فلسفه ی قاره ای
سایمون کریچلی
خشایار دیهیمی
نشر ماهی
چاپ اول: 1387، قطع پالتویی
200ص، 3000تومان


کتاب "فلسفه ی قاره ای" اولین اثر از مجموعه ای با عنوان "مختصر مفید" نشر ماهی است. سیاست انتشاراتی "نشر ماهی" در این سال ها بر همین پایه استوار بوده است که آثاری کوتاه از نظر حجم، اما پر محتوا، مفید و گاه حتی غیر تکراری را به بازار نشر ارایه دهد. خشایار دیهیمی نیز در این سال ها ی مترجمی اش بارها با همین شیوه ی ترجمه ی آثار دایره المعارفی در بین مترجمین نامی آشناست. هرچند حیطه ی فلسفه ی سیاسی یکی از حوزه های تخصصی تر آقای دیهیمی است، اما ترجمه این اثر نیز بی ارتباط با جهت گیری های سیاسی فیلسوفان نیست، جهت گیریی میان شناخت و معنای زندگی در نگاه فلاسفه.
یکی از کاستی هایی که در این سال ها در حوزه نشر آثار ترجمه ای شاهد آن بودیم، مسئله ی عدم درج مشخصات کتاب شناختی، انتشاراتی یا توضیحات ناشران پیرامون کتاب مبدأ و ترجمه ی آن در اثر مقصد می باشد. کتاب حاضر نیز از همین معضل بی بهره نیست. داستان این کتاب نیز از این قرار است که انتشارات آکسفورد (www.oup.co.uk/vsi) از سال 1995 انتشار مجموعه ای را در دستور کار خود قرار داد که از آن با عنوان A Very Short Introduction یاد کرد. این عنوان فرعی "درآمدی خیلی کوتاه" برای مجموعه ای درنظر گرفته شد که بناست 200 جلد با مضامین متفاوت به بازار نشر بیاید. هرچند بخش اعظمی از این کتب به مفاهیم فلسفی و فلاسفه برمی گردد، اما تنوع موضوعی این دوره بسیار گوناگون است، طوری که از هنر کانسپچوال گرفته تا فلسفه ی هند و تاریخ مصر باستان جزء این سرفصل های انتشاراتی می باشد. به گمانم طرح جلد تمامی آثار این مجموعه، آثاری از "اندی وارهول" می باشد، که ناشر ایرانی این مجموعه نیز همین طرح جلد برای مجموعه ی در پیش رویش در نظر گرفته است، پس زمانی که ناشری با چنین رویکردی دست به نشر آثار ترجمه ای می زند و احتمالاً حق بازنشری بابت ترجمه هایش به ناشر خارجی آن نمی پردازد، پس شایسته است که چند خطی را پیرامون این مجموعه قلمی گرداند.
کتاب حاضر Continental Philosophy  (اینجا)  اثر Simon Critchley است که بنا به نظرات ارایه شده و بررسی موضوع، نویسنده ی این اثر یکی از صاحب نظران در این محبث می باشد.
برای ما ایرانی ها شناخت فلسفه، قرن هاست که از طریق ترجمه صورت می گیرد. شیفتگی ما ایرانیان به فلاسفه ی غرب در هر برحه ای از زمان معلول شرایط خاص همان دوره بوده است. ما ایرانیان در ادوار گوناگون تاریخی مان، دلبسته ی افلاطون، ارسطو، کانت، مارکس، نیچه، هایدگر، سارتر، پوپر، راسل و در این سا ل های اخیر شیفته ی ویتگنشتاین، فلاسفه ی پست مدرن، فوکو، دریدا و مکتب فرانکفورت شده ایم.
آیا آراء هر یک از این فلاسفه در کلیت با دیگری تفاوت دارد؟ آیا می توان رویکردهای تحقیقی فلاسفه را نسبت به موضوع مورد تامل‌شان، دسته بندی کرد؟ آیا برای فلاسفه پرسش از معنای هستی مهم است یا شناخت آن؟ پاسخ به این پرسش ها ما را درگیر چالشی عظیم می کند، که در میانه ی فیلسوفان اروپایی امروزه دیده می شود. چالشی که منجر به تقسیم فلاسفه ی اروپایی/ آمریکایی به دو دسته ی کلی "قاره ای" و "تحلیلی" شده است.
