نگاهي به كتاب "يادداشتهاي فردا "ي حجت حسن ناظر
نگاهي به كتاب "يادداشتهاي فردا "ي حجت حسن ناظر
افشرة سخن
مجيد نصرآبادي
چه بسيار كتابهايي كه در پي به اثبات رساندن جملهاي بيش نيستند و چه بسيار جملاتي كه در خود كتابي را نهفته دارند . موجزگويي و شفاف سخن گفتن كه گاه همراه با صنايع ادبي است از ويژگيهاي ، گزينگويهها ميباشد . گزينگويهها ، جملاتي به غايت فشردهاند كه جهاني را در خود نهفته دارند . گزينگويهها افشرة سخن و جان معنا ، پيچيده در تن كلماتي ، نحيف و اندك هستند . گويي ، گزينگويه گويي در نهاد سخنور ايراني عجين شده است . كتاب "يادداشتهاي فردا "( دلنوشتههايي در فرهنگ و ادب ) ، اثر حجت حسن ناظر ، كتابي كم حجم ، اما بهواقع پرمعنا است . نويسنده در 95 صفحه گوشههايي از ادب ، عرفان ، هنر و خردورزي در ايران و بالاخص ديار نيشابور را ، پيش روي خواننده ، چنان عيان ميكند كه گويي اين رازهايي سر به مهر است كه تازه آشكار گرديده است . اين كتاب مجموعهاي از چند مقاله با محوريت اشخاص و موضوعات هنري ، ادبي ، عرفاني ، دينورزي و عاطفي است . نويسنده "يادداشتهاي فردا " از شخصيتهاي ديني ، ادبي و هنري ، همچون امام علي ، فردوسي ، خيام ، كمالالملك ، حيدر يغما ، سهراب سپهري ، شريعتي ، مولوي ، تختي ، پهلوان شورورزي ، مجتبي ميرزاده ، محمد بيرياي گيلاني و شهرام امتناني ، يادكردي در خور كلام و هنرشان
كرده است . حجت حسن ناظر موضوعاتي همچون هنر سينما ، عكاسي ، رقص آييني ، شعر ، موسيقي ، كتاب ، شب يلدا و شهرنيشابور را از ديد تيزبين خود مغفول نگذاشته و بدان پرداخته است . نويسنده امام علي را « از تبار تكرارناپذيران ، از شمار آذر به جانان و از دودمان طوفان سواران » مينامد و در وصف سخنسراي توس مينويسد :« سامان بخشي به اساطير كهن ايران باستان و گردآوري افسانههاي ملي و ميهني به شعر ، هنر اصيل و فراموش نشدني حكيم توس است.» خيام در نظر نويسنده « طراح غوامض فلسفه ، پژوهندهاي كه كتاب جبر و مقابلهاش تاقرني پيش در فرنگ تدريس ميشد ، بيتعلقي كه نه ماده پرست نه خمپرست كه حقپرست بود » ، بيشك حكيمي است كه "خيمهدوز خيمههاي حيرت و حكمت " است . وصف مولانا شاعر مثنوي را اين چنين بيان ميكند : « بزرگترين شاعر الهي جهان ، شاعر افلاكي ، اديب آفاقي ، آذرخشآساترين شاعر هزار سال اخير ايران اسطورهاي ، شاعر نقاد حال ما و روزگاران ما .» نويسنده در وصف كمالالملك از زبان فانتن لاتور در خطاب به شاگردانش، اين چنين ميآورد :« آتشي از ايران آمده است ، از نور و حرارتش بهرهور شويد .» نويسندة "يادداشتهاي فردا" بخشي از تاريخ شفاهي هنرو ادب شهرستان نيشابور را در اين اثر مكتوب كرده است . از آنجا كه نويسنده خود از هنرمندان به نام و بيمدعاي نيشابور ميباشد و از نزديك با بسياري از اديبان و هنرمندان به نام ، حشرونشر داشته است ، خود به عنوان انباني از خاطرات شفاهي در حيطة ادب و هنر شهرستان ميباشد . در مقاله "امير كشور خويشتن ، قهرمان درد " كه يادبودي از حيدر يغما ميباشد ، اشارتي به فعالترين انجمن ادبي آن زمان كه با نام انجمن ادبي سحر شناخته ميشد ، ميكند و حضور يغما را در آن جلسات جدي برميشمرد . هنر و احترام به آن ، يكي از بزرگترين دغدغههاي ناظر از اوان كودكي تا به امروز بوده است و در پاسداشت آن از هيچ كوششي در راستاي هنرآموزي و هنرمندپروري دريغ نورزيده است ؛ به گونهاي كه بسياري از هنرمندان كنوني ـ بالاخص جوانان ـ وامدار رهنمودهاي او بوده و هستند . هنر در ديدة ناظر از پايگاهي آرماني و معنوي برخوردار است ؛ « هنر آرمان فرهمند مردان و زنان منتخبي است كه طرحي نو براي انسان و جهان دارند و زندگي در قلمرو بيزباني ، بيمكاني و بيمرگي را تجربه ميكنند و ميآموزند و ميآموزانند كه هنر آمده است تا بگوييد : چيستي ؟ كيستي ؟ كجايي و چرايي ؟ آمده تا ياد آور شود كه : خيز و گامي فراپيش بردار.» ناظر رقص را « معنابرانگيزترين و پرصلابتترين حركات و چرخشهاي فيگوراتيوي همراه با پرشهاي بس زيبا » ميداند و ميگويد كه « عكاسي كمكمان ميكند تا چشمانمان را تربيت كنيم و آنچه را شايستهي ديدن است ، بنگريم و بكوشيم تا عظمت در نگاه ما باشد نه در آنچه بدان مينگريم » و كتاب را اين گونه معرفي ميكند :« يادگار رفتگان ، رهبر آيندگان ، شخم زن اذهان ، آموزانندهي رازهاي نهان ، زر و زيور جان ، گنج بيپايان ، گرانبهاترين ميراث نياكان »
كتاب "يادداشتهاي فردا" مجموعه مقالاتي است كه حاصل عرقريزان نويسنده در گذر عمر گرانبهايش ميباشد ، كه به مناسبت و بيمناسبت از گذشته تا به امروز فراهم آمده است . هرچند نويسنده داعية اديبي ندارد ، اما قلمش سرشار از صنايع ادبي است . وصف هر كدام از بزرگان سخن و هنر و حوزههاي هنري و ادبي ، همراه با مدحت و منقبت است . حجم اصلي هر مقاله را بيشتر تركيبات وصفي و اضافي ، دربرگرفته است كه گاه در اوج زيبايي و گاه در سطح باقي ميماند . هجمة اين تركيبات اضافي و وصفي ، گاه درخور و شايسته هر شخصيت و موضوع ميباشد و گاه ميتوان آنها را براي هر شخصيت و موضوع ديگر بكار بست . خضوع نويسنده او را واداشته است كه هر كدام از مقالاتش را به شخصيتهاي اديب و هنرمند شهرستانش تقديم نمايد . البته از آن جا كه نثر نويسنده ريتميك ميباشد ، جا دارد كه به اشتباهات ويراستاري اثر نگاهي دوباره افكندة شود . "يادداشتهاي فردا" كتابي است كم حجم و مفيد براي كساني كه ميخواهند در طي چند صفحه با ظرايف و نكات شخصيتي يك نويسنده و هنرمند و يا با يكي از شاخههاي هنري تماسي احساسي و عاطفي برقرار سازد ، چرا كه نويسنده داعيه اطلاع رساني آكادميك را در توصيفهاي خود ندارد .
منبع : http://greek.blogfa.com