تبليغاتX

. ۩ Crisis ۩

۩ Crisis ۩

۞ بحران ۞
سه شب با مادوكس/ماتئى ويسنى يك

سه شب با مادوكس
ماتئى ويسنى يك
ترجمه: تينوش نظم جو
نشر ماه ريز، چاپ سوم: 1386
قیمت: 1000 تومان

درباره کارگردان:


ماتئی ویسنی‌یک Matei Vişniec در سال ۱۹۵۶ در شهر رادیوتس رومانی زاده شد. او در رشته تاریخ و فلسفه ادامه تحصیل داد و از سال ۱۹۷۷ نمایشنامه‌نویسی را آغاز کرد. او در سال ۱۹۸۴ جایزه اتحادیه نویشندگان رومانیایی را برای بهترین کتاب شعر دریافت کرد. ویسنی‌یک در طی ۱۰ سال، نمایشنامه‌های زیادی نوشت که همه آنها در کشورش ممنوع شدند. یک رمان و دو فیلمنامه او نیز به همین سرنوشت دچار شدند. او در سپتامبر ۱۹۸۷ در پی دعوت بنیاد فرهنگی پاریس به فرانسه رفت و پس از درخواست پناهندگی سیاسی در این کشور اقامت گزید. پس از سقوط حکومت کمونیستی رومانی، ویسنی‌یک در دسامبر ۱۹۸۹ به کشورش بازگشت و افزون بر انتشار آثارش در رومانی، فعالیت‌های ادبی و هنری را ازماتئی ویسنی یک سر گرفت.اكنون در پاريس زندگي كرده وخبرنگار راديوي بين المللي فرانسه است.اوتا كنون نمايشنامه هاي متعددي به دو زبان فرانسوي و رومانيايي نوشته است.یکی از معروف‌ترین آثار او، نمایشنامه‌ای با نام بلند «داستان‌ خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد» (۱۹۹۶)‌ است که از سال ۱۹۸۸ به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه و اجرا شده است. ویسنی‌یک پس از مهاجرت به فرانسه از سال ۱۹۸۸ آثارش را به زبان فرانسوی می‌نویسد.سبك سوررئاليست، دادائيست، تئاتر آبزورد و گروتسك، شعرهاي رويايي، ادبيات تخيلي، رئاليسم جادويي رمان هاي آمريكاي لاتين وتئاتر رئاليست انگليسي را دوست دارد.چهار نمايشنامه نويس مورد علاقه ايشان: چخوف، يونسكو، بكت و هاروند پينتر بوده است.او خالق آثار: تئاتر تیکه شده یا مرد زباله‌ای (۱۹۹۶)؛ سه شب با مادوكس (۱۹۹۵)؛ دستنویس‌های قلابی (۱۹۹۵)؛ اسب هاي پشت پنجره (۱۹۹۶)؛ داستان خرسهاي پاندا به روايت يك ساكسيفونيست كه دوست دختري در فرانكفورت دارد (۱۹۹۶)؛ زن همچون ميدان نبرد درجنگ بوسني (۱۹۹۷)؛ تماشاچي محكوم به اعدام (۲۰۰۶)؛ نان درجيب (۱۹۸۴)؛ آخرين گودو(۱۹۹۶)؛ نامه‌ای به درخت‌ها و پرنده‌ها (۱۹۹۷) چه طور می‌توانم یک پرنده شوم؟ (۱۹۹۷)؛ شاه،موش خرما ودلقك شاه؛ ماشين چخوف و...
مضامين بسیاری از نمايشنامه هایش به شدت به عرفان شرق نزديك است و ماتئي ویسنی یک اين را تصديق مي كند چرا كه رشته ي تحصيلي اش فلسفه بوده و درجواني مسحور فلسفه ي شرق، ذن، تناسخ و رابطه هاي بين يينگ ويانگ بوده است. او آشکار مي كند که «در عرفان شرق به دنبال نوعي نيروي طبيعي و دروني بوده است تا كه بتواند در برابر آزمون هاي بدني و رواني مقاومت كند.» سبك خاص او در نمايشنامه‌هايش جمله‌هاي ساده و طنزآميز و گريز نويسنده از واقع‌‌گرايي براي خلق دنيايي منحصر‌به‌فرد، خيلي زود مورد توجه منتقدان تئاتر قرار گرفت و بين تماشاگران عادي علاقه‌مندان زيادي پيدا كرد. به نظر اين نويسنده، ادبيات به ما كمك مي‌كند تاريخ، انسان، بشريت، عشق، جامعه و رابطه بين انسان‌ها، فرد و قدرت را بفهميم و تضادهاي وجود انسان را بهتر درك كنيم. او تاكيد دارد ادبيات و هنر بهانه‌اي است براي اين‌كه بتوانيم وارد نقطه‌هاي متفاوت تاريخ شويم و ببينيم چگونه انسان‌ها با ايده‌ها و تفكرها بازي داده شده‌اند؛ با خواندن نمايشنامه‌هاي اين نويسنده متوجه مي‌شويم به تعداد آثارش ماتئي ويسني‌يك وجود دارد، چون او سعي نمي‌كند به عنوان نويسنده خودش را تكرار كند و هميشه عرصه‌هاي متفاوتي را تجربه مي‌كند. با اين حال آنچه در همه آثار ويسني يك مشترك است، احساس قوي انساني در آنهاست كه به روح خواننده‌اش چنگ مي‌زند. ماتئي ويسني‌يك در آثارش به جاي اين‌كه جواب‌هاي سطحي به مشكلات بدهد، سؤال‌هاي بي‌شماري را طرح مي‌كند كه روي تفكر و وجدان تماشاگرانش تاثير عميق مي‌گذارد.
