشته است و اغلب برای بسیاری منبعی مورد اعتماد حتی نسبت به منابع اولیه بوده است. متن حساس و بسیار مهمی که دیلز دست به بازسازی آن زده بود کتاب "عقاید فیلسوفان طبیعی" است که برطبق اقوال منتسب به پلوتارک است اما بسیار بعید بنظر میرسد که توسط او نوشته شده باشد. در این مجموعه اثر یاد شده دیدگاههای گوناگونی از فلاسفه و مکاتب فکری، تحت عنوان و سرفصلهای این چنینی آمده است: "طبیعت چیست؟" یا "پیرامون رنگین کمان". به جز این اثر و دیگر آثاری که دیلز آنها را بازسازی کرده است، کتاب دیگری با عنوان "مجموعه عقاید" وجود دارد که منتسب به اتیوس (ح 100 ب.م) است که از این شخص تئودوروت (قرن پنجم) به عنوان یک نوییسنده این چنین اثری ذکری به میان آورده است. البته دیلز ماخذ کتاب اتیوس را آثار تئوفراستوس میداند، کسی که استدلات بسیاری پیرامون "عقاید طبیعیون" نگاشته است. دلیل این که دیلز اثر اتیوس را منتسب به تئوفراستوس میداند این است که دیدگاههای مطرح شده در اثر اتیوس زاویه دیدهای فیلسوفان هلنیستی است که پس از تئوفراستوس مینوشتند؛ و دیلز این متن را یک ماخذ بینابین برشمرده است که از با عنوان Vetusta Placita مربوط به حدود 100 ق.م یاد میکند. مهمترین اثر"عقایدنگارانه" قابل دسترسی که از اصالت بیشتری برخوردار است، کتاب "زندگی و عقاید فلاسفهی نامآوازه"ی دیوگنس لائرتیوس است که مربوط به حدود 200 ب.م است. دیوگنس لائرتیوس در این اثر نشان داده که بیشتر دلبستهی زندگینامهنویسی است. او در این اثر فلاسفه را طبق مکاتب فکری و سروکار داشتن هر مکتب به دورهای خاص، دستهبندی کرده است.
THECAMBRIDGE
DICTIONARY OF PHILOSOPHY S E C O N D E D I T I O N General Editor ROBERT AUDI Cambridge University Press 1995, 1999
۴.
ديوگنس لائرتيوس (Diogenes Laertius) نويسندهي تاريخ فلسفهي يونان است كه به گونهي مجموعه زندگينامههايي، و در ده كتاب تنظيم گرديده و به نام «زندگي و آراي فيلسوفان برجسته» معروف است. ديوگنس در اين مجموعه، به ويژه كتاب يكم آن كه مربوط به خاستگاه فلسفه است، از مغان پارسي بحث نموده است. در بارهي زندگي ديوگنس چيزي ثبت نگرديده اما از شواهد دروني كتاب وي، چنين بر ميآيد كه او در سدهي سوم ميلادي ميزيسته است.
بر مبناي ديدگاهي هلنيستي، فلسفه از بربرها سرچشمه گرفته است. اما ديوگنس با رد كردن اين ديدگاه، از جايگاه و مكتب فكري مغان پارسي ياد ميكند و تصريح مينمايد كه مغان در علم و دانش از روحانيان مصري كهنتر و پرسابقهتراند. وي نام زرتشت را ’قرباني ستارگان‘ معنا ميكند و زمان او را 6 هزار سال پيش از عبور خشايارشا (465-486 پ.م.) از تنگهي هلسپونت ميانگارد. ديوگنس مينويسد كه مغان به وجود دو اصل باور دارند: خدايي نيك و خدايي بد كه نام يكي ارمزدس (Oromasde) و نام ديگري اريمنيوس (Arimanius) است. وي ميافزايد كه به عقيدهي مغان، انسانها رستاخيز نموده و جاودان خواهند شد.
وي در جايي ديگر بر روابط ميان فيلسوفان برجستهي يونان و مغان تأكيد ميكند: ميگويند مغي مرگ سقراط را براي او پيش گويي كرده بود؛ گفته ميشود كه افلاتون، با وجود علاقهمندي به تماس با مغان، به سبب وقوع جنگ از اين كار بازماند؛ از يك پارسي به نام مهرداد به عنوان شاگرد افلاتون ياد ميشود؛ و چنين اظهار شده است كه فيثاغورث، دموكريتوس و فيرهو تماسهايي با مغان داشتهاند.
حقايق تاريخي ياد شده در اين كتاب عبارتاند از: اشاره به شورش يونيهايها عليه پارسها در نامهاي از فيثاغورث به آناكسيمندس و در پاسخهاي فرد پيشگفته؛ روابط گزنفون با كورش صغير و عقب نشيني ده هزار سرباز مزدور يوناني؛ مكاتبات هراكليوس با داريوش؛ و ذكر ازدواجهاي همخون ميان مغان.