سال هاست که این دوگانه انگاری رویکرد فلسفی در مغرب زمین جدل های بسیاری میان فلاسفه آفریده است. امروزه برخی از شارحان و تابعان فلسفی از سنت هایی که معمول شده است، تبعیت می کنند؛ سنت فلسفی آلمانی/ فرانسه ای در برابر سنت فلسفی انگلیسی/ آمریکایی یا سنت قاره ای در برابر تحلیلی، سنت حکمتی در برابر شناختی، سنت امر تاریخی در برابر سیستماتیک.
کتاب حاضر تشریح همین مجادلات میان فلاسفه ی قاره ای در برابر تحلیلی هاست. مولف در فصل نخست به واشکافی موضوع مورد بحث می پردازد و شکافی که میان شناخت و حکمت وجود دارد را مورد تعمق قرار می دهد. فصل دوم اختصاص به سرچشمه ی این مجادله دارد. نویسنده معتقد است که پدر معنوی فلسفه ی قاره ای و تحلیلی را باید در آثار کانت جستجو کرد. کانت سرآغازی برای هر دو گرایش قاره ای و تحلیلی است و حقیقتاً جدل های کانت در دهه های 1780 و 1790 منجر به بروز ایدئالیسم آلمانی از نوع فیشته و هگل شد. نقد عقل کانت در عین حال باعث سست شدن باورهای اخلاقی و دینی گردید و شک گرایی و نیهیلیسم را به ارمغان آورد. فصل سوم پیرامون ریشه دار بودن این بحث در میان دو فرهنگ اروپایی است و برای تشریح این دو نگاه از آراء بنتام و کولریج استفاده گردیده است. فصل بعد به این پرسش از نگاه فلسفه قاره ای پاسخ می دهد که "آیا فلسفه می تواند جهان را تغییر دهد؟" سه مفهوم کلیدی نقد، پراکسیس و رهایی در این فصل واشکافی می شوند. پس از آن مفهوم کلیدی نیهیلیسم را در بستر روسی آن به پیش می برد تا به نگاه نیچه در این باب می رسد. بی ارزش شدن والاترین ارزش ها و به چرایی کشیدن ارزش ها، بستری مناسب برای رشد نیهیلیسم است و تقسیم مدرنیسم به دو شق واپس گرایانه و پیش روانه از مسائل مورد بحث این فصل است. فصل ششم به کلیدی ترین نزاع میان فیلسوفان قاره ای و تحلیلی می پردازد. نزاعی که در اوایل دهه 1930 میان رودلف کارناپ (نماینده ی حلقه ی وین و برداشت علمی از جهان) و مارتین هایدگر ( نماینده ی نگاه هرمنوتیکی و اگزیستانسیالیستی به جهان) در می گیرد. فصل هفتم نیز به جریان های رادیکال این دو فلسفه که منجر به "علم زدگی" و "وهم اندیشی" شده است می پردازد و آفات این دو نگاه را بررسی می کند. مولف در انتها این بحث های حرفه ای میان فلاسفه را به کناری می نهد و راه سومی را پیشنهاد می کند که در واقع رسالت فلسفه است: تاملی در زندگی و هستی.
کتاب حاضر هم اثری مقدماتی و هم نگاهی جدی به تاریخچه و جدل های  میان فلاسفه ی تحلیلی و قاره ای است که خواندنش برای تمامی علاقه مندان به فلسفه جذاب خواهد بود، چرا که برخی از مسایلی در آن مطرح می گردد که پیشتر در آثار دیگر مطرح نشده است. ترجمه ی شیوا و روان دیهیمی نیز خوانش این اثر را جذاب تر می نماید.

امتیاز: ۵ از ۱۰

دانلود متن لاتین این کتاب

نقد و معرفی کتاب