او در اكثر آثارخود از سبك واقعيت جادويي پيروي كرده و بهره مي گيرد. نمايشنامه هايش هرگز دور از واقعيت نيستند ولي همزمان در پي جنبه ي جادويي زندگي نيز هستند.تلاش او پیوند پل هاي ميان واقعيت و تخيل است. او اصطلاح واقعيت جادويي را بسيار دوست دارد اما به صراحت بيان مي كند: «نمي توانم بگويم كه سبك من چيست، چرا كه هميشه در پي سبك خودم هستم. مدام در اضطراب اين جستجو زندگي مي كنم. بي شك نمي توانم تئاترم را بدون بعد شاعرانه در نظر بگيرم. درباره سبكم، مي توانم بگويم كه هميشه مي خواستم حداكثر را با حداقل امكانات ابراز كنم. به اين ترتيب سبك من هميشه سبك بسيار ساده اي است اما پشت اين سادگي تلاش و زحمت عظيمي براي رسيدن به آنچه ضروري است پنهان شده.» پاسخ به این پرسش که "جایگاه مخاطب در آثار شما چگونه است؟"، می گوید: «من هیچ ‌وقت برای کشوی میزم چیزی ننوشته‌ام. حتی وقتی نوجوان بودم و شعر می‌نوشتم، دلیلش این بود که به کسی نشانش بدهم.» ویسنی یک معتقد است که تئاتر ابزورد با آثار بکت شکلویسنی یک نگرفته است و این رویکرد هستی شناختی به جهان را در نمایشنامه های پیشتر از آثار بکت نیز ردیابی می کند؛ «پیش از آن که ساموئل بکت "در انتظار گودو"را بنویسد، چخوف داستانی نوشته بود به نام "سه خواهر" که ماجرای سه نفر است که تا ابد در انتظار رفتن به مسکو هستند. درواقع بکت و یونسکو در زمینه‌ی موقعیت ابزورد دست به خلق تازه‌ای نزدند؛ دستاورد تازه‌ی این دو، زبان ابزورد بود.» ابزوردیسم رویکردی هستی شناختی است که در نهاد بشر است و ویسنی یک به این امر واقف است و به همین دلیل نمایشنامه هایش را تنها برای انسان می نویسد، نه برای ایدئولوژی یا مرامنامه ی خاصی. «یک نمایش‌نامه نباید در خدمت سازمان ملل یا هر سازمان دیگری باشد. به نظر من یک اثر ادبی باید در خدمت بشر و انسان باشد و هیچ اتیکت دیگری بر خود نداشته باشد.» برای ویسنی یک ایدئولوژی وقوف بر خویشتن است، نه تن دادن به مکتب و اصول از پیش تعیین شده.«من هیچ ایدئولوژی‌ای ندارم. تنها ایدئولوژی من آگاه‌ بودن خودم است و کسب آگاهی از طریق نگاهی باز.»
نمایشنامه های ماتئی ویسنی یک به مدد مترجم آثارش در ایران از مقبولیتی تام برخوردار شده است. سه شب با مادوكس (۱۹۹۵)؛
زن همچون ميدان نبرد درجنگ بوسني (۱۹۹۷)؛ تماشاچي محكوم به اعدام (۲۰۰۶)؛اسب هاي پشت پنجره (۱۹۹۶)؛ داستان خرسهای پاندا به روايت يك ساكسيفونيست كه دوست دختري در فرانكفورت دارد (۱۹۹۶) از جمله ترجمه های خانم نظم جو از وینی یک به زبان فارسی است و برخی از این نمایشنامه ها را نیز به روی صحنه برده است.
«اسب‌های پشت پنجره» به کارگردانی "برکه فروتن" و همین اثر به کارگردانی "روح الله جعفری" و «سه شب با مادوکس» به کارگردانی "فاطمه ابرار پایدار" به روی صحنه رفته است. ماتئی ویسنی یک در سال 1387 به اتفاق مترجم آثارش –نظم جو- به ایران آمد و با برگزاری کارگاه های آموزشی به تبادل نظر با هنرجویان تئاتر و کارگردانان پرداخت.


تحلیل نمایشنامه ی "سه شب با مادوكس":


نمایشنامه «سه شب با مادوكس» داستان چند نفر است كه هريك به مدت سه شب، همزمان، با فردى به اسم "مادوكس" سپری كرده اند. نمایشنامه از صبح روز سوم آغاز می شود و مکان آن قهوه خانه ای است که مادوکس شب ها را در آنجا سپری می کند. هریک از شخصیت های داستان در یک زمان با مادوکس هم بازی و هم صحبت بوده اند. مادوكس به هريك از آنها قول آموزش بازى جدیدی را داده که در آن نه برنده و نه بازنده ای وجود داشته باشد و در عين حال با آنها بازى های مختلفی كرده که در تمام آنها برنده مادوکس بوده است. تمامی صحبت های که بین شخصیت های داستان و مادوکس رد و بدل شده است، یکسان است. در روز سوم، كاراكترهاى نمايش درمى يابند كه مادوكس به طور همزمان با تمامی آنها ارتباط برقرار كرده است. آنان در ذهن خود تصويرى شارلاتان گونه از مادوكس در ذهنشان مى سازند. بنابراين عصبانى مى شوند و درصدد كشتن او برمى آيند.

برونو صاحب قهوه خانه/مسافرخانه ي شهرستاني ساحلي است که مادوکس سه شب را در آنجا سپری کرده است. مادوكس در این سه شب با برونو بيليارد بازي كرده، كه برنده همواره مادوكس بوده است.با حضور گروبي (نگهبان فانوس دريايي)، سزار (راننده تاكسي) و كلارا (روسپي اسبق يك فاحشه خانه) درصحنه ای از نمایش مسافرخانه مشخص مي شود كه مادوكس هر سه شب گذشته با همگي آنها نيز بوده است وبازي هاي از قبيل:تاس وپوكر و...انجام داده اند كه در ضمن برنده همواره مادوكس بوده وحتي قول وقرارهايي با كلارا نيز گذاشته است. حضور نژيامی (رفتگر) پرده از راز بر مي دارد، رازي كه نشان مي دهد مادوكس سه شب گذشته را با تمامي مردم شهر بسر برده ، يعني همزمان همه جا بوده است.
آدمهاي نمايشنامه براي تلافي این رفتار عجیب و غریب مادوکس، تصمیم می گیرند که هريك با ابزاري بدست به سوي اتاقش هجوم ببرند وهنگامي كه از جاكليدي درون اتاق را مي نگرند با كمال تعجب خودشان را مشاهده مي كنند كه در حال تاس بازي هستند.
نمایشنامه ی "سه شب با مادوکس" از آن دسته از نمایشنامه هایی است که تا آخر نمایش ببینده/ خواننده را با خود درگیر می کند و حتی پس از پایان نمایش، گریبان خواننده را می گیرد و او را فراغت خاطر نمی دهد. پیتر بروک درباره تئاتر گفته بود که در روی صحنه همان چیزی می گذرد که در زندگی جاری است، با این تفاوت که تخییل کارگردان نیز به این جریان عادی زندگی نیز اضافه شده است؛ در اثر ویسنی یک نیز این بازنمایی زندگی به زیبایی نمود پیدا می کند، اما تخییل فلسفی او، ببینده را حتی برای لحظه ای آرام نمی گذراد. بی گمان ویسنی یک از فلسفه چین باستان آگاهی داشته است، چرا که در این نمایشنامه ایده ای که "چوانگ تزه"، فیلسوف چینی (تقریباً 4 قرن پیش از میلاد) در باب مرگ مطرح می کند، به وضوح نمود پیدا کرده است.
چوانگ تزه می گوید: «روزگاری من، که چوانگ تزه هستم، خواب دیدم که پروانه ام و اینسو و آنسو پر می کشم و از هر جهت پروانه ام. تنها بر وجود پروانه ای خود آگاه بودم، و از فردیت انسانی خویش خبری نداشتم. ناگاه بیدار شدم و مجدداً خود را یافتم. اینک نمی دانم که آن زمان انسانی بودم و خود را در خواب پروانه می دیدم، یا این زمان پروانه ای هستم و خود را در خواب انسان می بینم.» (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص: 764)
هرچند که این ایده ی چوانگ تزه دالی بر استحاله و تغییر هست اما آن چه که در این تمثیل آمده مسئله ی "این – آن" یا "آن – این" است. اصل واقعیت پذیری بر کدامیک از این دو حالت اطلاق پذیر است. بالاخره آیا چوانگ تزه انسان است یا پروانه؟ آن چه که در نمایشنامه ی "سه شب با مادوکس" نیز مطرح می گردد، این پرسش اساسی است که کدامیک از این دو صحنه واقعیت دارند؟ آیا شخصیت های داستان از ابتدای داستان تا به انتها واقعیت دارند یا شخصیت های داخل اتاق مادوکس؟ آیا باید آدم های این طرف در را باور کرد یا آدم های آن سوی در را؟ اهمیت این پرسش ها بیش از اهمیت کشف شخصیت واقعی مادوکس است. نویسنده از ابتدای داستان ما را درگیر این مسئله می کند، که واقعاً مادوکس کیست؟ اما در چند دقیقه پایانی داستان ما تازه متوجه این واقعیت می گردیم که آن چه مهم است، کشف مسئله مادوکس نیست بلکه مهم این است که کدام دسته از این آدم ها واقعی هستند؟ شاید ببینده برای کشف این امر دست به رمزگشایی اجزاء داستان بزند و در پی آن برآید که با رمزگشایی از شخصیت مادوکس، به پاسخ مورد نظر خود دست یابد. اما من این ایده ی برخی از منتقدینی که مادوکس را برابر "فرشته مرگ" گرفته اند را باور پذیر نمی دانم چرا که واقعاً نمی توان پاسخی قطعی به این پرسش چوانگ تزه داد که آیا او انسانی در خواب پروانه است یا پروانه ای در خواب انسان. در این نمایش هم ویسنی یک پایان نمایش را به شکلی مبهم و غیرقطعی به پایان می رساند. در انتهای نمایش از چندوچون آدم های آن طرف در خیلی حرفی به میان نمی آید و نویسنده ما را در ابهامی بسیار گنگ رهاکتاب می کند. چندین بار در متن نمایش آمده که مادوکس گفته است، بازی را اختراع کرده که در آن نه بازنده است و نه برنده. این مسئله می تواند کلیدی برای حل معمای داستان باشد؛ داستانی که همانقدر آدم های این سوی در واقعی هستند به همان میزان هم آدم های آن سوی در واقعی هستند، تنها این زاویه دید راوی است که داستان را برای ما باورپذیر یا ناباورپذیر کرده است. آن چه که در لایه های زیرین این نمایش نهفته است، مسئله عدم قطعیت است. به راستي مادوكس كيست؟ چه برسر آدم هاي نمايشنامه و ديگر مردمان شهر آمده است؟ آيا مرگ تعبيري مناسب براي مادوكس است؟ آيا ديگران همگي مرده اند؟ آیا اصلاً مادوکسی وجود دارد؟ این ها پرسش های است که ذهن خواننده را تا ساعت ها پس از دیدن این نمایشنامه درگیر خود می کند. این نمایشنامه همانند فیلم "دیگران" نیست که در انتهای داستان متوجه شویم که کاراکترهای اصلی داستان، خود ارواح بوده اند و سالهاست که مرده اند؛ بلکه در این نمایشنامه در انتها چنین کلیدهای را برای ببینده فراهم نمی کند تا در تب و تاب حل این پرسش برآید و شاید عمری را در حل این معما به پایان رساند. / مجید نصرآبادی


برای دیدن مطالبی تکمیلی تر با این موضوع اینجا و اینجا و اینجا و اینجا را بخوانید

+نوشته شده در دوشنبه 23 آذر1388ساعت0:14توسط مجید نصرآبادی |
در سوگ استاد پرويز مشكاتيان/ویژه نامه ای برای استاد مشكاتيان در نيشابور

در سوگ استاد پرويز مشكاتيان

 

گزارشي از مراسم تدفين استاد مشكاتيان در نيشابور

 

هنوز مسئولين شهر نيشابور در گير و دار پيدا كردن جاي مناسب براي تدفين استاد هستند.

اما آخرین خبر این است که در روز شنبه ۴ مهر پیکر استاد را از مقابل اداره ارشاد این شهرستان به سمت آرامگاه عطار نیشابوری حرکت دهند. عصر روز شنبه نیز مراسمی به یادبود استاد در فرهنگسرای سیمرغ برگزار خواهد گردید. بنا بود که در درون باغ آرامگاه عطار پیکر استاد را به خاک بسپارند اما هنوز خبر قطعی آن تایید نگردیده است و شاید پیکر استاد را در جوار آرامگاه عطار در قطعه ای به نام هنرمندان دفن کنند.

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت22:10توسط مجید نصرآبادی |
عکاسی خیابانی و درک موقعیت حضور

گفتگویی با دو عکاس هنری

 

عکاسی خیابانی و درک موقعیت حضور

 

مجید نصرآبادی*

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388ساعت23:14توسط مجید نصرآبادی |
گفتگویی با چند کارگردان تئاتر

از آن جایی که خبط روزنامه نگاری و دبیری سرویس هنری و اندیشگی

یکی از جرم های من است چاره ای ندارم که برخی از

محصولات همکارانم را در این وجیزه نامه به

عرض مخاطبانم برسانم تا شاید نقدشان

ما را به صرفات اندازد که از

این خبط ها

نکنیم.


گفتگویی با چند کارگردان تئاتر

کریمی، لطف آبادی و رضا صابری از دغدغه‌های تئاتریشان می‌گویند

 

حسین لطف آبادی عضو هیئت مدیره ی تئاتر استان  و مجید کریمی دبیر مرکز هنرهای نمایشی نیشابور،دو یار دیرینه  و دغدغه مند هنر شهرمان هستند که حتی برای مصاحبه هم نتوانستیم فاصله ای بین شان بیندازیم.لطف آبادی تجربه تئاتر را از خانه پدری شروع کرد و آشنائیش با تازه دل، تجربه ی کار روی صحنه همراه با متن را برایش به ارمغان آورد....

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت0:51توسط مجید نصرآبادی |
طنز ایدئولوژیک

نقبی بر

فیلم اخراجی‌ها

 

طنز ایدئولوژیک

 

 ده نمکی

 مسعود ده‌نمکی با ساخت فیلم "اخراجی‌ها 2" باز توانست در صدر اخبار سینمایی قرار بگیرد. ده‌نمکی بیشتر از همه بر روی فروش فوق‌العاده‌اش مانور می‌دهد و سعی می‌کند که جهت ادله در برابر منتقدینش، از فروش چهار میلیارد تومانی‌اش مایه بگزارد. ده‌نمکی مجبور است که این روزها جواب خیلی‌ها را بدهد؛ چه طرفدارانش و چه منقدینش، که او را متهم به سرقت ادبی و لمپنیسم کرده‌اند. بیشتر نقدهای سینمایی که امروزه در پیرامون "اخراجی‌ها 2" صورت می‌گیرد مبتنی بر حمله به شخصیت ده‌نمکی و یا کم ارج بودن فیلمش می‌باشد. ده‌نمکی در کارنامه‌ی سیاسی و فرهنگی خود، مسئولیت‌هایی چون سردبیری و مدیر مسؤولی نشریه‌های شلمچه، جبهه و ساخت دو فیلم مستند را داشت و همچنین متهم به دست داشتن در وقایع 18 تیر 1378 در قالب لباس شخصی‌ها و حتی سرکردگی شبه نظامیان انصار حزب الله هست.

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت16:36توسط مجید نصرآبادی |
یک فنجان قهوه با نیچه
 

 

زمانی ژان پل سارتر تمام فعالیت‌های سیاسی و فلسفی خودش را از کافه‌ها شروع و هدایت می‌کرد و معتقد بود که فلسفه باید هرچه بیشتر مردمی گردد. اما امروزه این طراحان سعی بر این دارند که جملات فلاسفه را آنچنان در ذهن مردم جای دهند که هیچگاه فراموش نکند. اگه بنا باشد که شما هر روزه در فنجانی چای یا قهوه بنوشید که بر روی آن نوشته شده باشد: "خدا مرده است" آنگاه برای شما خدایی می‌ماند؟!

اگه می خواهید که تی شرت یا فنجانی داشته باشید که بر روی آن تصویر فلاسفه و جملات مشهورشان بر روی آن حک شده است تصاویر زیر راببینید و به سایت مربوطه مراجعه کنید.

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387ساعت11:37توسط مجید نصرآبادی |
گفتگويي با طراح سكه بهار آزادي/جعفر نجیبی
 

جعفر نجيبي متولد 1332 از شهرستان خوي درآذربايجان غربي است. پس از اتمام هنرستان هنرهاي زيبا ، بورس تحصيل در فرانسه را گرفت ولي به علت داشتن پرونده در ساواك از رفتن اش ، جلوگيري كردند. فارغ التحصيل رشته كارشناسي هنرهاي تجسمي است با گرايش مجسمه سازي ، نقاشي وگرافيك وكار مطبوعاتي از فعاليت هاي مهم دهه شصت اين هنرمند است. پس از سال 70 كه انجمنجعفر نجیبی هنرمندان مجسمه ساز شكل مي گيرد به طور جدي در اين شاخه ي هنري مايه مي گذارد.

يك اثر 7 متري متشكل از هفت دولفين در زادگاهش، طرح سكه ي بهار آزادي براي  بانك مركزي ، اجراي چند سفارش كاري در شهر « وان » تركيه ، دو پرتره ويك مجسمه ، متفكر لميده در اصفهان نصب واجراي چند اثر در محوطه ي موزه تهران شناسي آرم گمرك از برنز در جلفا، نيم تنه ي شمس تبريزي ، تنديس حافظ ، تنديس برنزي كمال الدين بهزاد ، تنديس تختي در اصفهان ، تنديس جلال آل احمد  ودهخدا براي انجمن مفاخر ملي و. . .

                                                       

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت0:33توسط مجید نصرآبادی |
علیرضا قدمیاری/معرفی آثار
  اثری از علیرضا قدمیاری

علیرضا قدمیاری، هنرمندی سخت‌کوش و پرتلاش است. او از کودکی مشق هنر می‌کرده است، بدون این که استادی داشته باشد. تا به امروز از محضر بسیاری از اساتید هنر و ادب بهره برده است و در این راه هیچ خستگی نمی‌پذیرد. او بدنبال هنر و یافتن خود، به هر کجا که بتواند سفر می‌کند. هنر برای او تنها یک ژست روشنفکرانه نیست، بلکه یک دغدغه‌ی وجودی است. هنر برای او، تنها تسکین دهنده‌ی روح بی‌قرارش نیست، بلکه هنر برای او همه چیز است. او هنر را تنها برای هنر نمی‌خواهد، بلکه درد مردمی که با آنها می‌زید، در آثارش نمود پیدا می‌کند.

                                        

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت1:12توسط مجید نصرآبادی |
مروري بر زندگي و آثار هنري رنوار/دست هاي شوخ

مروري بر زندگي و آثار هنري رنوار

دست هاي شوخ

 

پیر آگوست رنوار،نقاش فرانسوی، در سال ۱۸۴۱ در فرانسه به دنیا آمد.ابتدا به عنوان هنرمند تجاری و سپس چندین سال به عنوان نگهبان موزهٔ لوور پاریس کار کرد. در سال ۱۸۶۲ برای تحصیل نزد چارلز گلیر (Charles Gleyre) رفت و در استودیو شخصی او با بازیل اگوست رنوار(Bazille)، کلود مونه (Monet)و سیسلی( Sisley) آشنا شد و به عضویت گروه آنها در‌آمد. در سال ۱۸۷۰ اولین طرح خود را کشید و از آنپساغلببامونهکارکرد.

وی در دومین، سومین و هفتمین دور نمایشگاه امپرسیونیسم همراه مونه و دیگر پیشگامان این مکتب نقاشی شرکت کرد و در طی سال‌های ۱۸۷۸ تا ۱۸۸۳ نمایشگاه‌هایی را به صورت انفرادی بر‌پا کرد. در سال ۱۸۷۵،مشکلات مالی هنرمندان سبک امپرسیونیسم آنها را وادار به حراج آثار خود کرد. در سال ۱۸۹۰ برای آخرین بار در یک نمایشگاه گروهی همراه دیگر امپرسیونیست‌ها شرکت کرد و مدال لژیون را نصیب خود کرد. رنوار با وجود ناراحتی‌های جسمانی که داشت تا آخر عمر به نقاشی کشیدن ادامه داد و سرانجام در سال ۱۹۱۹ در فرانسه در‌گذشت.(اینجا)

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 7 دی1387ساعت0:40توسط مجید نصرآبادی |
نورین معتمد Noreen motamed /نقاش

                      پرتره نورین معتمد

نورین معتمد متولد آبادان و بزرگ شده تهران است و از سال 1983 به طور حرفه‌ای فعالیت نقاشی خود را آغاز کرده است.

نورین معتمد نقاشی خوش قریحه است که در سبکهای متفاوتی در حال تجربه اندوزی است. او در مجموعه آثارش سبکهای فیگیوراتیو، ناتورالیست، پرتره، سورئالیسم، آبستره، رئالیسم، انسان و طبیعت و مجموعه‌ای با عنوان بافندگان دارد.

نورین معتمد در مجموعه بافندگان، توانسته است که تلفیقی از هنر مینیاتور با فضاهای سنتی و بومی را داشته باشد. او در این مجموعه به آنچه سبک کاری فیروزه گل‌محمدی در کتاب"زن، آب و آیینه" که پیشتر از این منتشر شده است، نزدیک گردیده است. هر چند سبک کاری معتمد با گل‌محمدی متفاوت است اما در به تصویر کشاندن موضوعی واحد، دارای اشتراک هستند. زنان ایلیاتی، بافندگان گلیم و جاجیم، رقص و شادی‌های آیینی، موضوع بخشی از این نقاشی‌های مجموعه‌ی بافندگان می‌باشد.

                              

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 23 آذر1387ساعت16:22توسط مجید نصرآبادی |
مروری بر فیلمی از میلوش فورمن/ اشباح گویا

مروری بر فیلمی از میلوش فورمن

شبح آزادی 

مجید نصرآبادی

          قصه "اشباح گویا" از انگیزاسیون کلیسا در اسپانیای اواخر قرن هیجدهم آغاز می شود . این فیلم برخلاف سایر فیلم‌های که درباره انگیزاسیون به نمایش درآمده، زمانی پسینی تر دارد. فیلم های که برای جوردانو برونو، متاله مسیحی و یا فیلم "نام گل سرخ" (که داستانی از امبرتو اکو است) ساخته شده است، مربوط به اروپای قرون پیش از 14 میلادی است اما داستان تفتیش عقاید در "شبح گایو" مربوط به اروپای قرن 19 می‌باشد. البته فیلم "اشباح گویا" اواخر این دوران را در سالهای پایانی قرن هیجدهم و اوایل سده نوزدهم و اشغال اسپانیا توسط فرانسه و  بریتانیا را به تصویر می‌کشد و "فرانسیسکو گویا" در این میان ، تنها در این میان نقش راویی را بازی می‌کند که خود نیز در فرایند روایت دخیل است. کسی  که با نقاشی هایش ، وقایع آن سالهای آتش و خون را در اسپانیا ، به ثبت تاریخی رساند                               

                                                         

 

Goya's Ghost

اشباح گویا (محصول: ۲۰۰۶)

 

 ادامه را در    سرای فکر آزاد بخوانید

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه 21 آبان1387ساعت18:43توسط مجید نصرآبادی |
تابلو وداع تلماك با اوشاريس اثر ژاك لويي داويد

ژاک لوئی داوید (به فرانسوی: Jacques-Louis David) (۳۰ اوت ۱۷۴۸ - ۲۹ دسامبر ۱۸۲۵) نقاش نامدار فرانسوی و از پیشگامان سبک نئوکلاسیک بوده است.

ژاک لوئی داوید از دانش‌آموختگان مدرسه عالی ملی هنرهای زیبای پاریس بود.

وداع تلماك با اوشاريس

وی از هواداران انقلاب فرانسه و از دوستان نزدیک ماکسیمیلیان ربسپیر، یکی از معروفترین رهبران انقلاب فرانسه و بعدها از هواداران ناپلئون بوناپارت گردید. ژاک لوئی دیوید پس از تبعید ناپلئون و بازگشت بوربون‌ها به سلطنت فرانسه، بخاطر نقشش در اعدام لوئی شانزدهم، محاکمه شد. اما لوئی هیجدهم وی را مورد بخشش قرار داد و حتی به وی پیشنهاد همکاری با دربار را کرد. اما ژاک لوئی داوید آن را نپذیرفت و خود را به بلژیک تبعید کرد.

وی در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۸۲۵ میلادی در بروکسل درگذشت

يكي از زيباترين آثار داويد تابلوي زيبايThe Farewell of Telemachus and Eucharis است .

 

 

ادامه مطلب را در   سرای فکر آزاد   بخوانید

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت1:0توسط مجید نصرآبادی |
كاسيمير ماليويچ

                        خواب كارخانه ي كمونيسم                

 عنوان اين تابلو " خواب كارخانه ي كمونيسم" است .

خواب كارخانه‌ي كمونيسم ( Dream Factory Communism )

" هنر يعني حضور ، و نقاشي كردن به معناي خاص ، يعني چيره شدن بر تمامي بوم نقاشي است " در مي 1924 ، چهار ماه پس از مرگ لنين ، مالويچ اين جمله را در يكي از مجلات مي نويسد.

 ادامه را در  سرای فکر آزاد  ببینید

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387ساعت17:13توسط مجید نصرآبادی |
زن ، آب ، آيينه ( نگاهي به فراسو ) ؛ فيروزه گل محمدي
.تصویر کتاب

فيروزه گل محمدي در تهران به‌دنيا آمده و اولين زن ايراني است كه در زمينه تصوير‌گري و نقاشي در جامعه بين‌المللي هنر به شهرت رسيد . تكنيك اصلي او چاپ دستي با جوهر و همه‌مواد  mixed media است . او اخيراً با استفاده از رنگ اكريليك كاغذ‌هاي غير‌رسمي را نيز به كار مي‌گيرد و گاهي نيز در كنار نقاشيها خط‌نگاري مي‌كند . او پيش از هر چيز از مينياتور ايران بهره گرفته و از سوي منتقدين هنري به عنوان مينياتوريستي نوآور اعتبار يافته است در آثار او ضمن آنكه جوهر اصول مينياتور غالب است ، فرم‌ها و عناصر مدرن شده‌اند

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387ساعت13:39توسط مجید نصرآبادی |
آثار تجسمي پرستو فروهر
حیفم اومد که کارهای پرستو فروهر را برایتان معرفی نکنم.به این آدرس برویدپرستو فروهر

این هم تعدادی از آثارش

 

 

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت20:48توسط مجید نصرآبادی |
. .